فمینیسم را تعریف کرده و آثار مخرب این جنبش را بیان کنید؟
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فمینیسم را تعریف کرده و آثار مخرب این جنبش

پاسخ:

زنان در طول تاریخ تمدن بشری همواره ستم دیده اند. حتی تا اواخر قرن نوزدهم میلادی و در برخی از کشورهای غربی تا اوایل قرن بیستم زنان همچون کودکان حق تصرف در اموال خود را نداشتند(1) و همچنین تا ربع اول قرن بیستم در بسیاری از کشورهای اروپائی زنان از حق رأی محروم بودند.(2)
بدیهی است که باید برای رسیدن به وضعیت مطلوب تلاش نمود اما سخن در اینجاست که چه راهی را باید برای شکل دهی نظام اصلاحی امور زنان انتخاب نمود.
نهضت زنان در قرن نوزدهم در فرانسه گسترش یافت و نام فرانسوی (Feminism) به خود گرفت. این نهضت نوعی اعتراض به تبعیض های موجود در جامعة غربی و فراموشی حقوق زن بود که بعدها افرادی چون آگوست کنت (1857) و جان استوارت میل (1869) نظریة برابری زن و مرد را در چارچوب فرد گرایی و اومانیستی مطرح کردند.(3)
بعد از نظریه پردازی تلاش وسیعی از سوی غرب برای تحمیل این ارزش ها خود بر ملت های دیگر آغاز شد به تعبیر پروفسور هربرت شیلر آمریکائی آنها به دنبال «امپریالیسم فرهنگی»(4) می باشند و به دنبال اهداف سیاسی و اقتصادی هستند.
از آنجا که زن در جهت دهی خانواده به سوی ارزش ها، در مسائل اقتصادی و تعیین الگوی مصرف در ارائه تلقی از زندگی مطلوب و راه و روش کسب و معاش، و به ویژه در شکل گیری الگوی شخصیتی فرزندان و نسل آینده تأثیر شگرف و غیر قابل انکاری دارد، توجه ویژه ای به زن و مسائل زنان گردید و آنان را به عنوان نقطه ثقل فعالیت های خود در مسائل سیاسی _ فرهنگی و اقتصادی قرار دادند. از این روی همراه با ترویج و تبلیغ دموکراسی، لیبرالیسم، توسعه و ... به عنوان نسخة شفابخش برای همة ملل جهان، فمینیسم نیز مطرح و روشنفکران کشورهای شرقی درصدد تلقی این اندیشه هستند که زنان همة کشورهای اسلامی و غیر اسلامی اگر می خواهند به موقعیت مناسب اجتماعی برسند و حقوق از دست رفتة خود را باز یابند چاره ای جز بهره گیری از راهکارها، برنامه ها و الگوی معرفی شده غرب را ندارند.
متأسفانه در ایران نیز حرکت هایی که بعد از مشروطه و به ویژه در دوران پهلوی(5) مدعی اصلاح امور زنان بودند تحت تأثیر همین نوع سیاست گذاری ها، خواسته و یا ناخواسته مبلغ برنامه های فمینیسم غربی و تقلید از آنان بودند.
آنان برای نیل به اهداف خود از وسایل ارتباط جمعی، بنیادها و مؤسسات بین المللی و بالاخره میثاق ها و کنوانسیون های بین المللی به خوبی بهره جسته اند. در این میان نمی توان پوشیده داشت که فعالیت های فرهنگی بنیادهای سرمایه داری نظیر بنیاد کارنکی، فورد، راکفلر نمونه ای از جریان «غربی سازی» جهان است که به دنبال آن در مسائل حقوق زن نیز مبالغ زیادی را هزینه می کنند، و مقالات و کتبی را در زمینة حقوق اسلامی سفارش داده تا مطابق آراء آنان برداشت هایی از فقه و معارف دینی ارائه گردد.(6)
فمینیسم از زمان پیدایش تاکنون به گرایش های مختلفی تقسیم شده که از جمله آن فمینیسم لیبرال، مارکسیستی، رادیکال و فمینیسم فرامدرن می باشد.
با وجود اختلافات فراوان در دیدگاه های فمینیستی می توان به وجه مشترک تمامی آنها اشاره کرد. آنها در راستای اصلاح وضعیت زنان و برطرف نمودن فرودستی آنان، یافته های ناقص بشری را منبع و معیار قانون گذاری می دانند، از آنجا که بستر پیدایش آن تحت نفوذ مسیحیت و یهودیت قرار داشت و این مذاهب تحریف شده با عدم پویایی لازم و دخل و تصرفی که در طول ادوار مختلف در آنها واقع شده است قادر به پاسخ گویی به نیازمندی های روز نبودند، نهضت فمینیسم با حمله بر قوانین مذهبی و اخلاقی به راه خود ادامه داد. مهرانگیز کار از افراد وابسته به جریان روشنفکری، به بازشناسی این جریان فرهنگی پرداخته و می گوید: «در ایران امروز دو جریان فرهنگی، موضوع حقوق زنان را در متن گفتمان فرهنگی خود قرار داده اند: 1. جریان روشنفکری لائیک که پیشینه ای طولانی در تاریخ معاصر ایران دارد و به موضوع حقوق زن در چارچوب حقوق بشر می پردازد. 