آیا میتوان آینده تاریخ بشر را پیش بینی یا پیشگوئی کرد؟
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آیا میتوان آینده تاریخ بشر را پیش بینی یا پیشگوئی

پاسخ:

برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا دو اصطلاح پیش بینی و پیشگوئی را تعریف و محدودة ‌هر کدام را مشخص کرد، تا معلوم شود کدام یک از این دو در تاریخ بشری ممکن است. در فرهنگ لغت پیشبینی را به عاقبتبینی،‌ مآل اندیشی، جزم و احتیاط،‌ و آیندهنگری معنی کردهاند و همچنین پیشگوئی را به بیان اخبار و حوادث، پیش از وقوع آنها معنی کردهاند.(1) مفاهیمی چون پیش بینی و آیندهنگری،‌ غیبگوئی، پیشگوئی،‌فالبینی هر کدام در علم تاریخ بار معنایی خاص خود را دارند، چرا که از دیدگاه متفکران و دانشمندان علم تاریخ، چون در پهنه علم تاریخ معاینه و مشاهدة مکرر وجود ندارد، از سویی قوانین کلی عام نیز دیده نمیشود لذا قدرت پیشبینی را هم در توان خویش ندارد.(2) یعنی نمیتوان از آینده پیش بینی قطعی و صد در صد داشت. انسان با کشف و دستیابی بر قوانین حاکم بر تحولات تاریخی و شناخت نظام علیّت نهفته در طبیعت و معرفت بر وجود خویش و قدرت تغییر دهی و ایجاد تحولات و رخدادهای تاریخی و توان حد و حصر و شکوفائی نیروی عقل و استعدادهای خلاقه و بویژه شناخت اراده اجتماعی در بستر تاریخ، سرگذشت خویش و حوادث جماعات بشری را تجزیه و تحلیل کرده و با وقوف بدان و انطباق با یکدیگر، به برداشتهای نسبتاً نزدیک به واقع از تحولات آیندة ‌حیات خویش دست مییابد و به عبارتی پیش بینی میکند. اما بدلیل عدم تکرار در جزئیات و عدم ارائه یک قانونمندی قطعی، پیش بینی در تاریخ نیز بگونهای مشروط جلوهگر میشود. لذا به همین جهت از آینده به طور قطع و یقین خبر دادن و پیشگوئی پیامبرانه و غیر مشروط کردن و غیب گوئیهای غیر واقعی نمودن کار مورخان و انسانهای عادی نیست.
پیشگوئی خاص خداوند است چنانچه در قرآن می فرماید:" کلیدهای غیب، تنها نزد اوست. جز او کسی آنها را نمی داند."(3) و در مواردی علم به غیب با اذن خداوند به انبیای الهی محوّل میشود. آنجا که می فرماید: " اینها از خبر های غیب است که به تو ( ای پیامبر ) وحی می کنیم."(4) اشاره به رخدادهای آینده به شکل قطعی و صد در صد است. پس چون خداوند خالق و ایجاد کننده همه موجودات است و خالق باید از گذشته و آینده مخلوق خود خبر داشته باشد لذا خدا از آینده هم با خبر است و علم به غیب و کلیدهای غیب نزد خداوند است. پیشگوئی که انسانهای عادی انجام میدهند مبتنی بر سند و دلیل و معرفت تاریخی نیست و بر اساس توهمات است. مانند فال بینی.
از نظر قرآن،‌ تاریخ در نهایت امر بسوی امن و نعمت و رفاه و حکومت صالحان در زمین منتهی خواهد شد " ما خواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم."(5) این غایت را قرآن نه از قانونی علمی استنباط کرده و نه میتوان این سخن قرآن را سخن علمی دانست. صد در صد یک غیبگوئی است که فقط از خدا و افراد برگزیده خداوند ساخته است.
در سوره نور خداوند وعده میدهد که مؤمنان و نیکوکاران در زمین پیروز خواهند شد و به امن و ایمان خواهند رسید. خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده می دهد که قطعا آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید..."(6) سرانجام و سرنوشت تاریخ و ضمناً مسیر و بستر تکامل تاریخ به صورت پیروزی ایمان بر بیایمانی، پیروزی تقوا بر بی بند و باری،‌ پیروزی صلاح بر فساد، پیروزی عمل صالح و خدا پسند بر عمل ناشایسته بیان شده است. در آیات قرآن حکومت و تصاحب قدرت، کوتاه کردن دست قدرت های طاغوت، استقرار دین و ارزشهای اخلاقی و اجتماعی اسلام از عدل و عفاف،‌ تقوا، شجاعت، ایثار، محبّت(7) و... نوید داده شده است. یک نوع پیشگوئی است که از قدرت تاریخ و مورخ خارج است و تنها خداوند و پیامبران الهی میتوانند از چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده و در پرده غیب است خبر بدهند.
