رابطه دین و خشونت چیست؟
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: رابطه دین و خشونت چیست؟

پاسخ:

در کتابهای لغت «خشونت» به معنای «زبری و درشتی»(1) آمده است.
اگر این لفظ را در مورد رفتار انسان بکار ببریم به معنای رفتاری است که به نوعی شدید و آزاردهنده می باشد و مسلماً رفتار آزاردهنده درجات مختلفی دارد. مثلا اگر با کسی دعوای لفظی کنید، شما رفتار خشنی داشته اید و اگر کسی را به قتل برسانید نیز رفتار شما خشن بوده است.
در زبان دین هم خشونت به همین معنا بکار رفته است.(2)
پس «خشونت» از لحاظ لغت هیچگونه بار ارزشی ندارد، یعنی نه می توان گفت که خشونت بد است و نه می توان آنرا خوب دانست، خوب و بد بودن «خشونت» را باید در جای دیگر جستجو نمود و از منبعی دیگر به دست آورد. که این منبع یا عرف مردم و جامعه انسانی است و یا دین و کلام وحیانی.
اما در عرف انسانها بسیار روشن است که این لغت با این معنا و مفهوم (صرف نظر از معنایی که در غرب دارد) در برخی موارد مورد قبول است. مثلا اگر بچه ای خردسال چاقویی به دست گرفت، حتماً پدر یا مادر و یا فرد بزرگتری سعی می کنند آنرا به آرامی از او بگیرند، اما اگر نتوانند آنرا به آرامی و نرمش از او بگیرند، با رفتاری شدید که برای طفل هم آزاردهنده است، این کار را خواهند کرد.
در تمام کشورهای دنیا نیز در مورد افرادی که خلاف قانون و نظم عمومی رفتار می کنند، قوانین خشن و تند پیش بینی شده است. حتی کشورهای غربی نیز چنین قوانینی دارند (البته ممکن است طبق فرهنگ خودشان نام چنین قوانینی را قوانین خشن نگذارند)، و به نظر می رسد که بدون اعمال چنین قوانینی جامعه به فساد کشیده می شود.
اما از نظر دین چطور؟
در متون دینی (آیات و روایات) به مطالبی بر می خوریم که خشونت را نفی کرده است و اگر تنها به این موارد مراجعه کنیم، نتیجه خواهیم گرفت که اسلام با خشونت موافق نیست:
1) مواردی که اسلام مؤمنین را به «مدارا» با مردم دعوت نموده است، مانند اینکه پیامبر می فرماید: «پروردگارم مرا به «مدارا» و کنار آمدن با مردم امر نمود، همانند امری که در مورد انجام واجبات داشت»(3) و نیز معصوم علیه السلام می فرماید: «انبیاء نیز به جهت صفت «مدارا» برتری شدند».(4)
2) مواردی که اسلام انسانها را ترغیب به «عفو» و گذشت می کند.
مانند آیه 149 سوره نساء که می فرماید: «اگر چیزی را آشکار کنید یا پنهانش دارید، و یا از بدیی درگذرید، پس خداوند درگذرنده و تواناست» و یا در آیه 134 سوره آل عمران می فرماید که از صفات مؤمنین «... عفو و گذشت از انسان هاست...».
و در روایات نیز آمده است که «کسانی که از مردم گذشت می کنند، بهترین خلائق خداوند می باشند».(5)
3) مواردی که اسلام از غضب و خشم نکوهش کرده است.
در قرآن درباره یکی از صفات مؤمنین می خوانیم که: «...آنها خشم خود را فرو می خورند...»(6) و یا در جای دیگر می فرماید: «...زمانی که (مؤمنین) عصبانی و خشمگین می شوند، گذشت می کنند»(7) و در روایات خشم و غضب کلید هر شر و بدی دانسته شده است.(8)
4) مواردی که روایات و آیات کشتن انسانها را زشت و ناپسند شمرده اند.
در قرآن چنین آمده که: «جانی را که خدا آنرا محترم دانسته، نگیرید...».(9)
و در روایات آمده است که اول قضاوت خداوند در روز قیامت، قضاوت درباره «خون» است.(10) و نیز بیان شده است که «نابودی دنیا برای خداوند آسان تر است از ریختن خونی به ناحق».(11)
اما اگر روایات دیگری را مورد بررسی قرار دهیم و متون دیگری از دین را کاوش کنیم، خواهیم دید که این مواردی که بیان شد، استثنائاتی نیز دارد و لذا در برخی موارد دین رفتار سخت و شدید و آزاردهنده (خشونت) را جایز و بلکه امری لازم دانسته است.
1) روایاتی که «مدارا» را در برخی موارد صحیح نمی داند.
مثلا در روایتی آمده است که «کسی که با حسن مدارا اصلاح نمی شود، باید با بدی مکافات وی را اصلاح نمود».(12) در این حدیث مشخص می شود که اصل مدارا برای اصلاح است و اگر این هدف با مدارا تأمین نشد، باید با مکافات دادن آن شخص تأمین شود، هرچند ابتدا باید مدارا نمود.
2) روایاتی که «مداهنه» و نرمش را در برخی موارد بسیار نکوهش می کند.
در روایتی آمده است که: «خداوند به حضرت شعیب-علیه السلام- وحی نمود که من صدهزار نفر از قوم ترا عذاب خواهم کرد که چهل هزار نفر از افراد، بد و شرورند و شصت هزار نفر آنها افراد خوب و نیکوکارند، حضرت شعیب سؤال کرد که چرا خوبان؟ خداوند چنین فرمود: چون آنها (خوبان) با افراد معصیت کار و شرور کنار آمدند و به خاطر غضب من بر آنها غضب و خشم نکردند».(13)
و نیز در روایت دیگر چنین آمده است که: «اگر حق را شناختید، درباره آن سستی و اهمال و مداهنه نکنید، که اگر چنین کردید دچار زیان آشکاری خواهید شد».(14) و نیز در نهج البلاغه آمده است که: «بجان خودم سوگند در جنگیدن با کسیکه مخالفت حق کرده و در راه ضلالت و گمراهی قدم نهاده است، مسامحه و سستی نمی کنم».(15)
3) مواردی که عفو و گذشت را جایز نمی داند.
در روایتی می فرماید: «همانطور که گذشت، شخص کریم را اصلاح می کند، شخص پست و فرومایه را فاسد می کند».(16) در اینجا نیز مشاهده می کنید که هدف اصلاح است و اگر شخصی با گذشت اصلاح نشود، باید راه دیگری درباره وی انتخاب نمود. و نیز در روایت دیگری آمده است که: «نیکویی کنید و از گناه (انسانها) درگذرید تا زمانیکه (با این عمل) شکافی در دین ایجاد نشود».(17)
4) مواردی که اسلام خشم و غضب را تأیید نموده است.
در نهج البلاغه آمده است که: «هر که با بدکاران دشمنی نمود و برای خدا خشمناک گردید... خدا در روز رستاخیز او را خشنود گرداند».(18) و نیز می فرماید: «کسی می تواند نادرستی ها را از بین ببرد و بر باطل شدید شود که نیزه خشم را برای خدا تیز کند».(19)
5) مواردی که اسلام دستور امر به معروف و نهی از منکر داده است و تساهل نسبت به گناه در جامعه را بر نمی تابد.
در این زمینه به آیاتی که درباره امر به معروف و نهی از منکر و اهمیت آن آمده رجوع کنید.(20) روایات بسیاری نیز درباره امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد که برخی از آنها را که قطره ای از دریا است، بیان می کنیم.
در روایتی آمده است که: «خداوند نسبت به مؤمن ضعیفی که هیچ درشتی و نهی از منکری ندارد، بغض دارد».(21) و نیز حضرت علی-علیه السلام- فرموده اند: «رسول خدا-صلی الله علیه وآله- به ما امر فرموده اند که با کسانی که آشکارا گناه می کنند، برخوردی سخت و عبوس داشته باشید».(22) و از آنجا که امر به معروف و نهی از منکر امری مهم است، در روایات آمده است که: «... واجبی است بسیار بزرگ که واجبات دیگر بوسیله آن برپا می شوند».(23)
و از حضرت رضا-علیه السلام- نقل شده است که فرمودند: «رسول خدا-صلی الله علیه و آله- می فرمایند هنگامی که امت من در امر به معروف و نهی از منکر تساهل ورزند، باید منتظر بلا و گرفتاری و عذابی سخت باشند».(24)
نتیجه اینکه، از مجموع آیات و روایات چنین بدست می آید که «مدارا» و «مداهنه» و «تساهل و تسامح» اگر در مورد خود انسان باشد، امری بسیار مطلوب و دارای ثواب عظیمی است، اما نسبت به دین خداوند و شکستن حریم دین و سستی درباره اوامر خداوند، هرگز پذیرفته نیست و در آنجا باید خشونت داشت، البته مرحله بالای خشونت بستگی به نظر قانون و ولی فقیه دارد اما حداقل آن، بصورتی که به نظام ضربه نزند، بر همه لازم است.

