اصلاح طلبان ، اصول گرایان و افراطیون
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: معرفی اصلاح طلبان، اصول گرایان و افراطیون اصلاح

اصلاحات و اصلاح‌طلبان:این لفظ که معادل کلمة رفورمیسم (Reformism) است، از جهت اصطلاحی عبارت از «مجموعة روشها و تدبیرهایی است که حکومت‌ها یا ایدئولوگ‌ها در پیش می‌گیرند تا ضمن حفظ ساختار یک حکومت، وجوه بیمار و ناسالم آن را دگرگون نمایند. یا به عبارتی جامعه‌ای که هنوز از رژیم حاکم به طور کامل سلب امید نکرده، امیدوار است با اصلاحاتی شرایط حاکم بر جامعه را به نحوی تغییر دهد که با کمترین خسارت، خواسته‌های خود را از طریق معمول در نظام تأمین کند. این حرکت با تحوّل در درون نظام حاکم، در عین حفظ آن تحقّق می‌یابد. مثلاً نهضت مشروطیت اگرچه انقلاب نامیده شده، در واقع نهضتی رفورمیستی بود که با حفظ سلطنت قاجار و با جلب رضایت مظفر‌الدین شاه، نظام استبدادی را به نظام مشروطة سلطنتی تبدیل کرد».(1)
در فرهنگ‌های سیاسی این واژه «بیشتر برای بیان گرایشهای موجود در جنبش سوسیالیسم بکار می‌رود. که اندیشة قهر و خشونت انقلابی را کنار نهاده و خواستار دگرگونی مسالمت‌آمیزنهادهای اجتماعی از راههای دموکراتیک شده است».(2)
با این توضیحات، حال باید به این نکته اشاره شود که اصولاً منظور از اصلاحات و اصلاح‌طلبان در جامعة کنونی ما چه کسانی هستند و آیا نظر و حرکت آنها در چارچوب معنای اصطلاحی اصلاحات قرار می‌گیرد؟
هر ساختار حکومتی و سیستم سیاسی پس از گذشت دورانی از حیات خود ممکن است که نیاز به برخی اصلاحات در برخی وجوه خود داشته باشد که در عین حفظ کلیّت و تمامیّت آن ساختار یا سیستم، برخی معایب و ناکارآمدیهای آن را برطرف نماید. مطمئناً نظام جمهوری اسلامی ایران نیز مستثنی از این قاعده نیست.
اصلاح‌طلبان حال حاضر در ایران را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: 1. اصلاح‌طلبان انقلابی. 2. اصلاح‌طلبان آمریکایی.
اصلاح‌طلبان انقلابی عده‌ای هستند که از اول انقلاب هم حضور داشته و دارند و می‌توان گفت همان دلسوزان نظام و انقلاب بشمار می‌آیند. اینان که رهبر انقلاب پرچمدار آنان بوده و هستند دارای چند ویژگی بارز و برجسته‌اند:
الف) این اصلاح‌طلبان دین‌مدار هستند و اصلاحات آنها بر پایه اعتقاد به اصل ولایت فقیه و در چارچوب آن صورت می‌گیرد.
ب) اصلاحات آنها دارای هویّت و ویژگی عدالت‌طلبانه است و هدف اصلی آن از بین بردن فقر و فساد تبعیض موجود در شرایط کنونی جامعه و نظام است.
ج) این اصلاحات رویکردی ضدّ امپریالیستی و ضدّ سلطه‌گرایی دارد.
در واقع اصلاحات انقلابی عبارت است از انجام فعالیّتها و حرکتهایی جهت تعمیق روح دینی و جوهر ولایی انقلاب و تداوم حیات و بلکه تعمیق آرمانهای مبنایی آن. در مقابل «اصلاحات انقلابی»، «اصلاحات آمریکایی یا اصلاحات لیبرالی» وجود دارد.
اصلاحات آمریکایی رویکردی است که در چند سالة اخیر با بهره‌گیری از حضور برخی لایه‌های نفوذی در مدیران کشور و بر پایة اعتقاد به لیبرال دموکراسی تحت لوای اصلاحات، خواهان استحالة نظام اسلامی ایران به یک حکومت سکولار با رعایت برخی ظواهر دینی است.
جریان اصلاحات آمریکایی، در واقع خواهان تغییر ماهیت دینی و روح انقلابی نظام جمهوری اسلامی به یک نظام باطناً سکولار، با حفظ ظواهر دینی و مدافع نظام سرمایه‌سالاری و هضم شده در نظام جهانی سلطه است. این جریان به اصطلاح اصلاح‌طلبی، در واقع در صدد استحالة نظام اسلامی و حذف صبغة روح دینی و ولایی آن است و علی‌رغم ظاهر اصلاح‌طلبانه، در واقع یک حرکت براندازانه است که اساس کارکرد آن براندازی خاموش و کودتای خزندة فرهنگی ـ سیاسی است».(3)

