آیا عملکرد سوء و نادرست برخی منصوبین رهبری................
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آیا عملکرد سوء و نادرست برخی منصوبین رهبری،

آیا عملکرد سوء و نادرست برخی منصوبین رهبری، در برخی پست‌ها، نمایندگی ها و ائمه جمعه ها، تضعیف ولایت فقیه نیست؟

پاسخ:

در پاسخ به این پرسش باید مطالبی را بیان نمود:
اولاً: افرادی که توسط مقام معظم رهبری برای عهده دار شدن مسئولیت های مختلف انتخاب می شوند با نظارت و کنترل ایشان و با مشاوره با متخصصان امر و با توجه به سوابق و خدمات آنها، انتخاب می شوند از این رو دقت لازم در گزینش و انتخاب این افراد صورت می گیرد و بهترین گزینه ممکن انتخاب می شود، اما با این حال، این بدان معنا نیست که افرادی که انتخاب می شوند از خطا و اشتباه یا تخلّف بدور باشند. از اینرو بر عملکرد آنها نظارت می شود و در صورت وجود عملکرد اشتباه تذکرات لازم به آنها داده می شود و در صورت لزوم از کار بر کنار می شوند و افراد دیگری جایگزین آنها می می کردند، بنابراین دقت و توجه لازم در انتخاب و گزینش افراد صورت می گیرد و بر عملکرد آنها نیز نظارت می شود.
ثانیاً. از آنجهت که مسؤلین و منصوبین ایشان نیز از جنس بشر بوده‌ و انسان ها از نظر میزان تقوی در درجات مختلف قرار دارند و شیطان همواره برای وسوسه انسان تدبیر می‌کند و معصوم نبودن کارگزاران ایشان و ده‌ها علّت دیگر موجب می‌شود نمایندگان رهبر انقلاب هم خالی از اشکالات نباشند که دراین مرحله، وظیفة انسان های آگاه و دلسوز و منصف و خیرخواه است که با ادلّه و شواهد، افراد خاطی را به مقامات ذی‌صلاح معرفّی نمایند، زیرا اگر چنین نکنند، خود نیز در گناه خطا کار شریک خواهند شد آنچه در اینجا گاهی دیده شده این بوده است که بعضاً شایعاتی در جهت تخریب منصوبین رهبر به وسیلة ضدّ انقلاب پخش شده است که بر اثر پیگیری افراد عدالت خواه، کذب شایعات روشن شده است و بعضاً از یک کاه، کوهی ساخته‌اند، یعنی یک خطای ناچیز را چنان علم کرده‌اند که آبروی مسلمانی ریخته شده است ، البتّه همان خطای ناچیز هم نباید انجام پذیرد، لکن بزرگ کردن خطای کوچک دیگران خود خطایی بزرگ است و لذا ارائه مدارک و ادلّه کافی و یقینی جهت برخورد با خاطیان اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسد.
ثالثاً. مبنا قرار دادن ناکارآمدی یک سیستم به دلیل وجود منصوبین نالایق و اشکال وارد کردن به منصوبین و مسئولین منتخب رهبر، نوعی ظلم کردن به رهبر است، زیرا بر فرض امام جمعة شهری مرتکب عملی خلاف گردید، چرا باید حیثیت و جایگاه ولی فقیه و رهبری یک نظام را زیر سؤال برد؟ در حالی که در عصر امامت و رهبری جامعه از سوی پیامبر اسلام و امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی ـ علیهم السّلام ـ نیز بعضاً کارگزاران آنها اشکالاتی داشتند، کافی است برای اثبات این مدّعا به حکومت داری کوتاه علی بن ابی طالب ـ علیه‌السّلام ـ نگاه کرد. نامه‌ها و خطبه‌هایی که علی ـ علیه‌السّلام ـ در سرزنش عملکرد افراد و اصحاب خویش در نهج‌البلاغه بیان نموده است کم نیست، نکوهش عثمان بن حنیف توبیخ عبیدالله بن عباس حاکم یمن،(1) دستور به اشعت بن قیس بمنظور حفظ بیت المال آذربایجان،(2) برحذر داشتن زیاد بن ابیه از خیانت در بیت المال،(3) و مواردی دیگر که در مدّت کمتر از پنج سال خلافت ظاهری علی ـ علیه‌السّلام ـ بیان شده است به عبارت دیگر در حالی که والی مسلمین، معصوم و پاکترین انسان بود، امّا تعداد معدودی از استانداران و فرمانداران و امیران لشگر او، افرادی بی‌لیاقت و چه بسا منافق و دورو بودند، بنابراین در عین حالی که در انتخاب افراد دقت لازم به عمل می آید ولی جهت تداوم حرکت امور به سمت صلاح آنچه مهم است این است که نظارت و کنترل بر انتخاب و عملکرد مسئولین انجام بگیرد و در صورت مشاهده نواقص و اشکالات بر خورد منطقی و لازم با این افراد انجام بگیرد و این کار به صور مختلفی بر مسئولین منتخب از سوی مقام معظم رهبری اعمال می شود که برخی از اثرات آن را ما مشاهده می کنیم.

                                                                                        نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. عبیدالله(برادر عبدالله بن عباس) که مدتی از جانب امیرالمومنین- علیه السلام حاکم یمن بود و لیکن چون دینش پول و دنیا بوده است به خبر او اعتماد نشده است و از راویان ضعیف بشمار می رود، (نهج البلاغه، شرح و ترجمه فیض السلام، نامه 41)، (شرح نهج البلاغه ابن میثم، ج5، نامه 40).
2. اشعث بن قیس .از منافق سیرتان معروف که از جانب عثمان (خلیفه سومّ) حکمران آذربایجان به مر‌کزیّت تبریز که بدلیل کارهای خلاف و ناشایست بارها مورد خطاب امام علی ـ علیه‌السّلام ـ قرار گرفت. ( ـ علیه‌السّلام ـ شرح و ترجمه فیض السلام، خطبه 19 و نامه 5).
3. زیاد، کسی بود که به زنازاده بودن او تاریخ شهادت می‌دهد. مادرش سمّیه نام داشت، او زمانی، منشی ابن عباس بود و پس از مدّتی امیر المؤمنین ـ علیه‌السّلام ـ ، او را والی فارس قرار داد، امّا پس از شهادت علی بن ابی طالب ـ علیه‌السّلام ـ، معاویه او را برادر خود خواند و در زمرة نزدیکان دستگاه بنی‌امیّه در آمد، (شرح نهج‌البلاغه، بن میثم، ج 4، نامه 20.