لیبرالیسم و مؤلفه‌های آن چیست؟
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: لیبرالیسم و مؤلفه‌های آن چیست؟

پاسخ:

به لحاظ تاریخی لیبرالیسم محصول رنسانس و یکی از ایدئولوژی های تمدن جدید است و شاید اصلی ترین صورت ایدئولوژیک اعراض و دوری بشر غربی از دین بوده است، لیبرالیسم در لغت به معنای آزادی خواهی و آزادی طلبی است و لیبرالها از آزادی، در واقع نفی قیودات دینی و محرمات مذهبی و اخلاقی و آزادی نفس اماره را طلب می کردند.(1)
لیبرالیسم به دلیل تأکیدی که بر آزادی نفس اماره و اباحیت و ترویج روحیه سوداگری دارد طبعاً در پیوندی تنگاتنگ با سرمایه داری و سودجوئی سرمایه سالاری قرار می گیرد «بدین ترتیب در طول سه قرن از رنسانس تا انقلاب فرانسه با کلیسازدائی (دین زدائی)، و این جهانی کردن امور، و نظریه های فردگرائی و لیبرالیسم، زمینه های اقتصاد تجاری سرمایه داری فراهم می آید.»(2)
به لحاظ فلسفی و معرفت شناختی، «فردگرائی» اصلی ترین شاخص فلسفی ایدئولوژی لیبرالیسم است از منظر این ایدئولوژی، انسان ها به صورت اتم هایی مستقل و خود بنیاد ـ که از خدا و آسمان و دیگر مردمان مستقل و بی نیازند ـ فرض می گردند و روابط آدمیان با یکدیگر، نوعی روابط کالائی و شیئی است.(3)
این فردگرائی فلسفی دقیقاً ملازم با روش شناسی تجربی است زیرا در باور لیبرالی «عقل تجربی» که محدود به حدود و ظرفیت های متدولوژی تجربی است تنها منبع فهم و شناخت فرض می شود و از نتایج و لوازم فردگرائی فلسفی و متدلوژیک، نسبی گرائی ارزشی و اخلاقی است، در فلسفه جدید غرب نیز شاهد هستیم که پوزیتیویسم همیشه با لیبرالیسم سیاسی تلازم و همراهی داشته است، لیبرالیسم به نسبیت ارزشهای اخلاقی معتقد است زیرا منشاء و منبع صدور تعالیم اخلاقی را نه منبع قادر مطلق غیبی، بلکه وجود متغیّر و جزئی انسانی می داند.
در باور لیبرالیستی ارزش به نوعی به اراده انسان متصل است. همانند سایه ای که به سایه ای دیگر پیوسته است و ارزشها که قبلاً به مفهومی در عالم اعلی رقم زده شده بود، به دامان اراده انسان سقوط می کند. واقعیت متعالی وجود ندارد. تصور از خوب غیر قابل تعریف و تهی است و انتخاب انسان می تواند آن را پر کند در نظر این ایدئولوژی هیچ قانون کلی اخلاقی وجود ندارد که بتواند به شما نشان دهد چه باید بکنید در این جهان هیچ نشان پذیرفته شده ای وجود ندارد.(4)
لیبرالیسم علائق و انگیزه های سودجویانه آدمی را به عنوان معیار تشخیص خوب و بد معرفی می کند از این روست که نظام اخلاقی لیبرالی بر اساس (اصالت منفعت) و پیرو اصالت فائده می باشد. در این ایدئولوژی، منشاء تکلیف اخلاقی در نفع شخصی خلاصه می گردد در جامعه لیبرالی هر کس جز به خود نمی اندیشد و خود را به عنوان شخصیت اثبات می نماید.(5)
تمایز بین واقعیت و ارزش، بخشی از فلسفه (اخلاقی) لیبرالی است ایدئولوژی لیبرالیسم به دو دلیل اصلی به نظریه غیراخلاقی بودن «هستی» و جدائی ارزشها از «هستی» روی می آورد. یکی به دلیل مبانی روش شناختی و متدلوژیک آن که به علت تجربی و پوزیتیویستی بودن به نتیجه ای جز این نمی رسد و دوم به دلیل ماهیت اباحی و نفسانی آن، زیرا با اعتباری و شخصی و نسبی فرض کردن ارزشهای اخلاقی و حذف مبانی و موازین ثابت و اصل گرفتن امیال و خواست های آدمی، انجام هر عملی که در جهت نیات نفسانی بشر است ممکن می گردد، از لوازم نظریه اخلاقی لیبرالی بی هدف و بی معنا بودن عالم و تهی بودن آن از نظر غایت است از همین روست که لیبرالها معتقدند هدف و معنای زندگی مثل هر معیار ارزشی دیگر امری است که آدمی به گونه خودبنیاد به زندگی خویش می بخشد و هیچ نسبتی با عالم و جهت گیری های کلی آن ندارد. در حالی که در اندیشه اسلامی، ارزشها و معیارهای اخلاقی منشاء و منبعی غیبی و آسمانی و ماهیتی مشخص و مطلق دارند و در قالب وحی الهی به بشر خاکی ابلاغ گردیده اند در این اندیشه «هستی» ماهیتی غایتمند دارد و در عالم آنچه اصالت دارد «خیر» و «نیکی» است که در چارچوب حکمت بالغه الهی معین و محقق گردیده. در عالم، نوعی نظام عمل و عکس العمل حاکم است و هستی نسبت به اعمال ما بی تفاوت نبوده و آدمی نتیجه رفتارهای خود را در دنیا و آخرت مشاهده خواهد کرد.(6)
