معانی علمی و حقیقی و مفهوم اصطلاحات
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: معانی علمی و حقیقی و مفهوم اصطلاحات ،پُلتیک، ژئوپلتیک، ابستراکسیون ،دکترین، الترناتیو، استراتژی ،آنارشیسم، میلیشیا، دموکراتیک

معانی علمی و حقیقی و مفهوم اصطلاحات زیر را به همراه منابع مرقوم فرمائید: پُلتیک، ژئوپلتیک، ابستراکسیون، دکترین، الترناتیو، استراتژی، آنارشیسم، میلیشیا، دموکراتیک.

پاسخ:


جواب تفصیلی:با سلام و تشکر از شما دوست عزیز که با این مرکز ارتباط برقرار نمودید، در خصوص سئوال فوق، با استفاده از فرهنگهای مختلف در علوم سیاسی که در ذیل این نوشتار به برخی از آنها اشاره شده است میتوان مفهوم واژههای فوق را بدست آورد:

1. پلتیک (policy _ politics): سیاست، شیوه حکومت.
این واژه که در گفتگوهای روزمره غالباً مترادف با کلمة «سیاست» به کار برده میشود، دارای ریشه یونانی و به معنای فن اداره کردن شهر میباشد. این تعبیر در مورد حکومتهای شهری یونان باستان استعمال میشده است. معنای اصطلاحی پلتیک در حال حاضر نیز همان هنر یا فن حکومت و اداره یک کشور است ولی این واژه به معنای خط مشی و روشِ کار هم به کار برده میشود.

2. ژئوپلتیک (geopolitic): (موقعیت) سیاسی ـ جغرافیائی.
این اصطلاح ترکیبی از دو واژة «ژئو» به معنای زمین و «پلتیک» به معنای سیاست است و مراد از آن رابطه بین وضع و موقعیت جغرافیایی یک کشور با وضع و موقعیت سیاسی آن است به عنوان مثال موقعیت جغرافیایی ایران که در همسایگی کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق و همچنین در مجاورت حوزههای نفتی خلیج فارس قرار گرفته است، شرایطی ایجاد میکند که خواه ناخواه در سیاست این کشور و نیز روش برخورد کشورهای دیگر با مسائل ایران تأثیر گذار خواهد بود که مثلاً به دلیل همین موقعیت خاص جغرافیایی ایران، آمریکا به عنوان دشمن اصلی این کشور مجبور است سیاست احتیاط آمیزتری در قبال ایران در پیش گیرد.

3. ابستراکسیون (obstruction): اشکال تراشی، کارشکنی، جلوگیری و ممانعت.
این واژه که در اصل دارای ریشه فرانسوی است در اصطلاح به معنای مسدود ساختن یا معوق نمودن تصویب قوانین در مجلس است که در مورد شیوههای جلوگیری از تصویب بعضی قوانین در پارلمانهای دنیا به کار میرود. ابستراکسیون معمولاً از طرف اقلیت پارلمان برای جلوگیری از تصویب قوانین از سوی اکثریب بکار گرفته میشود و رایجترین آن، خروج از جلسه برای جلوگیری از حصول اکثریت لازم برای اخذ رأی میباشد.

4. دکترین (doctrin): اصول عقاید، مکتب و تعالیم.
این واژه از ریشه یونانی Doctrineمشتق شده است. دکترین به نظریه، تعالیمِ علمی، فلسفی، سیاسی، مذهبی و مجموعهای از نظامهای فکری اطلاق میگردد که بر پایة اصول معینی مبتنی باشد. این اصطلاح نوع خاصی از جهان بینی است که برنامههای سیاسی براساس آن بنیاد گرفته باشد. دکترین همچنین به تنظیم اصولی که بر طبق آن دولتها مشی خود را به ویژه در روابط بین الملل تعیین میکنند اطلاق میشود در زبان فارسی این واژه معادل کلمة «آیین» به کار میرود.

