سیاست یعنی چه ؟
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سیاست یعنی چه ؟ ،ناظم الاطباء ،غیاث اللغات ،اسکندرنامه

پاسخ:

در میان متفکران غربی بعضی سیاست را معادل با «علم قدرت» ، «علم زیر سلطه در آوردن»، «علم به اطاعت واداشتن افراد جامعه» دانسته اند. رُوبر،(1) سیاست را فن و عمل حکومت بر جوامع انسانی می داند.(2) موریس دوورژه(3)، استاد علم سیاست دانشگاه پاریس در کتاب «اصول علم سیاست» پس از ذکر دو تعریف فوق و تحلیل مختصر تفاوت بین آن دو، سیاست را «علم قدرت» تعریف کرده است(4) و او هسته ی اصلی قلمرو سیاست را قدرت می داند.
در بین اندیشمندان شرقی نیزدر تعریف سیاست اتفاق نظر وجود ندارد، به عنوان نمونه: علامه دهخدا، سیاست را به معانی زیر آورده است: پاس داشتن ملک (غیاث اللغات)، حکومت و ریاست و داوری (ناظم الاطباء) مصلحت و تدبیر (اسکندرنامه)، شکنجه و عذاب و عقوبت (ناظم الاطباء)، ضبط ساختن مردم از فسق به ترسانیدن و اجرای احکام به طور عدالت و …(5)
ابن خلدون سیاست را دسیسه ای برای جلوگیری از تجاوز ها و ظلم و فساد می داند.(6) میرزای نائینی سیاست را وسیله ی احقاق حق و جلوگیری از تجاوزها و ظلم و فساد می بیند.(7) ابن عقیل می گوید: سیاست چیزی است (عملی است) که با آن مردم به صلاح نزدیک تر و از فساد دورتر می شوند.(8)
امتیاز این تعریف بر آن چه که از سوی متفکران غربی ارائه شده، این است که در اغلب آن ها توجه به «رفع فساد» یا «احقاق حق» و یا «جلوگیری از ظلم» وجود دارد که به تعبیری می توان آن را غایت و هدف حکومت و سیاست دانست، یعنی تدبیر مُدُن، کسب قدرت و حاکمیت برای احقاق حقوق مردم و دفع ظلم و فساد است.
غزالی می گوید: علمی که زیست مسالمت آمیز و سودمند را ـ چه در صحنه ی مادی و چه از نظر معنوی ـ می آموزد سیاست است(9).
امام خمینی (ره) در باره ی سیاست تعبیرات متفاوتی بکار برده است، گزیده ی آن ها این است: «سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد و تمام مصالح جامعه را درنظر بگیرد و این ها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاح شان است. صلاح ملت است، صلاح افراد است و این مختص انبیاء است دیگران این سیاست را نمی توانند اداره کنند، این مختص به انبیاء و اولیاء است و به تبع آن ها علمای بیدار اسلام»(10).
در تعبیر دیگری از سیاست می فرمایند: «مگر سیاست چیست؟ روابط بین حاکم و ملت، روابط بین حاکم و سایر حکومت ها و جلوگیری از مفاسد که هست، همه ی اینها سیاست است.»(11)
این تعریف جامع تعریف منقول از عالمان شرقی است. حاکمیت و هدف سیاست را دربر دارد.
پس از بیان تعریف های فوق شاید بتوان گفت: تعریف خلاصه ی سیاست چنین است:
سیاست، عبارت است از هر نوع تدبیر و تلاش و فعالیت در جهت اداره ی امور کشور به نحوی که جامعه و افراد آن در مسیر تحقق آمال، ارزش ها و خواسته های خویش قرار گیرند.

 


پاورقی:

1. ـ rober
2. ـ فرهنگ روبر، تألیف 1962.
3. ـ moris
4. ـ دوورژه، موریس، اصول علم سیاست، ترجمه ابوالفضل قاضی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1369ش، ص17ـ18.
5. ـ علی اکبر، دهخدا، لغتنامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، بی تا، ج 29، ص 741.
6. ـ قاضی زاده، کاظم، اندیشه های فقهی ـ سیاسی امام خمینی (ره)، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، 1377ش، ص60.
7. ـ همان.
8. ـ باقر شریف القرشی، النظام السیاسی فی الاسلام، تهران، انتشارات الهام، 1366ش، ص 1.
9. ـ ابوحامد غزالی، احیاءالعلوم، قاهره، 1358ق، ج 1، ص 20.
10. ـ ر.ک: عبدالحمید ابوالحمد، مبانی سیاست، تهران، نشر توس، چاپ هفتم، 1376ش، ج1، ص8.
11. ـ موسوی خمینی، سید روح الله، صحیفه نور، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361ش، ج 1، ص 239. به گفته یکی دیگر از بزرگان، «مدیریت و توجیه انسان ها با نظر به واقعیت های «انسان آنچنان که هست» و «انسان آنچنان که باید» از دیدگاه هدف های عالی و معنوی، سیاست نامیده می شود.» ر.ک: جعفری، محمد تقی، حکمت اصول سیاسی اسلام، تهران، بنیاد نهج البلاغه، 1369ش، ص47.