                                                                         نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. معین، محمد، فرهنگ فارسى، انتشارات امیرکبیر، چاپ چهارم، 1360، جلد اول، لغت «خشونت».
2. در روایات است که حضرت رسول(ص) در ماجرایى که حضرت على(ع) اموال بیت المال را با شدت و زور از اصحاب گرفتند، درباره ایشان فرمودند (انه لخشن فى ذات الله) که به همین معنا مى باشد. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، انتشارات اسلامیه، چاپ سوم، ج41، ص116، باب 107، روایت 23.
3. حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، بیروت، انتشارات احیاء التراث العربى، چاپ پنجم، ج8، ص540.
4. محمدى رى شهرى، محمد، میزان الحکمه، انتشارات مکتب اعلام الاسلامى، چاپ اول، 1363، ج3، حدیث 5497.
5. همان، ج6، حدیث 12871.
6. ... والکاظمین الغیظ... آل عمران:134.
7. ... و اذا ماغضبوا هم یغفرون... شورى:37.
8. محمدى رى شهرى، محمد، پیشین، ج 7، حدیث 14683.
9. و لا تقتلوا النفس التى حرم الله... الاسراء:33.
10. محمدى رى شهرى، محمد، پیشین، ج8، حدیث 15992.
11. متقی هندی، کنز العمال، بیروت، مؤسسه الرسالة، چاپ دوم، 1409، ج15، حدیث 39881.
12. محمدى رى شهرى، محمد، پیشین، ج3، حدیث 5512.
13. مجلسى، محمدباقر، پیشین، ج12، ص 386، روایت 12، باب 11.
14. محمدى رى شهرى، محمد، پیشین، ج3، حدیث 6119.
15. نهج البلاغه، خطبه 24.
16. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، پیشین، ج77، ص421.
17. محمدى رى شهرى، محمد، پیشین، ج3، حدیث12924.
18. نهج البلاغه، حکمت 30.
19. همان، حکمت 165.
20. آل عمران:104 و 110 و لقمان:17 و توبه:17 و هود:116 و...
21. حرّ عاملى، محمد بن حسن، پیشین، ج11، ص399.
22. کلینى، محمد بن یعقوب، اصول کافى، انتشارات اسلامیه، 1350، ج5، ص58 و 59.
23. محمدى رى شهرى، محمد، پیشین، ج6، حدیث 12413.
24. کلینى، محمد بن یعقوب، پیشین، ج5، ص59.