تفاوت بلشوئیسم و سوسیالیسم در اندیشه اصلی شان چه می باشد؟
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تفاوت بلشوئیسم و سوسیالیسم

پاسخ:

برای بررسی تفاوت اندیشه‌های سوسیالیزم و بولشوئیسم باید به بررسی معنا و مفهوم این دو مکتب پرداخت:

سوسیالیسمسوسیالیسم، نظریه ای سیاسی اقتصادی یا سیستمی از سازمان اجتماعی مبتنی بر مالکیت مشترک یا دولتی بودن ابزار تولید، توزیع و مبادله است، هر چند که همانند سرمایه داری، سوسیالیسم نیز شکل های بسیار و پراکنده به خود می گیرد و یک مفهوم دائماً در حال تحول است.
در اواخر قرن نوزدهم سوسیالیسم برای اشاره به رشته وسیعی از اندیشه های اصلاح طلبانه و انقلابی در انگلستان، اروپا و ایالات متحده استفاده می شد. نقطه اتصال این اندیشه ها تأکید مشترک بر ضرورت تغییر جامعه صنعتی سرمایه داری به یک نظام مساوات طلبانه تر بود که در آن بهبود جمعی برای همه به واقعیت تبدیل می شود و منافع شخصی تابع ارزش هایی چون انجمن، اجتماع و تعاون قرار می گیرد.
ارتقاء منافع طبقه کارگر، از بین بردن طبقات اجتماعی، اصل کنترل سیستم کارگران به جای حکومت طبقات و نخبگان مسلط موجود، را می توان از اهداف سوسیالیسم بر شمرد، اما سوسیالیست به ندرت بر سر یک استراتژی برای دست یابی به این اهداف توافق داشتند.(1)
سوسیالیست ها با کسب و کار خصوصی مخالفند و آن را وسیله ای جهت استثمار می انگارند هر چند بسیاری از جنبش ها اکنون خود را سوسیالیستی می دانند بی آنکه پایبند هدفی تا این حد وسیع باشند.
سوسیالیسم در سراسر تاریخ خود بیشتر بر ادعاهای انسان به صورت عضوی از جامعه تأکید ورزیده است تا بر ادعاهایش به صورت یک فرد. این اندیشه های بنیادین به شکل های متعددی متجلی شده که آنارشیسم سندیکالیسم، سوسیالیسم صنفی، سوسیالیسم مسیحی، منشویسم و بلشویسم برخی از مهم ترین آن ها است که هدف نهایی همه آن ها آفرینش اقتصادی است، که در آن جامعه مسئول شیوه استفاده از ابزارهای تولید خواهد بود.(2)

بلشویسم:نظریه و عمل سیاسی حزب بلشویک که تحت رهبری لنین در جریان انقلاب اکتبر 1917 به قدرت رسید، بلشویک (به معنی اکثریت) جناح کمونیستی رادیکال بود که درون حزب کارگر سوسیال دموکرات روسیه، در جریان کنگره 1903 حزب و به دنبال انشعاب از حزب منشویک های (به معنای اقلیت) میانه روتر به وجود آمد. پس از یک دوره همکاری گسیخته و جدایی از منشویک ها، حزب بلشویک رسماً در 1912 تأسیس شد.(3)
لنین به عدم حمایت از دولت موقت با عبور انقلاب از مرحله دموکراتیک به مرحله سوسیالیستی و لزوم به دست گرفتن قدرت دولت از سوی شوراها به رهبری اکثریت بلشویکی اعتقاد داشت.
طرفداران بلشویسم، بلشویسم را یک موضع متعهدانه انقلابی همساز با بخش های پیشرفته طبقه کارگر و منتقدان آن را یک گرایش دیکتاتوری تعریف کرده‌ اند. سازمان قوی، تعهد به انقلاب جهانی و عمل سیاسی هدایت شده و به گفته لنین سنترالیسم (مرکز گرایی) دمکراتیک از ویژگی های اصلی آن است.(4)
بلشویسم دارای سه جنبه متمایز است: 1. یک شبه دین دنیایی که به جای خدای فوق مادی نظام سیاسی و اجتماعی، جامعه بی طبقه را می نشاند. 2. واقعیت روسی بولشویسم، قاعده و رفتار آن، خط مشی های نوعی و روش های بنیادی رژیم شوروی. 3. قدرتی جهانی که موفقیت هایش را نه تنها به عوامل مادی همچون نیرومندی امپراطوری تحت کنترل خود، بلکه به بهره گیری از بحران های اجتماعی و روانی منطقی موجود در جامعه غرب قرن بیستم نیز مدیون است.(5)
مختصات بولشویسم از نظر خود بولشویک ها، هواداری از مارکسیسم ارتودوکس در مقابل تجدید نظر طلبی و سازمان متمرکز حزبی با سلسله مراتب منظم، و هسته ای از انقلابی های حرفه ای به عنوان عنصر رهبری کننده، در مقابل احزاب وسیع با سازمان نا متشکل و تاکتیک های انقلابی در مقابل رفورمیزم احزاب دیگر است.(6)

