چطور طلاق هم مبغوض خداست و هم حلال خداست؟
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: چطور طلاق هم مبغوض خداست و هم حلال خداست؟

دین اسلام مسأله ازدواج را یک امر مقدسی می داند، و برای آن ارزش و اهمیّت زیادی قائل شده و از آن به عنوان محبوب ترین بناء در اسلام یاد کرده است و عزوبت و بی همسری را مکروه می شمارد. روایتی از پیامبر اسلام(علیه السلام) است که می فرماید: بدترین مردگان شما افرادی هستند که بی همسر از دنیا رفته اند.(1) و نیز می فرماید: اکثر جهنمیان افراد بی همسر هستند,(2) و یا در جای دیگر در فضیلت ازدواج می فرماید: دو رکعت نماز شخص همسردار، برتر است از انسان بی همسری که شب را با نماز و روزه به پایان ببرد,(3) و باز در جای دیگر فرموده: هر کسی ازدواج کند نصف ایمانش را بدست آورده است,(4) در مقابل ازدواج، طلاق را نکوهش کرده و از آن به عنوان مبغوض ترین بناء یاد کرده است.(5)
از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل شده که می فرماید: «خداوند دشمن می دارد، و لعن می کند مردی را که دلش می خواهد مرتب زن عوض کند، و زنی را که دلش می خواهد مرتب شوهر عوض کند».(6)
طلاق ویران کننده نظام خانواده است و همواره مایه سلب آرامش اعضاء خانواده ـ مخصوصاً زن ـ خواهد بود. زیرا طلاق یعنی جدائی و انفصال، همچنان که گفته شد، طلاق نقطه مقابل ازدواج است، و خداوند متعال جدایی را دوست ندارد.
در جامعه امروزی، انسان وقتی کمی به اطراف خود نگاه کند، متوجه خواهد شد که آثار مخرّب و سوئی که طلاق در جامعه از خود به جای می گذارد، شاید در مورد هیچ عملی پیدا نشود. مثلاً اکنون چه بسیار زنانی که به وسیله ی طلاق بی خانمان و بی سرپرست شده اند و با چه مشکلات بزرگی مواجه هستند، گاهی بعضی از این زنان برای رفع مشکلات خویش، خواسته یا ناخواسته به انواع مفاسد اجتماعی آلوده می شوند. علاوه بر این، بیشتر زنان مطلّقه مبتلا به انواع بیماری های جسمی و یا بیماری های روانی مانند: احساس شکست و احساس سرخوردگی در جامعه و دیگر امراض شده اند, بعضی از آنها برای تسکین آلام روحی خود به انواع مواد مخدر پناه می برند، و یا چه بسیار کودکانی که بوسیله طلاق، زندگی های نامعلوم و یا زندگی سردرگمی را پیدا کرده اند. اکثر این کودکان به خاطر کمبود مهر پدری و یا مادری دچار عقده های روانی هستند و به خاطر بی پناهی، اکثراً آلوده انواه بزه کاری ها از قبیل سرقت و مسائل اخلاقی و شرارت و اعتیاد می شوند. طبق یک تحقیق آماری که چند سال پیش از 100 زن فاحشه در تهران بدست آمده بود 31 نفر این افراد، والدینشان در اثر طلاق یا عوامل دیگر، جدا زندگی می کردند.(7) پس طلاقی که چنین معضلات و مفاسدی را در پی دارد و یا موجب از هم پاشیدگی کانون گرم خانواده ها می شود، چطور مبغوض خداوند متعال نباشد؟!
