منظور از فرهنگ مستقل سیاسی چیست؟
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: منظور از فرهنگ مستقل سیاسی چیست؟

پاسخ:

چون در تعریف فرهنگ سیاسی دیدگاههای مختلف و متنوعی یافت می شود برای همین بهتر است ما تعریفی از فرهنگ داشته باشیم تا به دنبال آن فرهنگ سیاسی را هم به روشنی بیان نماییم در تعریف فرهنگ آورده اند مفهومی است که شامل «ارزش ها، هنجار ها و نظام اعتقادی یک جامعه، مشتمل بر سنّت ها، آداب و رسوم مذاهب، ایدئولوژیها و تشریفات مذهبی، میراث و زبان و کلیه عادت ها یا دیدگاههای مشترک دیگر که ممکن است از این نوع مفاهیم مستثنی شده باشد.(1)
اضافه بر آن اینکه فرهنگ یک کلیّت منسجم و در هم تنیده ای است که دارای وجوه و لایه های گوناگونی است. اگرچه به نظر برخی پژوهشگران نمی توان فرهنگ را به وجوه و لایه های مختلف و متعدد مانند فرهنگ سیاسی، فرهنگ مذهبی و ... تجزیه کرد اما عده ای دیگر بر این باورند که تفکیک فرهنگ سیاسی از فرهنگ عمومی نه تنها مفید است بلکه در مواردی ضروری هم خواهد بود(2) با این وجود فرهنگ سیاسی دربر گیرنده ایستارها (رفتارهای ثابت)، باورها، احساسات و ارزشهای جامعه است امّا به لحاظ تفکیکی که صورت گرفته است فرهنگ سیاسی این گونه تعریف شده است:
فرهنگ سیاسی یک جامعه مجموعه ای همبسته از آرمان ها، نگرش ها و طرز برخورد های کم و بیش ثابت دربارة قدرت و سیاست است که تحت تأثیر عقاید، نمادها، ارزش ها و باور های افراد و در متن تاریخ و حیات جمعی آن ها شکل می گیرد و به رفتار ها و کنش های سیاسی در قبال نظام سیاسی جهت می دهد. همین تفاوت ها موجب فرهنگ‌های سیاسی مختلف خواهد بود.(3) آلموند به عبارتی دیگر فرهنگ سیاسی را به سمت گیری خاص سیاسی اطلاق می کند یعنی مجموعه ای از سمت گیریها نسبت به اهداف خاص و روند های اجتماعی و هنگامی که ما از فرهنگ سیاسی جامعه صحبت می کنیم به (نظم) و نظام سیاسی اشاره می کنیم که در معارف، احساسات و ارزیابی مردمش درونی شده است.(4)
با توجه به این تعریف هایی که از فرهنگ و فرهنگ سیاسی داشتیم باید یادآوری نماییم که اگر چه جامعه ما متأثر از فرهنگ کهن و ایران و اسلام و بالاخره با نفوذ فرهنگ غرب مواجه و همراه بوده است امّا با وجود بنیادین بود فرهنگ دینی در جامعه و نفوذ اسلام و آموزه های آن در اعماق و ریشه های اجتماع باید به تعبیری گفت ارزش ها و باور های دینی غلبه خود را دارد و فرهنگ و فرهنگ سیاسی جامعه ما با غلبه اسلام رقم خورده است لکن برخی از ویژگی ها و خصوصیات فرهنگ باستان تأثیرات خودش را باقی گذاشته است و یا نفوذ فرهنگ غرب تأثیرات خود را داشته و دارد.
با این اوصاف وقتی جامعه در سطوح مختلف از سلطنت و شاهی احساس تنفر می کند و به نوعی اندیشه‌های خسروانی را از باورهای خود می زداید و یا وقتی جامعه سابقه استعماری غرب را به نظاره می نشیند و با داشتن ارزش های دینی از فرهنگ برهنگی منزجر می شود و با حرکت انقلاب اسلامی استقلال خود را فریاد می کند تنها انتظاری که از این جامعه می توان داشت این است که به دنبال یک فرهنگ مستقل سیاسی است و جامعه ما این را در فرهنگ اسلام و شیعه یافته است. بنابراین فرهنگ مستقل سیاسی را ما می توانیم در فرهنگ اسلام و تشیع تبیین نماییم که برخی از خصوصیات و ویژگی های آن را می توانیم در این جا در ضمن مباحث یادآور شده و تأثیرات جامعه را از این فرهنگ بازگو نماییم.