یکی از ملاک های حاکمیت لیبرالیستی تساهل و تسامح است که آن پرهیز از امر به معروف و نهی از منکر در زمانی است که اقدام به آن میسر باشد «بنا به تعریف دیگر تساهل مدنی آزادی حاصل از این تعریف است.»(7) لیبرالها در آراء خود شدیداً بر «عقل گرائی» تأکید دارند و عصر طلوع لیبرالیسم را «عصر خردگرائی» می نامند. و تأکید ایشان بر «عقل» به معنای اصالت دادن عقل بشری در مقابل وحی الهی است و در واقع آنان با «خردگرا» نامیدن خود بر بی نیازی خود از هدایت آسمانی و اعراض از قوانین الهی پا می فشارند. در حالی که در اندیشة اسلامی خداوند یگانه قانونگذار و شریعت تجسم قانون آسمانی و یگانه راهنمای بشر است و وظیفه افراد بشر تنظیم و تطبیق قانون الهی به صورت احکام جزئی و تفصیلی است.(8)
در زمینه اقتصادی آدام اسمیت را باید طراح تئوری اقتصادی لیبرالیسم دانست این تئوری بر مبنای دو فرض اولیه قرار گرفته است:
1. اینکه انسانها موجوداتی خودخواه هستند که به دنبال تأمین منفعت خود روانند.
2. اینکه انسانها را باید در جهت ارضاء خودخواهی و سودطلبی های شخصی خود آزاد گذارد.
نظریه اقتصادی لیبرالها در واقع بیان خواستها و توقعات کلان سرمایه داران، سوداگران و بازرگانان اروپائی در جهت ایجاد فضائی مناسب برای «انباشت سرمایه» و تأمین خواستهای سوداگرانه شان بوده است. این باور اقتصادی دقیقاً منطبق با درک اتمیستی و کالائی لیبرالیها از روابط انسانی در قلمرو جامعه بشری است. آراء اقتصادی لیبرالی طرفدار انباشت ثروت و رونق بازار سودجوئی و سوداگری سرمایه داران به هر قیمتی (حتی به قیمت خرید خانه خرابی و فقر میلیونها انسان دیگر) است این نظریات هرگونه درک عدالت خواهانه و آرمان جویانه اخلاقی را مورد نفی و انکار قرار می دهد لیبرالها می خواستند که هیچ کنترل اخلاقی یا فردی و جمعی بر جریان گردش سرمایه براساس مکانیسم سودجوئی وجود نداشته باشد که این نظریه سرمایه سالارانه لیبرالی تحت عنوان اصل «بازار آزاد یا اقتصاد بازار» معروف گردیده است. تضاد و تغایر این روش با اندیشه های اقتصادی اسلام به خوبی روشن و مشخص است زیرا که در تئوری اقتصادی اسلام اگرچه با دولت مداری اقتصادی سوسیالیستی و نفی مالکیت خصوصی مخالفت شده و ماحصل دسترنج افراد محترم دانسته شده اما به هیچ رو این اجازه و اختیار داده نشده که سرمایه داران به هر شکل و شیوه تحت عنوان منطق «بازار آزاد» و به قیمت فقر و محرومیّت میلیونها نفر و به صرف تبعیّت از سودجوئی شخص و بی اعتنا به موازین اخلاقی و شرعی، به هر کاری که ضرورت منفعت طلبی و انباشت سرمایه اقتضاء می کرد دست بزنند. اندیشة اسلامی نظم اقتصادی را در جهت تأمین عدالت اجتماعی و اعتلای حقیقت انسانی آدمیان سامان می دهد نه بر مبنای منطق منفعت طلبی صرف.(9)
با توجه به توضیحات بالا در مورد ملاک های لیبرالیسم به خوبی روشن می شود که سیاست گذاری ها در لیبرالیسم اقتصادی به نحوی است که اصل انباشت سرمایه است و همه چیز فدای سود بیشتر و درآمد زیادتر می گردد و در این سیاست گذاری ها توجهی به تأمین عدالت اجتماعی و اقتصادی نمی شود و توسعه بر عدالت مقدم می گردد و همچنین در زمینه فرهنگی تأکید بر آزادی های حیوانی است و روحیه اباحه گری و فرهنگ تسامح و تساهل افراطی ترویج می شود و به طوری که منجر به پایمال شدن احکام اسلامی شده و هدف فقط سود بیشتر است.

                                                                        نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. زرشناس، شهریار، اشاراتی دربارة لیبرالیسم در ایران، انتشارات کیهان، چاپ دوم. ص9.
2. کونل راینهاد، الگوی لیبرال سلطه، به نقل از اندیشه های سیاسی، گردآوری چنگیز پهلوان، پاپیروس، ص188.
3. فروم اریک، بحران روانکاوی، ترجمه اکبر تبریزی، انتشارات مروارید.
4. آربلاستر آنتونی، ظهور و سقوط لیبرالیسم، نشر مرکز، ص26ـ22.
5. الک درو بینتسکی، تاریخ علم اخلاق، انتشارات پیشرو، ص73ـ71.
6. زرشناس، شهریار، اشاراتی درباره لیبرالیسم در ایران، انتشارات کیهان، چاپ دوم، ص21.
7. براتعلی پور، مهدی، لیبرالیسم، قم، انتشارات بضعة الرّسول، چاپ اول، ص58.
8. اشاراتی درباره لیبرالیسم در ایران، همان، ص26.
9. همان، ص44ـ43.