اکنون سؤال این است که اگر طلاق تا این اندازه مبغوض و منفور است، پس چرا اسلام آن را تحریم نکرده و برای آن مانع قانونی قرار نداده است؟
شهید مطهری ره در جواب چنین سؤالی می فرماید: راز مطلب این است که زوجیّت و زندگانی زناشوئی یک علقه طبیعی است نه قراردادی، و قوانین خاصی در طبیعت برای او وضع شده است، این پیمان با همه ی پیمان های دیگر اجتماعی از قبیل بیع و اجاره و صلح و رهن و وکالت و غیره تفاوت دارد که آنها همه صرفاً یک سلسله قراردادهای اجتماعی هستند، طبیعت و غریزه در آنها دخالت ندارد و قانونی هم از نظر طبیعت و غریزه برای آنها وضع نشده است، بر خلاف پیمان ازدواج که براساس یک خواهش طبیعی از طرفین که به اصطلاح مکانیسم خاصی دارد باید تنظیم شود.
بعد در ادامه می فرماید: پیمانی که اساسش محبت و همدلی است، قابل اجبار و الزام نیست، یعنی با زور و اجبار می توان دو نفر را ملزم ساخت که با یکدیگر همکاری کنند، اما ممکن نیست با زور و اجبار قانونی، دو نفر را وادار کرد که یکدیگر را دوست داشته باشند، نسبت به هم صمیمیت داشته باشند، و برای یکدیگر فداکاری کنند.(8)
بنابراین اگر به عللی این محبت و همدلی از بین رفت، پایه و اساس خانوادگی خراب و یک اجتماع طبیعی از هم پاشیده شده است. اسلام به چنین وضعی با تأسّف می نگرد، ولی پس از آنکه می بینید، اساس طبیعی این ازدواج متلاشی شده است، نمی تواند از لحاظ قانونی آن را یک امر باقی و زنده فرض کند. آنگاه قانون بخواهد به زور و اجبار این زندگی را به همین وضع نگه بدارد، هیچ موقع نخواهد توانست پایه و اساس این ازدواج را حفظ کند، پس اسلام به همین خاطر طلاق را جائز کرده است.
آیت اللّه مکارم شیرازی هم در مورد فلسفه طلاق چنین فرموده است: «بدون شک قرارداد زوجیّت از جمله قراردادهائی است که باید قابل جدائی باشد، چرا که گاهی عللی پیش می آید که زندگی مشترک زن و مرد را با هم غیر ممکن، یا طاقت فرسا و مملوّ از مفاسد می کند و اگر اصرار داشته باشیم که این قرار داد بماند، سرچشمه مشکلات زیاد می گردد، لذا اسلام با اصل طلاق موافقت کرده است و هم اکنون نتیجه ممنوع بودن کامل طلاق را در جوامع مسیحی ملاحظه می کنیم که چگونه زنان و مردان زیادی هستند که به حکم قانون تحریف یافته مذهب مسیح، طلاق را ممنوع می شمارند و قانوناً همسر یکدیگرند، ولی در عمل جدا از یکدیگر زندگی می کنند و حتی هر کدام برای خود همسری غیر رسمی انتخاب کرده اند، بنابراین اصل مسئله طلاق یک ضرورت است، اما ضرورتی که باید به حداقل ممکن تقلیل یابد و تا آنجا راهی برای ادامه زوجیت است کسی سراغ آن نرود».

                                                                                    نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. کلینی، محمد، فروع کافی، دارالکتب الاسلامیۀ، چاپ سوم، ج5، ص329، باب کراهة العزوبة.
2. حر عاملی، وسائل الشیعه، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ج14، ص8، باب کراهة العزوبة، حدیث 7.
3. فروع کافی، همان.
4. همان.
5. همان مدرک، ص 328، باب (الحض علی النکاح).
6. وسائل الشیعه، همان، ج15، ص267، باب کراهة طلاق الزوجة الواقفة، حدیث 6.
7. روزنامه حیات نو، تاریخ یکشنبه 27: 8: 1380، ص11، صفحه اجتماعی (موضوع تحث عنوان زنان خیابانی، مرگ خرید و فروش می کنند).
8. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام (مجموعه آثار) موضوع بحث طلاق، ص261ـ262.