کنوکرات چیست و به چه کسانی تکنوکرات‌های فرهنگی یا سیاسی می‌گویند؟
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: کنوکرات چیست و به چه کسانی تکنوکرات‌های فرهنگی

پاسخ:

تکنوکراسی «Technocracy» که از واژه «تکنیک» یا فنّ می‌آید به معنی حکومت دانایان فنّ یا «فن سالاری» است و عناصر تشکیل دهنده این نوع حکومت‌ها را تکنوکرات می‌گویند. تکنوکراسی پدیده جدیدی است که با پیشرفت علوم و فنون و نقش روزافزون دانش و تخصّص در کار حکومت به وجود آمده و در بسیاری از کشورهای پیشرفته تکنوکرات‌ها یا دانان فنّ, بدون توجه به عقاید سیاسی و خصوصیات طبقاتی آنها حسّاس‌ترین و مهمترین کارها را به دست خود گرفته‌اند.
در واقع با پیشرفت دانش و فنّ، عقائد سیاسی اشخاص تحت الشعاع علم و تخصّص آنها قرار می‌گیرد و حزب یا احزابی که با به دست آوردن اکثریت در پارلمان «مجلس» حکومت را به دست می‌گیرند، در کار حکومت و اموری که به تخصّص نیاز دارد از افراد غیرحزبی و حتّی اعضای متخصّص حزب مخالف استفاده می‌کنند.(1)
این اصطلاح را در سال 1919 م مطابق با 1298 شمسی مهندسی به نام ویلیام هنری اسمایت در کالیفرنیا به پیشنهاد «حکومت صاحبان فنّ» جعل کرده است و شخصی دیگر به نام هاوارد اسکات آن را پذیرفت و رواج داد، فن‌سالاری به صورت یک جنبش اجتماعی، چند صباحی در نخستین سالهای دوره رکود در ایالات متحده آمریکا رواج یافت. این اصطلاح در دهه 1960 م در فرانسه رواج پیدا کرد و در آنجا آن را با نظریه‌های سَن سیمون «که تشکیل جامعه‌ای تحت حاکمیت دانشمندان و مهندسان را پیش‌بینی کرده بود» یکی دانستند و آن را نویسندگانی چون ژان منو و دیگران به کار بردند تا استدلال کنند که قدرت واقعی از نمایندگان برگزیده به کارشناسان رسیده است و اکنون «نوع جدیدی از حکومت آغاز می‌شود که نه مردم‌سالاری یا دموکراسی است و نه دیوان سالاری بلکه فن سالاری است».
قدرت فنّ سالاران را با پیدایش برنا‌مه‌ریزی اقتصادی، تفکر استراتژیکی در مسائل دفاعی و گسترش علم و تحقیق یکسان دانسته‌اند. بیشتر تحلیل‌گران اجتماعی می‌پذیرند که در جامعه پیشرفته صنعتی نقش متخصصان گسترش یافته است ولی تردید دارند که حکومت صاحبان فن بتواند جانشین نظم سیاسی شود.(2)
با این حساب باید مشخّص شده باشد که تکنوکراسی چه معنائی دارد و تکنوکرات به چه کسانی اطلاق می‌شود. به طور کلی و خلاصه باید گفت تکنوکرات‌ها کسانی هستند که فنّ و تکنولوژی را برتر از هر چیزی حتّی مذهب می‌دانند و فنّ سالاری را برتر از هر اصولی می‌شمارند و معتقدند صنعت و تکنولوژی بالاتر و مهمتر از هر اصلی است و فنّ سالاران مستحق حکومتند.
در یک جامعه تکنوکراسی یا فن سالاری ابزار و‌آلات نقش کلیدی را در جهان اندیشه‌های فرهنگی آن جامعه برعهده دارند. اصولاً ابزار و تکنیک در فرهنگ و سیاست هضم نمی‌شود، بلکه به آن هجوم می‌برد، لذا تکنوکراسی خود را یک فرهنگ مستقل می‌داند.
در این جامعه، ابزار و تکنیک در اجتماع و فرهنگ هضم نمی‌شود، بلکه به آن هجوم می‌برد و خود بر آن است که به فرهنگ تبدیل گردد. در اینجاست که باید سنن و آداب، افسانه‌ها و عقائد. سیاست و مقررات و حتّی مذهب برای بقای خود وارد نزاع شود و دست به مقاومت بزند. در حقیقت باید گفت که ریشه نهال تکنوکراسیِ مدرن مغرب زمین، در قرون وسطای اروپا نهفته است که سه اختراع بزرگ آن را آبیاری کرده است اختراع ساعت که با آن برداشت جدیدی از زمان حاصل شد،‌ صنعت چاپ که ورقهای مکتوب آن به عصر نقلهای شفاهی و سینه به سینه پایان داد و اختراع دوربین نجومی که اساس و پایه‌های اعتقادی و جهان بینی یهودیت و مسیحیت را از اعتبار انداخت. در هر صورت در اواخر قرن 18میلادی، تکنوکراسی گام خود را برای حرکت به پیش و گسترش سیطره خود برداشت، به ویژه آن که شخصی بنام «آرک رایت» که به عنوان اولین نمونه سرمایه‌داری تکنوکرات قلمداد می‌شود، در کارگاهی صنعتی طرحی را ارائه داد که موجب شکوفائی روش سرمایه‌داری صاحب خصلت تکنوکراسی شد. این طرح عبارت بود از: چگونگی هماهنگی نظم و سرعت کارِ خود با کار ماشینها.
در هر حال، در قرون بعدی تکنوکراسی وسعت یافت تا جائی که شاهد ظهور پدیده‌ای به نام: تکنوپولی یا همان انحصارگری تکنولوژی هستیم. تکنوپولی در حقیقت، تکنوکراسی غلبه یافته مستبد و بلامنازع است، این امپراطور، همان تکنوکراتی است که اینک حاکم تمام عیار است. در حال حاضر اولین امپراطور تکنوکراسی آمریکا است و به همین علت است که دیده نگران آمریکا متوجه ژاپن و معدودی از کشورهای اروپائی است که در مرحله انتقال به تکنوپولی و کسب عنوان آن هستند.(3)
بدون شک آنچه درباره کشورهای پیشرفته عموماً و آمریکا خصوصاً، می‌توان گفت این است که ثمره یک قرن کار علمی این شد که آنها اعتماد و اعتقادات خود و حتّی عقیده به خود را نیز از دست داده‌اند. بر روی تَل این مفاهیم ویران شده و بر بالای این مخروبه، بدون تردید یک چیز مشاهده می‌شود و عینیت تام دارد، یعنی: «تکنولوژی».(4)
در کشور ما با توجه به آنچه گفته شد و توجه به اینکه دین در سیره قانونی و سیاسی، شناخته می شود، طبعاً اجازه نمی‌دهد تکنولوژی و صنعت بر رأس همه امور باشد بلکه خدا و دین را رأس همه امور می‌داند، ضمن اینکه تکنولوژی را در ضمن آن لازم می‌شمارد.

                                                                                   نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. مهرداد، محمود، فرهنگ جدید سیاسی، انتشارات هفته، ص 38.
2. اولیور استلی برس و آلن بولک، فرهنگ اندیشة نو، ترجمه گروه مترجمان، انتشارات مازیار، ص 586.
3. نیل پستمن، کتاب تکنوپولی، تسلیم فرهنگ به تکنولوژی، ترجمه دکتر طباطبایی، انتشارات سروش، خلاصه‌ای از ص 39 ـ 71.
4. همان، ص 273.