2. جریان روشنفکری دینی که قصد دارد از دین مفهوم تازه ای ارائه دهد و اظهارنظر پیرامون موازین فقهی را برای تمام پژوهشگران موجه سازد. این جریان در چارچوب جدایی دین از سیاست، حقوق زن را متناسب با ضوابط حقوق بشر مورد سنجش قرار می دهد»(7).
وی به درستی بر تفاوت ها و تشابه های این دو جریان انگشت نهاده است. ضوابط و چارچوب های حقوق بشر غربی و انگاره سکولاریسم یا جدایی دین و سیاست در هر دو جریان به عنوان معیار و محور تحولات فرهنگی در حوزة زنان شناخته شده است و از همین جا چالش جدید این دو جریان با جریان اصیل دینی روشن می شود و نقد آن پدیدار می شود. علاوه بر مطالب ذکر شده می توان دربارة جریان غیر دینی در دفاع از حقوق زن به اشکالات ذیل اشاره نمود:(8)
الف: استفادة ابزاری از دین.
ب: عدم ارائه طرح و الگوئی مشخص و عملی.
ج: پذیرش منفعلانة حقوق غربی.
د: دین زدایی از حرکت اصلاحی زنان و نفی قوانین دینی.
این نهضت اگر هم به نتایج مثبتی دست یافته باشد باید دید چه بهایی برای آن پرداخته است و جامعة غربی را به چه سوئی سوق داده است که از آن جمله می توان به ایجاد تقابل میان زن و مرد، ایجاد ظلمی جدید بر علیه زنان به عنوان کالای تجاری و تبلیغاتی و تجارت سکس و ... تغییر نظام ارزشی و تزلزل خانواده ها و ... اشاره نمود.
به عنوان مثال مطالبی که در یکی از مقاله های دفاع از فمینیسم در مجلة زنان از همین جریان ذکر شده قابل توجه است:
«فمینیسم، تنها ایدئولوژی است که به حریم خانه ها وارد می شود، و خصوصی ترین روابط و عمیق ترین باورها، ارزش ها، گرایش ها، الگوهای رفتاری و حتی باورهای مذهبی مان را پرسش برانگیز می کند»(9).
در ادامة آن مقاله آمده است: «به عقیدة ما، فمینیسم تنها به معنی رد ارزش های پدرسالارانه و مردانه به عنوان تنها مشکل معتبر، نیست، فمینیسم یعنی بازنگری و ارزیابی مجدد همه چیز».(10)
از طرف دیگر عده ای با برداشت «پست مدرنیستی» از فمینیسم به دنبال ارائة الگویی مطابق با کشورهای اسلامی هستند و بر این تصورند این قرائت از فمینیسم حساسیت حکومت ها و طیف اجتماعی مردم را برنخواهد انگیخت و راه هموارتری را خواهد داشت، به دنبال این نگاه در صدد تجدید نظر در قوانین حقوقی اسلام و احکام فقهی می باشند امّا متأسفانه به دلیل نداشتن درک درستی از اجتهاد و فقاهت، به ورطه تجدید نظر طلبی می افتند و در مقالات خود(11) مطالبی می آورند که با مبانی و منابع پذیرفته شدة اجتهاد شیعی سازگار نیست.
از ویژگی های این طیف می توان به ناآگاهی یا تجاهل نسبت به مسألة اجتهاد و تخصصی بودن علم فقه همانند سایر علوم و غفلت از مبانی اجتهاد اشاره کرد.
فمینیست هایی که برای کشورهای اسلامی ارائه الگو نموده اند از این نکته غفلت کرده اند که در اسلام زن از نعمت مالکیت، ارث، حق تحصیل و بسیاری حقوق دیگر بهره مند است و از ارکان نظام مستحکم خانواده به حساب می آید و از شأن و منزلت خاص برخوردار است. به فرمودة امام خمینی (ره): «در اسلام از نظر حقوق انسانی، تفاوتی بین زن و مرد نیست زیرا هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را همچون مرد دارد بله در بعضی موارد تفاوت هایی بین زن و مرد وجود دارد که به حیثیت انسانی آنها ارتباط ندارد»(12). بر این اساس باید برای احقاق حقوق زن نکات ذیل را مورد توجه قرار داد:

1. توجه به تفاوت های طبیعی زن و مرد: اسلام قائل به «تساوی» حقوق زن و مرد است نه «تشابه» ظاهری آنها. با مراجعه به استعدادها و احتیاجهای طبیعی زن و مرد در می یابیم که آنها در جهات مختلفی با یکدیگر تفاوت دارند و دست خلقت، هریک از آنها را برای کار و مسئولیت متفاوتی آفریده است. بنابراین زن و مرد گرچه از نظر انسانی از حقوق مساوی برخوردارند اما به دلیل تفاوت های طبیعی و استعدادهای متفاوتی که در وجود هریک از آنها نهاده شده عدالت بر آن است که در زندگی خانوادگی از حقوق مشابه برخوردار نباشند بلکه هریک از آنها جایگاه و موقعیت خاص و وظایف و تکالیف ویژه خود را دارا هستند.
اشتباه فمینیستها در این است که صرفاً بر تشابه ظاهری بدون توجه به نیازها تأکید می ورزند و به غلط کلمة تساوی را به کار می برند.(13)

2. نفی تقابل و تضاد زن و مرد: در فرهنگ قرآن زن و مرد در نظام خانواده مایة سکون و آرامش یکدیگرند.(14) و شهید مطهری در این باره می فرماید: «گامی که اسلام در طریق حقوق زن برداشت با آنچه در مغرب زمین می گذرد متفاوت است. اول: در ناحیة روانشناسی زن و مرد که اسلام در این زمینه اعجاز کرد ... دوم: اسلام در عین آن که زنان را به حقوق اسلامی شان آشنا کرد و به آنها شخصیت و حریت و استقلال داد، هرگز آنها را به تمرد و عصیان و طغیان وادار نکرد ... و اساس خانواده را متزلزل نساخت و زنان را به شوهرداری و مادری و تربیت فرزندان بدبین نکرد»(15).

3. توجه به حقوق و اخلاق در کنار هم: برقراری ثبات و آرامش زندگی خانوادگی نمی تواند تنها بر پایة ضوابط خشک حقوقی استوار باشد. انسان و «بشریت هم به اخلاق نیاز دارد و هم به حقوق، دین مقدس اسلام این امتیاز را دارا بوده و هست که حقوق و اخلاق را توأماً مورد عنایت قرار داد»(16).
همچنین توجه به نکات زیر لازم است:
1. توجه به خانواده به عنوان واحد بنیادین جامعه.
2. حفظ استقلال و پرهیز از انفعال.
3. پرهیز از تجددمآبی و تحجرگرائی. (17)
اینها همه برخی مواردی است که فمینیسم به آنها توجهی ندارد و به بهانة احیای حقوق زنان آنها را به آفات دیگری گرفتار می سازد.

                                                                     نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. شایگان، سیدعلی، حقوق مدنی ایران، به کوشش محمدرضا بندرچی، تهران، انتشارات طه، چاپ اول، 1375ش، ص 264.
2. آندراس ابی و ووینسرجی، دفاع از برابری تعارض قانونی و سیاسی زنان، جنبش های حقوقی برابر در اروپا، ترجمة مریم خراسانی، جامعة سالم، سال 6، شمارة 30، اسفند 1375.
3. جان استوارت میل، کنیزک کردن زنان، ترجمة خسرو ریگی، انتشارات بانو، چاپ اول، 1377 ش.
4. هربرت شیلر، وسایل ارتباط جمعی و امپراطوری آمریکا، ترجمة احمد میرعابدینی، تهران، انتشارات سروش، 1377 ش، ج اول، ص 40.
5. تشکری، زهرا، زن در نگاه روشنفکران، تهران، انتشارات طه، انتشارات طه، چاپ اول، 1381 ش، ص 11- 13.
6. ر.ک: مقیمی حاجی، ابوالقاسم، چرا فمینیسم، روزنامة کیهان 12:9:1383.
7. مهرانگیز کار، امنیت قضایی زنان در ایران، ایران نامه، سال پانزدهم، شمارة 3، ص 422.
8. شفیعی سروستانی، ابراهیم، جریان شناسی دفاع از حقوق زنان، ص 75 تا 87.
9. مقالة «این همه هراس از فمینیسم، چرا؟»، ترجمة نازنین شاه رکنی، مجلة زنان، شمارة 109، سال 83، ص 58.
10. همان.
11. ر.ک: قضاوت زن، مجلة زنان، سال اول، شمارة 4، اردیبهشت 1371، و شمارة 5، خرداد و تیر 1372.
12. صحیفة نور، 16:8:1359، ج3، ص43، و مطهری، مرتضی، همچنین نظام حقوق زن در اسلام، قم، انتشارات صدرا، چاپ بیست و هفتم، ص 114- 115.
13. نظام حقوق زن در اسلام، همان، ص 122- 126.
14. روم:21.
15. نظام حقوق زن در اسلام، همان، ص 76.
16. همان، ص 247.
17. جریان شناسی دفاع از حقوق زنان، همان، ص 131 تا 143.