بنابراین باید گفت: که آینده تاریخ بشر را به طور حتم و صد در صد نمیتوان پیش بینی کرد بلکه پیش بینیهایی که در تاریخ بشر صورت میگیرد مشروط است یعنی با توجه به گذشته و حوادث اتفاق افتاده در گذشته و مطالعه دقیق آن و کشف قوانینی از آن و سپس توجه به مسائل و مقتضیات عصر خود انسان از قوانین گذشته استفاده میکند تا به هدفی که در آینده دارد، برسد.
اما پیشگوئی از آینده اختصاص به خداوند دارد و به اذن الهی، انبیاء نیز از برخی وقایع با خبر بودهاند. و در آیات متعدد خداوند از آینده بشر خبر داده است. و غیب گوئی کار مورخان و علم تاریخ و انسانهای عادی نیست. افرادی مثل فال بینان که از آینده خبر میدهند. بدون پایه علمی و بر اساس احتمالات و گمانه زنیها است . نمیتوان به آنها اعتماد کرد. چنانکه امیرمؤمنان کار منجمان پیشگو را زیر سؤال برد: ای مردم از فرا گرفتن ستاره شناسی برای پیشگوئی های دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریا نوردی و صحرا نوردی به آن نیاز دارید. چه اینکه ستاره شناس شما را به غیب گوئی و غیب گوئی به جادوگری می کشاند."(8)
در رابطه با آینده تاریخ دیدگاههای مختلف در ادیان و مکاتب مختلف وجود دارد که هر کدام دیدگاه خاصی نسبت به آینده دارند مثلاً مارکس معتقد است که تاریخ بطرف جامعة‌ بی طبقه سیر میکند یعنی اینکه تاریخ در مراحل و دورههای مختلف که همیشه شاهد نزاع طبقه پائین با طبقات بالا بوده در نهایت به مرحلهای میرسد که این نزاع از بین میرود و جامعهای بیطبقه بوجود میآید.(9) و یا به عقیده برخی فیلسوفان مسیحی وقتی که به نهایت تاریخ میاندیشند فتوی به سرانجامی مشخص و مقدس میدهند و بطریق علمی دولتی کلیسائی را بر همه عالم در آینده ای دور تسلط و تحکیم میبخشد.(10)
و یا مشاهده میکنیم دین باستانی ایرانیان نیز در رابطه با آینده معتقد است که بعد از چندین دوره نزاع بین خوبی و بدی (اهورا مزدا با اهریمن) در نهایت خوبی و روشنائی پیروز میشود.
اما عقیده اسلام‌و قرآن در رابطه با آینده تاریخ، میشود گفت که همان عقیده به مهدویت و پیروزی راستی بر کذب و عدالت بر ظلم است. با توجه به آیاتی که در این زمینه هست و قبلاً به آنها اشاره شد. حکومت و تسلط نهائی از آن صالحان و مستضعفان است و خدا وعده داده است به آنان که ایمان آورده و شایسته عمل کردهاند که البته آنان را خلیفههای زمین خواهد گردانید و تحقیقاً دینی را که برای آنها پسندیده است مستقر خواهد ساخت و مسلماً به آنها پس از یک دوره بیم و ناامنی امنیت خواهد بخشید.(11)
نتیجه گیری: پیش بینی مشروط در تاریخ امکان دارد اما پیش گوئی توسط افراد عادی امکان ندارد.

                                                                             نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. بهشتی، محمد، فرهنگ صبا، انتشارات صبا، چاپ اول، ‌1366، ص245، 246.
2. هروی، تاریخ و فلسفه تاریخ، دانشگاه آزاد بجنورد،(بی تا) ص 61.
3. انعام:59.
4. هود:49، یوسف:102.
5. قصص:5.
6. نور:55.
7. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران: انتشارات صدرا، چاپ پنجم، 1374، ج2، ص457.
8. - نهج البلاغه ، خطبه 79.
9. مطهری، مرتضی، فلسفه تاریخ، تهران: انتشارات صدرا، چاپ دوم، 1378، ج2، ص182.
10. سروش، عبدالکریم، فلسفه تاریخ، انتشارات حکمت، چاپ اول، 1357، ص 9.
11. نور:55.