منظور از اصلاحات یلتسین چیست؟
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: منظور از اصلاحات یلتسین چیست؟

پروژه اصلاحات در شوروی سابق از سال 1985 م توسط گورباچف آغاز گردید، تاکنون مراحل متعددی را طی نموده است، در یک مقطع زمانی خاص «یلتسین» (1991 ـ 1993 م) به عنوان زمامدار اصلاحات ایفای نقش نمود. آنچه از گفته‌های اصلاح طلبان شوروی استفاده می‌شود، این است که آنان به منظور تکمیل و ترمیم سوسیالیسم سوار قطار اصلاحات شدند، چانچه «الکساندر نیکو لایوچ یاکولوف» می‌گوید: «ما در سال 1985 قصد ایجاد یک جامعه مدنی داشتیم، شعار اول این بود که سوسیالیسم را تکمیل و ترمیم کنیم، تغییر ساختار اجتماعی در برنامه ما نبود، تمام اینها بعداً به وجود آمد.»(1)
اما این تنها ظاهر قضیه بود، غربی‌ها بویژه آمریکا، با یک برنامه حساب شده و از پیش تدارک دیده توسط «جان اف‌ کندی» «در سال 1960» در لفافه اصلاحات، اهداف خود را دنبال می‌کردند، چنانچه «یاکولف» در اعترافاتش دارد: «من فکر می‌کنم درتمام این سالها آمریکا مشغول کارهای خود بود. و همدردی با اصلاح طلبان تنها ظاهر قضیه بوده است، وعده‌های آنها فقط با هدف تشویق اصلاح طلبان برای حذف رقیبان داخلی داده می‌شد، اما ما در آن زمان کاملاً به آمریکا خوشبین بودیم... و آنها به وعد‌ه‌های خود عمل نکردند»(2)
مهم‌ترین بخش راهبردی آمریکا در این راستا، استفاده از تمام امکانات، ابزارها و عوامل اجرایی درونی و بیرونی و عناصر نفوذی برای هدایت افکار عمومی و نزاعهای درون غربی به سمت گزینش فرد یا افرادی در مقام‌های عالی از جمله صدر‌هیأت رئیسه یا رئیس مملکت بود. وظیفه این افراد طوری طراحی شده بود که فقط شعار بدهند، در عین دارا بودن بالاترین مقام اجرائی، همواره به مطرح کردن مشکلات کشور و بزرگ جلوه دادن آنها در افکار عمومی بپردازند، از اصلاحات بگویند، مطالبات نوین مطرح کنند، بدون آنکه برنامه و طرح اجرایی مشخصی را برای حل نارسایی‌ها به مرحله اجرا در آورند، و آنان موظف بودند پیوسته مشکلات را به عهده دیگران بیندازند و به افکار عمومی القاء کنند که موانعی سر راه آنها ایجاد می‌کنند و... «گورباچف» و یلتسین مهره‌هایی بودند که این نقش را به نحو دلخواه غربی‌ها و آمریکا بخوبی ایفا کردند. «گورباچف» (1985 تا 1991 م) در مقام شعار دادن توانست تب اصلاحات را طبق میل گردانندگان اصلی بالا ببرد. در این مرحله طی یک روند خزنده تمام دستاوردهای مثبت گذشته و فرهنگ‌ ملی به فراموشی سپرده شد، چهره بسیار بدی از گذشته برای نسل جوان ترسیم گردید، و گرایش به دموکراسی آمریکایی افزایش یافت. گورباچف در برابر این خوش خدمتی‌ها از سوی غربی‌ها به عنوان مرد سال معرفی گردید.(3)
اما روند اصلاحات که از راه دور هدایت می‌شد، به اینجا متوقف نمی‌شد، ارباب اصلاحات، با پیش‌بینی پایان یافتن تاریخ مصرف گورباچوف، در صدد برآمدند، با کودتای ژوئن 1991م (24:3:1370 هـ.ش) و تبلیغات پیرامون آن و با کمک ایادی داخلی آمریکا، در رسانه‌های ارتباط جمعی و مطبوعات توانستند، یلتسین را در افکار عمومی اعم از داخلی و بین‌المللی به عنوان چهره شاخص اصلاح طلب مطرح و موقعیت او را در شوروی تحکیم بخشند.
در این مرحله با تقسیم‌بندی اصلاح طلبان به دو جناح تندرو و کندرو، از یلتسین و طرفدارانش به عنوان تندروها حمایت کردند. که منجر به سقوط حزب کمونیست گشت و گورباچف نیز از صحنه کنار رفت هر چند یلتسین همانند گورباچف در ظاهر به قصد تکمیل و ترمیم سوسیالیسم وارد بازی شد، اما مهم‌ترین آثار و پیامد‌های اصلاحات یلتسین که تجلی اغراض او و طرفداران اصلاحات است، عبارتند از،
1. فروپاشی کامل شوروی و تجزیه آن به کشورهای مستقل.2. نابودی پیمان ورشو. 3. دگرگونی کامل قانون اساسی کشور، 4. تثبیت و تحکیم سلطه‌ آمریکا بر جمهوری های تازه استقلال یافته.5. استحاله فرهنگی شوروی. 6. به تاراج رفتن ثروت شوروی و شیوع فقر عمومی.
