چگونه می توان به صحت گزارشهای منابع تاریخ اسلام دست یافت؟
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: چگونه می توان به صحت گزارشهای منابع تاریخ اسلام

پاسخ:

هر علم اصول و قواعدی دارد که با دانستن آن قواعد و اصول میتوان به صحت و یا عدم صحت آن علم رسید. علم تاریخ هم از این قاعده استثناء نیست و با دانستن آن اصول و قواعد خاص خود به درستی یا نادرستی واقعه تاریخی میتوانیم برسیم. تاریخ نگاری در اسلام از همان آغاز به صورت ثبت و نقل حوادث و رویدادها به طور پراکنده شروع شد و مشاهده میکنیم بسیاری از مورخان آن اندازه از روایات و حوادث مهم که به دست شان رسیده است را با تحقیق و پیگری نقل کرده اند. تلاش مورخان در نقل حوادث باعث شد که این دانش در میان سایر دانشهای اسلامیدارای جایگاه و مقامی شود به طوری که بعدها علم رجال و فن جرح و تعدیل در شمار ابزارهای اصلی مورخ قرار گرفت.
عناصر مهم در تاریخ نگاری اسلام عبارتند از: 1. موازین و معیارهای صحیح را ملاک قرار دادن، استناد به عینیتهایی که به اصول نظری، عقلی و شرعی منتهی میشود و بر وقایع تکیه دارد. زیرا هر گونه خللی که در این معیارها وارد شود بدون تردید در نتایج نیز اثر خواهد گذاشت. برای مثال کسی که به اجتهاد و عدالت همة صحابه معتقد است و تنها حضور او زمان پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ را ملاک صحابی بودن میداند هر چند آن حضرت را از دور درک کرده باشد و آن را معیار داوریهایش قرار دهد مسلّماً هیچ گاه به نتیجة صحیح نخواهد رسید1(1). و مطمئناً کسی که صحابه را نیز همانند دیگر مردم فرض میکند حقایق را بهتر کشف میکند چون در میان صحابه افراد هوشمند و کودن، مطیع و عاصی، دانا و نادان، بی اعتنا به دنیا و شیفتة دنیا _ شجاع و ترسو، مؤمن و منافق وجود داشته است. و نیز کسی که معتقد است سنت بر قرآن برتری و حاکمیت دارد و عمل صحابی یا خبر واحد را بر نصّ قرآن مقدم میداند قطعاً به حقیقت نمیرسد زیرا آن کسی که به قرآن معتقد است همه چیز را بر قرآن عرضه میکند اگر منطبق بر آن بود حق میپندارد و در صورت مخالفت با قرآن آن را باطل و نادرست میداند2(2).
2. رعایت عینیت در تحقیق و کاوش و حفظ امانت درستی و عدم جانب داری و تعصب در حقایق به جهت تعلق داشتنبه یک مذهبیا انگیزههای ملی و نظایر آن: که در تحقیق و نگاه کردن به متون تاریخی به خوبی میفهمیم کهیک مورخ مذهب تسنن داشته و به مسایل اهل تشیع نپرداخته و اگر پرداخته به صورت ناقص و پراکنده و موارد دیگر ... .
3. قدرت جمع بندی و داشتن تسلط عقلی و فکری و برخورداری از دقت بسیار و ژرف نگری در موضوع و متکی نبودن به اسناد و مدارک موجود و طالب بیشتر بودن: که با دقت در متون تاریخی به این میرسیم که بعضی از مورخان برای دقت و نتیجة بهتر دست به مسافرتهای زیادی میزدند و تمامیاسناد و مدارک دسترسی پیدا میکنند که به عنوان نمونه میتوان به مسعودی صاحب مروج الذهب اشاره کرد.
4. تکیه به قرآن و حدیث: از آن جا که قرآن مهمترین معیار و مدرک است، باید در شناخت سیرة پیامبر و ائمه _ علیهم السلام _ سرگذشت پیشینیان اسلام مورد استناد قرار گیرد زیرا بسیاری از مدرکها و نمونههای سودمند در این زمینه در قرآن وجود دارد. به ویژه در زمینة آثار جغرافیایی و در معرفی چهرههای تاریخی مانند: ابولهب و ... و هم چنین قرآن آئینة تمام نمای شخصیت پیامبر اسلام است که در بسیاری از گزارشهای تاریخی به کار میآید. حدیث نیز همین گونه چون حدیث حاوی اشارات بلکه نصوصی است که اصول و موازین سودمندی در پژوهشهای تاریخی دارد و اطلاعات مهم و فراوانی دارد و منابعی که بر قرآن و حدیث تکیه دارند و در رویدادهای تاریخی ازآنها استفاده کرده باشند از جایگاه بیشتری برخوردارند.
آن دسته از منابعی که بی اعتنا به احادیث هستند دربارة سرگذشت و سیرة پیامبر داوری کرده اند دچار لغزش و اشتباه خواهند شد چرا که حدیث در شناساندن شخصیت پیامبر میتواند سودمند باشد در حدیث خلافتها و نکتههای بسیار با ارزشی دیده میشود.
5. عقل و تجربه نقش مهمی در تشخیص درستی یا نادرستی بسیاری از روایات تاریخی دارد.
پس به طور کلی علوم و وسایلی که در زمینه کار تاریخی مورد استفاده قرار میگیرد هم زیاد است و هم متنوع و با توجه به اختلاف و تنوع روایات و رویدادهای تاریخی باید در نظر داشت که هر یک از آنها را مورد نظر و دقت قرار داد و آن گاه به ارزیابی یک متن تاریخی پرداخت مثلاً میتوان در تأیید یا نفی یک متن تاریخی از آیات قرآنی استفاده کرد و گاهی ممکن است از تفسیر یا علم حدیث یا انساب، جغرافیا، ادبیات و ... مورد استفاده قرار داد. پس در تاریخ اسلام آن پژوهشی علمیت و کاشف از حقیقت است که واجد شاخصهایی چون، امکان عقلی، استناد معتبر، هماهنگی محتوا و سازگاری با وقایع و قرائن خارجی بوده و مخالف با قرآن و روایات صحیح نباشد.

                                                                 نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. مقدمة ابن خلدون، صص 8-5 و 13.
2. مجموعه مقالات تاریخ اسلام، نوشتة سید حسین فلاح زاده، ج 1، ص 23، انتشارات دفتر نشر معارف، 1381.