آیا صحّت دارد که علمای شیعه نسبت به علمای اهل سنت کمتر به تاریخ پرداخته‌اند؟
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آیا صحّت دارد که علمای شیعه نسبت به علمای اهل سنت

آیا صحّت دارد که علمای شیعه نسبت به علمای اهل سنت کمتر به تاریخ پرداخته‌اند؟ اگر صحت دارد دلیل کم‌اعتنایی شیعیان به سیره نویسی و تاریخ نگاری به خصوص در قرون اولیه اسلامی چیست؟

پاسخ:

تاریخ ‌نگاری از جمله دانش‌هایی است که به موازات رشد و گسترش اسلام و با فاصله گرفتن از عصر نبوّت، از جانب مسلمین مورد توجّه قرار گرفته است و در این میان شیعیان نیز همچون سایر گروه‌های اسلامی در جنبش‌های تاریخ نگاری بالاخصّ در جنبش تاریخ نگاری عراق فعالیت فراوانی داشتند و آثاری از خود برجای گذاشته‌اند. دانشمندانی از شیعیان امامی در نگارش تاریخ اسلام، به خصوص موضوعات گوناگونی از سیرة نبوی و تاریخ تحوّلات سرزمین‌های اسلامی فعالیت داشتند. و به طور طبیعی در این میان، حرکت‌ها و جنبش‌های شیعی یا متمایل به شیعه برای علمای شیعه حائز اهمیت بودند. زیرا که آنها شاهد نگارش سیرة نبوی به روش‌های مختلف از جانب گروه‌های مختلف و با دیدگاه‌های متفاوت بوده و می‌دیدند که اخبار علویان و نهضت‌های شیعی از بین می‌رود و یا به صراحت تحریف می‌شود. لذا به دلیل آنکه شیعه پیوندی میان تاریخ خود و تاریخ حکام و خلفای وقت نمی‌دید، مستقلاً به تاریخ شیعه و علویان می‌پرداختند. از اولین مورخان مسلمان شیعی می توان از ابو مخنف (م157 هـ . ق) نام برد.(1)
در قرون نخستین اسلامی تک نگاری‌های تاریخی در میان گروه‌های مختلف از مسلمین رواج داشت ولی از آنجائی که در میان اهل سنّت افرادی چون طبری دست به ابتکار جالبی زده و بخش عظیم رساله‌های کوچک و بزرگ را در یک‌جا گردآوری کرده است و حتی از برخی رساله‌های شیعه نیز از قبیل مقتل ابی مخنف و دیگران استفاده نموده. چنین تصور می‌شود که علمای شیعه به تاریخ‌نگاری کم توجه بوده اند.
چنین اقدامی در میان دانشمندان شیعه در قرون اولیه اسلامی صورت نگرفته و همزمان با از بین رفتن رساله‌های تک نگارانه در تمدن اسلامی بخش مهمی از رساله‌های تاریخی شیعه هم از میان رفته است. و تنها موارد اندکی نظیر «وقعة الصفین» که ترجمه آن با عنوان «پیکار صفین» نوشته نصر بن مزاحم و «الغارات» نوشته ثقفی کوفی از قرون اولیه اسلامی به دست ما رسیده است و این نشان‌دهنده توجه علمای شیعه به تاریخ نگاری بوده است.
در دورة ائمه ـ علیهم السّلام ـ بالاخص امام باقر و امام صادق ـ علیهما السّلام ـ تعلیم مغازی و سیرة رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ در دستور کار آن حضرات بوده است.(2)
در میان روایات ائمه مذکور اخبار سیره فراوان بوده و به عنوان نمونه ابن اسحاق اخباری از امام باقر ـ علیه السّلام ـ در سیرة خود نقل کرده است و همچنین کتابی به نام مبعث النبی و اخباره ـ صلّی الله علیه و آله ـ از عبدالله بن میمون القداح وجود دارد که روایات خود را از امام باقر و امام صادق ـ علیهما السّلام ـ نقل می‌کند.(3) اینها شواهد خوبی می‌تواند بر توجه ائمه و شیعیان به اخبار و سیره و تاریخ باشد.
غیر از سیره پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تاریخ اسلام به طور عام هم مورد توجه علمای شیعه در قرون اولیه اسلامی بوده به طوری که اصبغ بن نباته از قدمای مؤلفین شیعه کتابی در مقتل امام حسین ـ علیه السّلام ـ داشته است.(4) و همچنین احمد بن عبیدالله ثقفی نیز آثاری از خود به جای گذاشته که در زمینه‌های مختلف تاریخی است.(5)
نجاشی در رجال خود تعداد زیادی از مؤلفین (مورّخین) شیعه را ذکر کرده که در قرون اولیه اسلامی آثاری در زمینه سیره پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ مقاتل ائمه، از جمله مقاتل علی ـ علیه السّلام ـ و امام حسین ـ علیه السّلام ـ از خود به یادگار گذاشته‌اند و به عنوان نمونه می‌توان به آثار جابر بن یزید جعفی اشاره کرد: کتاب الجمل، کتاب صفین، کتاب النهروان، کتاب مقتل امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ و کتاب مقتل الحسین ـ علیه السّلام ـ .(6)