در یک جمله در این مقطع (1991 ـ1993 م) تسلط آمریکا بر اصلاح طلبان چنان سیطره پیدا کرد که خواسته‌های خود رابه طور آشکار به صورت دستور به مسؤلان شوروی و از جمله شخص «یلتسین» دیکته می‌کرد. به عنوان نمونه، سه روز پس از ریاست یلتسین، جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا اعلام کرد که سه جمهوری حوزه بالتیک (لتونی، استونی، و لیتوانی) متعلق به شوروی نیست و باید مستقل شوند و اگر نظام حاکم بر شوروی این جمهوری ها را به رسمیت نشناسد، وعده‌های آمریکا به شوروی تحقق نخواهد یافت.(4)
الکساندر پروخانوف،(5) اصلاحات گورباچف و یلتسین را چنین توصیف می‌کند. ...هدف اصلی این بود که با ثروتی که شوروی داشت به یک سطح جدیدی از تمدن و پیشرفت برسد... اما متأسفانه این اصلاحات را به جای اینکه دوستان مردم شوروی آغاز کنند، دشمنان آنها آغاز کردند و با سوء استفاده از توقعات مردم، این اصلاحات را به ضد اصلاحات جنایتکارانه تبدیل کردند، نتیجه این رفرم که توسط گورباچف شروع و توسط یلتسین ادامه پیدا کرد این شد که همه ساله روسیه حدود یک میلیون نفر مرگ و میر داشته باشد که البته همه اینها نتیجه ناموفق است... ارزش پول ملی چند هزار برابر کاهش یافته و بدهی‌های خارجی کشور به 160 میلیارد دلار رسیده، ارتش روسیه ضعیف شده، و ما از نظر مایحتاج زندگی آنچنان وابسته به غرب شده‌ایم که بدون مواد خوراکی و کالاهای غربی زندگی برای ما دشوار می‌نماید و... و اینها تماماً دستاوردهای اصلاحات آمریکایی است.»(6) نامبرده تأکید می‌کند که «ما باید از آنچه تا بحال بر ما گذشته است درس عبرتی بگیریم تا دیگر چنین چیزهایی بر‌ایمان تکرار نشود»(7)
زیرا «بر طبق برنامه‌ریزی غرب نابود کننده اصلی شوروی «گورباچف» بود. پس از او غرب «یلتسین» را بر گورباچف ترجیح داد تا ادامه دهنده و پیاده کننده سیاست‌های غرب در روسیه باشد»(8)
به نظر می‌رسد، امام راحل (ره) درنامه‌اش به گورباچف، گرفتاری اصلی شوروی و نیز راه‌حل و بیرون رفتن از بن‌بست موجود را بخوبی ارائه داد: «جناب آقای گورباچف... شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره‌های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه‌داری غرب حل کنید نه تنها دردی از جامعه خویش را حل نکرده‌اید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. چرا که امروز اگر مارکسیسم در روش‌های اقتصادی به بن‌بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسایل البته به شکل دیگر و نیز در مسایل دیگر گرفتار حادثه است.»(9)
جناب آقای گورباچف! باید به حقیقت رو آورد، مشکل اصلی کشور شما مسأله مالکیت و اقتصادی و آزادی نیست، مشکل شما عدم اعتماد واقعی به خدا است همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهد کشید، مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدء هستی و آفرینش است»(10) پس از تذکرات لازم، راه بیرون رفتن از بن‌بست موجود را چنین ارائه می‌دهد. «اکنون بعد از ذکر این مسایل و مقدمات از شما می‌خواهیم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید و این نه بخاطر نیاز اسلام و مسلمانان به شما که به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است که می‌تواند وسیله راحتی و نجات همه ملت‌ها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را بازنماید»(11)
در یک جمع‌بندی و تبیین دور نمایی از اصلاحات (یلتسین ـ گورباچف) می‌توان گفت: اصلاحات مزبور به دلیل متکی بودن به غرب نه تنها سودی برای مردم شوروی نداشت بلکه به ضد اصلاحات تبدیل شده وسرانجام به فروپاشی انجامید. (فاعتبروا یا اولی الابصار): حشر (59)، 2.

                                                            نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. واعظی، حسن، اصلاحات و فروپاشی، تهران، انتشارات سروش، 1379، ص112.
2. همان، ص111.
3. همان، ص37.
4. همان، ص176.
5. نویسنده و سردبیر هفته‌نامه زافترا افراوا.
6. همان، ص 166.
7. همان، ص 177.
8. همان، ص 163.
9. موسوی خمینی، سیدروح الله، آوای توحید، پیام امام خمینی به گورباچف، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ پنچم، 1373، ص9.
10. همان، ص 10 و 13.
11. همان.