نظرعلمای اسلام درباره ی فلسفة تاریخ چیست؟معنای امت واحده چیست؟
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نظرعلمای اسلام درباره ی فلسفة تاریخ چیست؟ ،معنای امت واحده چیست؟ ،فلسفه تاریخ یعنی چه؟

پاسخ:

مراد از تاریخ سرگذشت پدیده‌ها و وقایع گذشته است. تاریخ مطالعه‌ای است در احوال گذشتة نوع بشر و توجّه اصلی تاریخ به تجربیات انسانی معطوف است.
اگر تاریخ‌نویس از رویدادهای طبیعی ذکری به میان می‌آورد به این علّت است که آن رویدادها بر زندگی انسانها اثر گذاشته استبراین اساس باید قبول کنیم که هدف اولیة مطالعات و بررسی‌های تاریخ نویس، گذشته انسانهاست.
مورخ در صدد دستیابی به یکی از این دو هدف است. نخست اینکه مورخ خود را محدود و مقید به توصیف دقیق رویدادها می‌کند. دیگر این که وی هدف را از حد این فراتر ببیند و نه تنها آنچه را که روی داده است بازگو می‌‌نماید بلکه هم چنین آن را تشریح می‌کند و علل رویدادها را ذکر می‌نماید که این قسم را فلسفة تاریخ می‌گویند.(1)

فلسفه تاریخ یعنی چه؟فلسفة تاریخ یک نوع مطالعة درجه دوّم است که در واقع معلوم می‌کند که عامل محرک این وقایع خارجی چیست و خود به دو قسم تقسیم می‌شود:
1 ـ فلسفه نظری یا جوهری تاریخ: که عبارت است از مطالعة فلسفی، دربارة چرایی و چگونگی وقوع تحولات تاریخی و کشف منطق آن.
2 ـ فلسفة انتقادی یا تحلیلی تاریخ: که دربارة علم تاریخ و حجیّت استنتاجات علم تاریخ و تبیین و علیّت در تاریخ می‌باشد. به تعبیر دیگر فلسفه تحلیلی تاریخ روش‌شناسی علم تاریخ می‌باشد.
برای این‌که فلسفة نظری و فلسفة انتقادی تاریخ بهتر روشن شود لازم است به مسائلی که این دو نوع فلسفه با آن سرو کار دارند را بیان کنیم تا به هدف و حوزة کاری آن آشنا شویم:
نخست فلسفه انتقادی: مسائل فلسفه انتقادی تاریخ به چهار گروه عمده تقسیم می‌شود:
الف) تاریخ و دیگر علوم: وبکه بیان می‌کند تاریخ چه نوع علمی است و ارتباط آن با رشته‌های دیگر را مورد بررسی قرار می‌دهد. متداولترین نظری که دربارة تاریخ وجود دارد، آن را از زمرة رشته‌های مربوط به دانش نظری قرار می‌دهد. به موجب این نظریّه وظیفة مورخ این است که دربارة گذشته، حقایق را به طور جداگانه دربارة زمان حال کشف نماید. هنگامی که ما به نمونه‌های واقعی آثار تاریخی توجّه می‌کنیم از اعتبار ساقط می‌شود. در آن مرحله آنچه توجّه ما را به خود جلب می‌کند آن است که موّرخان به کشف سادة حقایق رویدادهای گذشته قانع نیستند بلکه آن‌ها علاوه بر بیان وقوع اتفاق قصد بیان علّت آن را نیز دارند.(2)
ب ) واقعیت و حقیقت در تاریخ: چشمگیرترین خصیصة تاریخ ‌آن است که، توصیف حقایق گذشته را می‌نماید که مستقیماً مورد بررسی و مشاهده واقع نمی‌شود، و بر آنچه مستقیماً مشاهده نشده است نمی‌توان یقین کرد، بلکه فقط نوعی اعتماد بر آن می‌باشد.
ت) تبیین تاریخی: سؤالی که مطرح است این که موّرخ در تبیین و تشریح رویدادهایی که بررسی می‌کند و از کیفیات ویژه‌ای برخوردار است یا نه؟ بهترین شیوة برخورد با این مورد، بررسی طریقه‌ای است که در علوم طبیعی بکارگرفته می‌شود امروزه دیگر هر کس که با فلسفه سر و کار دارد می‌داند که دانشمندان دیگر در صدد بر نمی‌آیند پدیده‌هایی را که با آن مواجه می‌شوند را مفهومی قطعی و نهایی توضیح دهند بلکه آنها به این کار بسیار ساده‌تر اکتفا می‌کنند که نظام خاصی مبتنی بر وجوه مشترک با وحدت شکلها بوجود آورند و به کمک این نظام تلاش کنند هر پدیده‌ای را که برای بررسی پیش می‌آید روشن و تشریح نمایند.
پ) عینیّت تاریخی: باید دو نکته را در نظر بگیریم:
1 ـ ازیک طرف مورخان اعتراف دارند در کارشان باید نوعی عینیت و بی‌طرفی وجود داشته باشد. این‌گونه مورخان تاریخ را از تبلیغ جدا می‌کنند و نویسندگانی را که اجازه می‌دهند احساسات و تعصبات شخصی بر عمل آنها در زمینة بازسازی گذشته اثر گذارد، محکوم می‌کنند.
2) اینکه مورخان در گذشته به یک حقیقیت عینی دست نیافته‌اند دلیل برای تصور عدم دستیابی مورخان به چنین حقیقتی نیست.
دوّم فلسفه نظری (جوهری) تاریخ: مسائل که این نوع فلسفه بدنبال ‌آن است از جنبة نظرپردازی مطرح است و ما هم سعی می‌کنیم نظریات مطرح را انتخاب کرده و بیان نمائیم.
1 ـ نظریة جغرافیای تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون در این نظریه بدنبال آن است که جغرافیا عاملی است که درتاریخ تأثیر می‌گذارد. (3)
2 ـ نظریه فلسفه تاریخ نوکو: نوکو نظریة رابطة قدرت با دانش را مطرح می‌کند او معتقد است که دانش انسانی همواره تحت تأثیر ساختار قدرت قرار می‌گیرد.(4)
3 ـ نظریه اقتصادی مارکس: او عامل محرک تاریخ را اقتصاد میداند.(5)