بدین ترتیب وقتی جامعه مسلمان ما که از انگاره های طاغوتی احساس تنفر کرد و نظام لائیک را پذیرا نگردید در حقیقت به استقبال فرهنگ مستقل سیاسی اسلام و شیعه رفته و آن را عمیقاً پذیرفته است و منظور ما از این فرهنگ مستقل سیاسی اسلام و شیعه همان نوع نگرش و طرز برخورد باسیاست و قدرت سیاسی است که تحت تأثیر مبادی نظری و عقاید و باور ها و سنت های اسلامی، در متن تاریخ و حیات جمعی مسلمانان شکل گرفته و تعیین کننده الگوهای کنش و رفتار سیاسی آنان در پذیرش یا نفی یک حکومت می باشد و ما به خوبی دیدیم که چگونه این فرهنگ مستقل سیاسی در حرکت انقلاب اسلامی ایفاء نقش می کند و عناصر و مفاهیمی چون اصل امامت و مرجعیّت، انتظار و غیبت و حکومت در آن عصر و جهاد و شهادت و اصل امر به معروف و نهی از منکر و الگوهایی چون حماسه عاشورا در این حرکت تأثیر و ظهور و بروز خود را دارد و ما شاهد هستیم که عنصر اجتهاد و مرجعیت و نهاد مسجد و منبر از عوامل مؤثر در فرهنگ سیاسی شیعه است که در این حرکت تأثیر گذار است.(5)
یعنی در حقیقت جامعه و مردم ما به خاطر تأثیر عمیقی که از فرهنگ سیاسی شیعه گرفته بودند و این باور ها و نگرش های فرهنگ شیعه در زیر ساخت های بافت اجتماعی جامعه رسوخ یافته بود و دیگر الگوهای سیاسی همچون نظام های پدر سالاری پهلوی و سکولار لائیک غرب را پذیرا نشدند و این نشان از آن دارد که برخی تلقی هایی که در اذهان وجود دارد که جامعه ما استبداد زده است و همواره آماده و پذیرای استبداد می باشد و ظرفیّت و قابلیت حکومت مردم سالار را ندارد تلقی نادرستی است و آموزه ها و انگاره های دینی رسوخ غیر قابل انکاری دارد و همین باعث شده است که یک فرهنگ مستقل سیاسی دین باور را صورت دهد.
حاصل اینکه وقتی که فرهنگ سیاسی بر انگاره ها و ایستارها (رفتار های ثابت) نسبت به نظام و اقتدار آن و مسئولیت های حکومتی و الگوهای مربوط به جامعه پذیری سیاسی اطلاق و تعریف می شود(6) جهت گیری های افراد در مورد نحوه کار یک نظام سیاسی و ویژگیهای نخبگان سیاسی و مسائل جاری سیاسی در فرهنگ سیاسی شیعه متأثر از باورها و نگرش ها در فرهنگ شیعه و جامعه شیعی است و جهت گیریهای شناختی و یا عاطفی و قضاوت ها که همه مربوط به دانسته ها و باور های مردم از نظام سیاسی و فعالان سیاسی است به نوعی متأثر از همان فرهنگ می باشد و اگر جامعه ما دارای مشارکت مردمی و فعال در عرصه سیاسی دارد این مشارکت سیاسی و این جامعه پذیری سیاسی‌اش را که ملت و امت اسلامی، دولت را از خود می داند به‌خاطر همین فرهنگ مستقل شیعه است که در جامعه ما پایدار است.

                                                              نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. پالمر، مونتی و دیگران، نگرشی جدید به علم سیاست، ترجمه منوچهر شجاعی، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، 1372، ص 69.
2. ر.ک: رازقی، سهراب، مؤلفه های فرهنگ سیاسی ما، فصلنامه نقد و نظر، مثال دوم، ش 3 و 4، سال 75، ص 200.
3. هنری لطیف پور، یدالله، فرهنگ سیاسی شیعه و انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380. ص 26.
4. ر.ک: محمد رحیم عیوضی، طبقات اجتماعی و رژیم شاه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 248.
5. هنری لطیف پور، پیشین، ص 27.
6. Paternalism (پاتریمونیالی) ر.ک: طبقات اجتماعی و رژیم شاه، محمد رحیم عیوضی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 58 و 247.