اما اینکه تصور می‌شود علمای شیعه به تاریخ نگاری کم توجه بودند شاید به خاطر این است که اکثر آثار آنها یا از بین رفته‌ و یا اینکه بیشتر آن آثار به صورت تلفیقی در میان دیگر موضوعات آمده است.
از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ نگار دورة ائمه ـ علیهم السّلام ـ ابان بن عثمان احمر بَجَلی است که در زمینة اخبار انبیاء و سیرة رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ کتابی داشته که قسمتی از آن مفقود شده و از قسمت باقی مانده آن علمای بعدی استفاده کرده و از آن نقل مطلب نموده‌اند.(7)
قسمتی از کتب تاریخی که توسط دانشمندان شیعه به رشته تحریر در آمده است و مطالب تاریخی را با مطالب دیگر از قبیل کلام، حدیث و عقاید به طور تلفیقی آورده‌اند و لذا تصور می‌شود که دانشمندان به تاریخ توجه کمی داشتند و از این‌گونه کتاب‌ها نیز می‌توان به عنوان نمونه به دلائل الائمه از محمد بن مسعود عیّاشی عالم شیعه مذهب اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری، یاد کرد.(8)
و یا کتاب سلیم بن قیس هلالی که از نصوص کهن در دفاع از عقاید شیعه است در قالب حدیث در باب امامت و حاوی مطالب تاریخی نیز می‌باشد که در قرن اول هجری تألیف شده است. در قرون بعدی با رشد و شکوفائی تمدن اسلامی دانشمندان شیعه نیز در زمینه‌های مختلف از جمله در عرصه تاریخ نگاری آثاری از خود به یادگار گذاشتند از جمله الارشاد شیخ مفید، اصول کافی از کلینی هر چند کتاب اخیر، کتاب حدیثی است ولی بخش مهمی از تاریخ ائمه را هم شامل می‌شود، بصائر الدّرجات نوشته محمد بن حسن صفار و عیون اخبار الرضا از شیخ صدوق که برجسته‌ترین اثر دربارة زندگانی امام رضا ـ علیه السّلام ـ می‌باشد، از آثار تألیفی دانشمندان شیعه مباشند.
البته اگر بخواهیم آثار تاریخی شیعیان در قرون اولیه اسلامی را یک به یک نام ببریم شاید به صورت کتابی قطور در آید. بخشی از اطلاعات تاریخی شیعه همراه با کتب رجالی است و از آنجا که دانش رجال یکی از شعب مهم تاریخ است و مورد توجه علمای شیعه بوده و آثاری هم در این زمینه همراه با زندگی ائمه و اصحاب و راویان نگاشته شده است، مهم‌ترین اثر در این زمینه هم رجال کشی، رجال نجاشی، الفهرست ابن ندیم و دیگر کتب رجالی است.(9)
بنابراین می‌توان گفت که علمای شیعه از همان قرون اولیه اسلامی همراه دیگر علوم به تاریخ و تاریخ‌ نگاری مخصوصاً به سیره نویسی و مغازی و مقاتل در قالب‌های مختلف اهتمام فراوان داشتند که امروزه مبنای اصلی تاریخ تشیع برگرفته از آثار دانشمندان گذشته می‌باشد.
اگربه نظر می‌رسد که اکثر آثار و کتب تاریخی از دانشمندان سنّی هستند. این پیشگامی را باید معلول اوضاع سیاسی جامعه دانست، یعنی حدود شش قرن حکومت وخلافت در دست اهل سنت بوده است. لذا مورخان هم اغلب درباری بودند و به احوال حکام و خلفا توجه می‌کردند و از جانب آنها ازنظر مادی وسیاسی تقویت می‌شدند و آثاری به جا می‌گذاشتند. در حالی که در این مدت غیر از مدت کوتاهی که آل بویه حکومت را در بغداد بر عهده گرفتند و علمای شیعه مورخان بزرگی چون شیخ مفید و دیگران آثاری ارزشمند به جا گذاشتند، شیعیان از آزادی عمل و امکانات مهمی برخوردار نبودند. ولی با این همه نمی‌توان گفت که قصور و تقصیر از جانب علمای شیعه بوده چرا که آثاری هر چند اندک نشان از اهتمام آنها دارد. به هر حال شرایط زمانی در این میان نقش بزرگی در کاستی از فعالیت علمای شیعه داشته است. شرایط سیاسی واختناق و سانسورهای اعمال شده از طرف حکام در این امر تأثیرگذار بوده است.

 


پاورقی:

1. ولایتی، علی اکبر، فرهنگ و تمدن اسلامی، تهرا: دفتر نشر معارف، 1384، ص54.
2. ابن کثیر، ابوالفداء، البدایة و النهایة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول،1407ه، ج 3،ص 242.
3. نجاشی، رجال نجاشی. تصحیح آیت الله زنجانی، قم، مؤسسة النشر اسلامی، (بی تا) ص 213.
4. علامه مامقانی، تنقیح المقال، چاپ سنگی، ج 1، ص 150.
5. ابن الندیم، الفهرست، تصحیح تجدد. تهران: انتشارات مروی، چاپ اول (بی تا) ص 166.
6. نجاشی، پیشین، ص 129.
7. ابن الندیم، پیشین، ص 19 ـ 18.
8. همان، ص 245.
9. تهرانی، آقا بزرگ ، الذریعه، بیروت: دار الاضواء، چاپ اول، 1403 ه، ج 3، ص 219.