نگرش دانشمندان اسلام درباره ی فلسفه تاریخ با توجه به مبانی ودیدگاهها مختلف است . که به اهم آنها به اختصار پرداخته می شود:
1- برخی از فرق اسلامی به نقش جبر در پیدایش پدیده‌های تاریخی قائلند.
2-برخی نقش‌ اختیار را گسترده می‌دانند.
3- برخی تأثیر شخصیت‌ها را در پیدایش علل تاریخی عمده‌ترین نقش می‌دانند.
4- دیدگاه دیگر نه جبر و نه اختـیارمطلق را درپیدایش وتحول وحرکت تاریخ موثر دانسته بلکه مجموعه ای ازعناصر را درآن موثر می دانند.
بر این اساس تحلیل‌های گوناگونی دربارة فلسفه تاریخ ارائه شده است.(6)
برخی از دانشمندان اسلامی و برخی از دانشمندان غربی مسیحی نیز به آن معتقدند که جمع‌بندی تمام این نظریات این است: برخی از دانشمندان و فلاسفه مادی حوادث تاریخی و پیدایش آنها به علل مادی نسبت می‌دهند، ولی برخی از دانشمندان الهی اعم از مسلمان و برخی از غیرمسلمان می‌گویند نه تنها علت پدیده‌ها و حوادث تاریخی صرفاً نمی‌تواند مادی باشد، گذشته از علل مادی برای حوادث تاریخی و تاریخ غایت و هدفمندی قائل هستند، برخلاف برخی از فلاسفه غربی که تاریخ را فاقد اینگونه پیامدها و علل می‌دانند. بلکه به عواملی چون اقتصاد و غیره.. وابسته کرده‌اند.(7)
برخی از دانشمندان اسلامی با استناد به آیات قرآن نظیر این آیه: ... إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ(8) یا ذلک بان الله لم یک مغیراً نعمة انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم...(9)نگاه جبرگرایانه به تاریخ را اساسا نفی ومردود دانسته وبراین باورند که انسانها درتعیین سرنوشت وساختن آینده ی خود موثر هستند.
جبر تاریخی بر اساس این آیات مردود است، بلکه محور فلسفه تاریخ اسلام بر اساس بینش شیعه این است که محرک تاریخ انسانها هستند و انسان هست که در تاریخ‌سازی مؤثراند. و از دیدگاه شیعه تاریخ دارای غایت و هدف است و غایت و هدف تاریخی که شیعه به آن معتقد است. این است که همان انسانها غایت تاریخ را روشن خواهند نمود و به خاطر ظلم و استبداد و قتل و غارت، به فطرت الهی برگشته و عدالت خواهی به عنوان یک خواسته عمومی برای تمام جوامع انسانی خواهد بود و سرانجام غایت تاریخ روشن خواهد شد و قرآن نیز تاریخ و زندگی اجتماعی بشر را دارای غایت می‌داند و مبدأ و معادی برای تاریخ و عوامل آن قائل است و آن را به روشنی اثبات می‌نماید، اگر به مطالعه آیات قرآنی بپردازید و مراجعه کنید به این حقیقت خواهید رسید.
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ.(10)
برخی از فرقه ها مانند اشعر ی ها واهل حدیث به جبرتاریخی معتقد بوده وهمه امور را به دیده ی جبر نگریسته اند. نگاه برخی از مورخِن به تاریخ ازهمین زاویه بود که این دیدگاه را درتاریخنگاری نیز تاثیر داده اند.
برخی نیز همچون معتزله وعقلگرایان افراطی بر تاثیر مطلق عقل تاکید داشته ودرقضایای تاریخی با چنین رویکردی معامله کرده اند.