5. الترناتیو (alternative): راه چاره، اختیار، انتخاب و جانشین.
در اصطلاح سیاسی به شقوق و راههای مختلفی اطلاق میشود که دولتمردان سیاسی بر میگزینند.

6. استراتژی (strategy): طرح، تدبیر، نقشه.
این واژه در اصل یک اصطلاح نظامی است که فن لشکرکشی یا تدبیر جنگی را معنا میدهد ولی در سیاست به معنای طرح کلی یک مبارزه سیاسی یا برنامهریزی در عرصه امور سیاسی است. این اصطلاح غالباً همراه «تاکتیک» به کار برده میشود که به معنی شیوههای عملی اجرای یک طرح کلی یا همان استراتژی است.

7. آنارشیسم (anarchism): آشوب طلبی، هرج و مرج خواهی.
ریشه لغوی آنارشیسم کلمة یونانی anarkhia به معنای فقدان قدرت و حکومت است آنارشیسم در واقع یک نوع فلسفة سیاسی رادیکال است که مبنای آن بر یک جامعه بدون دولت قرار گرفته است به عقیده آنارشیستها سازمان حکومت و قدرت دولت مانع اصلی آزادیهای بشری است البته آنارشیستها در خصوص این که چگونه میتوان با حذف دولت و سازمان حکومت، جامعه را اداره کرد اتفاق نظر ندارند. تنها راه حلی که بسیاری از آنارشیستها برای اداره یک جامعه بدون دولت پیشنهاد میکنند تشکیل انجمنها و سازمانهای غیردولتی از طرف مردم برای امور اجتماعی و تعیین ضوابطی برای ارتباط آنها با یکدیگر است ولی برای رسیدن به این هدف و سرنگونی دولتهای حاکم اختلاف نظر شدیدی بین رهبران و پیروان آنها به چشم میخورد به عنوان نمونه آنارشیستهای انقلابی خواهان سرنگونی دولتهای حاکم از طریق خشونت و ترورهای سیاسی هستند در حالی که آنارشیستهای محافظه کار و مذهبی مبارزه منفی و عدم خشونت را توصیه میکنند. به همین ترتیب درباره جامعهای که باید جایگزین حکومتهای فعلی جهان شود نیز بین آنارشیستها اختلاف نظر جدّی وجود دارد. آنارشیستهای انقلابی و چپ، خواهان استقرار یک نظام کمونیستی و جامعه بدون طبقه و همچنین به دور از قیود مذهبی میباشند در حالی که آنارشیستهای محافظه کار و مذهبی معتقدند که مذهب، خود بهترین جانشین برای دولت است و اصول دین و معتقدات مذهبی مردم میتواند اساس و ضابطة محکمی برای روابط اجتماعی مردم بعد از حذف دولت باشد.

8. میلیشیا (militia): نیروی نظامی.
در اصطلاح سیاسی به وضعیتی اطلاق میشود که در آن حکومتِ ارتش سالاری (militiarism) در جامعه حاکم گردد. این وضعیت به معنای نظامیگری و حاکمیت ارتش و سازمان نظامی یک کشور بر دستگاه اداری و حکومتی است.

9. دموکراتیک (democratic): وابسته به حکومت ملی، طرفدار حکومت مردمی.
این اصطلاح مشتق از واژه یونانی demokratia میباشد که از دو کلمة یونانی demos به معنای مردم و kratos به معنای قدرت و حکومت تشکیل شده و ترکیب آن دو «حکومت مردم» معنی میدهد. حکومت دموکراتیک یا دموکراسی دارای تعاریف و انواع متعددی است که از زمان افلاطون به این سو مفاهیم مختلفی از آن اراده شده است. این حکومت امروزه غالباً به صورت غیرمستقیم یعنی با تعیین نمایندگان و تفویض اختیارات حکومتی به آنها به کار میرود.