اصول‌گرایی:در فرهنگهای سیاسی اثری از واژة «اصولگرایی» در آنها نمی‌یابیم. در عوض به کلمة بنیادگرایی برمی‌خوریم که تعبیر مثبت آن، به معنای اصولگرایی که امروزه در عرف سیاسی ما بکار می‌رود نزدیکتر است.
فرهنگهای سیاسی «بنیادگرایی» را این گونه تعریف می‌کنند: «اصطلاحی است که برای توصیف زیاده‌روی و افراط سیاسی جنبش‌هایی که در ارتباط تنگاتنگ با اعتقادات مذهبی هستند بکار می‌رود. بنیادگرایی دارای دو معنای متفاوت می‌باشد که در نقطة مقابل هم قرار دارند. در معنای نخست که بیشتر با عنوان فارسی «اصولگرایی» از آن یاد می‌شود عبارت است از: اصولی بودن اعتقادات و باورها و تمسّک‌ به آنها. در معنای دیگر که بیشتر بار ارزشی منفی دارد بنیادگرایی مساوی با نهاد قشری‌گری و تمسّک به ظواهر می‌باشد».(4)
اصولگرایی که در عرف سیاسی کشور ما متداول شده است اصطلاح جدیدی است که قبلاً به این شکل سابقة کاربرد نداشته است. طبق این تعبیر اصولگرایان افرادی هستند که معتقد به آرمانها و عقاید مقدسی می باشند. که این عقاید ریشه در مذهب و دین آنها دارد و آنها حاضر نیستند بر سر این اصول معامله کنند یا از آنها عدول کنند. برای مثال مسئلة دفاع از حقوق فلسطینیان و به رسمیت نشناختن اسرائیل در نظام جمهوری اسلامی ایران یک مسألة اصولی نظام به شمار می‌آید که مسئولان حاضر نیستند بر سر این مسأله با کسی معامله کنند. در واقع اصولگرایان افرادی هستند که حاضرند بر سر اعتقادات و اصول صحیح خود فداکاری بکنند.
ارائه طرح اصولگرایی از جانب مقام معظم رهبری در شرایطی صورت گرفت که بعضی از مسئولان که دارای سابقة خوش انقلابی بودند حاضر شدند برای خوشایند غربیها از مواضع انقلابی و بعضی اعتقادات سابق خود دست بردارند. لذا طرح این مسأله از جانب رهبری عملاً باعث شد خط و خطوط این عدّه از بقیّه جدا شود و یاران واقعی نظام که حاضر به فداکاری برای اصول و مواضع انقلابی خود هستند در یک جبهة واحد به نام جبهة «اصولگرایان» متشکّل شوند.
اصولگرایی یعنی ایستادگی روی عقاید و آرمانهایی که ریشه در دین و مذهب دارد و عدم عدول از این اصول. بنابراین هر کس که دارای چنین روحیه و اعتقادی هست بدون شک جزو اصول‌گرایان خواهد بود. به تعبیر رهبری. اصول گرایی یعنی اصول مستدل منطقی را قبول داشتن و به آنها پایبند ماندن و رفتارهای خود را با آن اصول تطبیق کردن(5)... اصول گرایی اسلامی متکی به منطق و عقل و استدلال و تجربه و شوق آزادی خواهی و استقلال خواهی یک ملت می شود.(6)

افراطیون:«افراط گرایی یا همان رادیکالیسم از واژة لاتینی «Radix» به معنای «ریشه» مشتق شده و به مفهوم طرفداری از وقوع تغییرات بنیادی می‌باشد. صفت رادیکال به هر گونه نظری که خواهان دگرگونی بنیادی و فوری در نهادهای موجود شود، اطلاق می‌گردد. از نظر تاریخی، رادیکالیسم همواره با نارضایتی از وضع موجود و تمایل به وقوع دگرگونی‌های اساسی، سیاسی و اجتماعی همراه بوده است و رادیکالیست‌ها در هر عصری در پی از میان برداشتن ساختارهای اجتماعی و سیاسی موجود و ایجاد ساختارهای جدید بوده‌اند».(7)
البته به نظر می‌رسد افراط‌گرایی که در جامعه ما عرف شده با معنای اصطلاحی آن متفاوت باشد. افراطیون کسانی هستند که در نظر جناح‌های سیاسی تاب تحمّل رقیب مقابل را ندارند و با توسل به هر شیوه‌ای هر چند که غیرقانونی باشد در صدد حذف طرف مقابل هستند. لذا افراطی‌گری در عرف سیاسی کشور ما امری بسیار زشت می‌باشد.

                                                                         نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. محمّدی، منوچهر، انقلاب اسلامی، زمینه‌ها و پیامد‌ها،قم : نشر معارف , 1380 ص24.
2. علیزاده، حسن، فرهنگ خاص علوم سیاسی، ص252.
3. برگرفته از: زرشناس، شهریار، واژه‌نامة فرهنگی، سیاسی، ص 22 و 23.
4. علیزاده، حسن، فرهنگ خاص علوم سیاسی، ص128.
5. بیانات رهبری، 7:11:1381.
6. همان، 15:5:1382.
7. علیزاده، حسن، فرهنگ خاص علوم سیاسی، ص248.