امت واحده به چه معناست؟امت واحده: اصطلاحی است که ریشه قرآنی دارد و باید برای معرفت و شناخت این دو واژه که از «امة» و «واحده» تشکیل شده به آیاتی از قرآن که به آن اشاره شده مراجعه کنیم:
وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً ... .(11)
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً واحِدَةً ... .(12)
کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ.(13)
این دو واژه در قرآن کریم در بین آیات کریمه آمده است، ولی واژه امة در بسیاری از آیات آمده است و معانی مختلفی دارد.
منظور آیات قرآن از مطرح کردن این دو واژه این است که می‌فرماید انسان در مراحل اولیه زندگی از یک گروه و یک تیره تشکیل می‌شد و از نظر طبقات اجتماعی و اقشار اجتماعی یک طبقه بود و همه یکی بودند و تمایز طبقاتی و گروهی و ادیان مختلف و مذاهب فرق در این مرحله از زندگی انسان راه نداشت. و این امر کاملاً طبیعی است چون انسان از آغاز به خاطر کمی جمعیت محدود بود در یک منطقه خاص و بر اساس قرآن کریم انسان و اولین اجتماع انسانی محدود در منطقه‌ای بود که حضرت آدم و اولادش و نسلهای بعدی او در آنجا زندگی می‌کردند و از یک شریعت و گروه تشکیل می‌شدند و دارای یک آداب و رسوم عرفی و اجتماعی و فرهنگی بودند و امکانات زندگی مشترک داشتند و همه در یک حدّ از امکانات برخوردار بودند، در اینحال وحدت کامل از هر جهت محقق بود، لذا قرآن از گذشته انسان به امت واحده یاد می‌کند.
انسان بعد از تکثیر نسل و رشد جمعیت در زمین به نژادهای مختلف تقسیم شد و طبقات و تیره‌ها و فرهنگها و آداب رسوم جدیدی را به وجود آورد، به طوری که بعد از گذشت مدت زمان طولانی کاملاً از همدیگر متمایز گشتند و خداوند متعال نیز برای آنها پیامبرانی فرستاد و رهبران دینی و حاکمان قرار داد. لذا اختلافات فرهنگ و مذاهب به وجود آمد و تشکیل شد. مثلاً دین یهود دین مسیح، دین مجوس، یا زرتشت، و دین مبین اسلام که کاملترین دین الهی است به وجود آمدند و پیامبران الهی از میان اقوام و ملل مختلف برانگیخته شدند و جمعیت جهان توسعه روزافزون و تکامل پیدا کرد.(14)
بنابراین امت، را نمی‌توان به معنی گروهی واحد محسوب کرد و امروز می‌توان جمعیت مسلمانان را یک امت، «امت اسلام» فرض کرد. گروهی که دارای مشترکات و اهداف و عقاید و فرهنگ مشترکی هستند و برای رسیدن به آنها در تکاپو می‌باشند.

                                                            نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. - والش ، مقدمه‌ای بر فلسفة تاریخ، ص 16، ( تهران ، انتشارات امیر کبیر، سال 1363).
2. - همان، ص 21 .
3. - ابن خلدون، مقدمه ترجمه گنابادی، ج 1، ص 157 ـ 155، و دکتر محمد علی شیخ‌، پژوهشی در اندیشه‌های ابن خلدون، (انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1363).
4. - نوکو و نظریة عدم استمرار در تاریخ، مارک پستر، ترجمة حسین علی نوذری، ص 85، (مجله تاریخ معاصر ایران، س1، ش1، بهار 1376.
5. - همان، ص 110.
6. ر.ک: شهید مطهری، فلسفه تاریخ، ج 1 و 2، انتشارات صدرا.
7. همان منبع، پیشین.
8. سوره رعد، آیه 11. خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی‌کند مگر اینکه اعمال و رفتار و خود آنها تغییر دهند.
9. انفال، 53. خداوند هیچ نعمتی را که برای انسان بوده است تغییر نداد، یعنی تبدیل به گرفتاری و عذاب ننموده است و این خود انسانها هستند که بااعمال و رفتار خودشان نعمت‌ها را از بین می‌برند و سرنوشت خویش را دگرگون می‌سازند.
10. قصص، 5. اراده الهی چنین است که بر مستضعفین منت گذاشته و آنها را در روی زمین امام و پیشوا و وارثین زمین خواهد کرد.. لازم است بدانید که این آیه کریمه، آیه‌ای است که اکثر مفسرین آن را درباره ظهور و حکومت امام زمان ـ علیه السّلام ـ تفسیر کرده‌اند.
11. هود، 118.
12. مائده، 48.
13. بقره، 213.
14. اقتباس از: علامه طباطبایی، المیزان، ج 2، جامعه مدرسین، ص 111 ـ 120.