منشویک هاجناح معتدل تر درون حزب کارگر سوسیال دمکراتیک روسیه به رهبری مارتوف، ران و اکسلرود که از اصلاح تدریجی برای دست یافتن به سوسیالیسم طرفداری می کردند. منشویک که بیانگر اقلیت بود طی کنگره دوم در سال 1903 و به دنبال انشعاب از بلشویک های رادیکال‌ تر و انقلابی لنین ظهور کرد. مشاجره بر محورهای سازمان حزبی دور می زد. در حالی که لنین خواستار یک پیشتاز انقلابی حرفه ای بود، مارتوف خواستار یک حزب توده ای شد.(7)
بنابراین لازم است در پایان با اشاره به سه مسئله از تضاد دو جریان عمده سوسیالیسم را مطرح نموده تا با فرق این دو به سوال پاسخ گفته باشیم.
تضاد میان منشویک ها و بلشویک ها به سه مسئله باز می گشت:
1. مفهوم حزب: منشویک ها معتقد به باز بودن حزب به روی اعضای فعال و هواداران ساده بودند اما بلشویک ها می گفتند حزب باید ستیزه جو و با انضباطی سخت باشد که انقلابیون حرفه ای به بیدار کردن مردم و رهبری آن ها بپردازند.
2. مفهوم انقلاب: منشویک ها معتقد بودند باید به حرکت خود به خودی توده ها اعتماد کرد که به تدریج خود جزب اندیشه انقلاب پرولتری می شوند. ولی بلشویک ها معتقد بودند جریان آگاهی انقلابی باید از خارج به کمک حزبی روشن بینتر تشریع شود. البته گرچه لنین همانند منشویک ها می پذیرفت که فاصله ای میان انقلاب بورژوایی (ضد فئودالی) و انقلاب پرولتاریایی (ضد سرمایه داری) لازم است و برای همین می کوشید تا این فاصله را به حداقل برساند.
3. تاکتیک در قبال جنگ: منشویک ها طرفدار استقرار حکومتی ائتلافی و پیگیری جنگ میهنی علیه آلمان اشغالگر بودند، اما لنین سرسختانه با سیاست آشتی جویانی منشویک ها مخالفت می کرد.(8)

                                                                  نرم افزر پاسخ

 


پاورقی:

1. فرهنگ علوم سیاسی،‌آکسفورد، ص753.
2. فرهنگ علوم اجتماعی، صص 529ـ527.
3. فرهنگ علوم سیاسی، ص77.
4. همان، ص79.
5. فرهنگ علوم اجتماعی، ص155.
6. آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، تهران، انتشارات مروارید، 1368، ص50.
7. فرهنگ علوم سیاسی، ص522.
8. فرانسوا گزاویه کوکن، انقلاب روسیه، ترجمه عباس آگاهی، آستان قدس رضوی، چاپ دوم، 1374، ‌صص66ـ64.