آیا آزادی مطلق در مکاتب غربی مورد پذیرش است؟ ........
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آیا آزادی مطلق در مکاتب غربی مورد پذیرش است؟

آیا آزادی مطلق در مکاتب غربی مورد پذیرش است؟ چه قیدهایی برای آزادی انسان گفته اند؟

پاسخ:

با مراجعه به متون کلاسیک در فلسفة ‌سیاسی ملاحظه میشود که هیچ مکتب سیاسی آزادی را مطلق ندانسته است و این شاید به این جهت باشد که بطلان آزادی مطلق بدیهی و روشن میباشد زیرا اولین پیامد تجویز آزادی مطلق آن است که مایة ‌سلب آزادیهای دیگران میشود اگر انسان چنان آزاد باشد که بتواند هر کاری انجام دهد و حتی به حقوق دیگران تعدی کند چنین آزادی گستردهای موجب زیان به جامعه و سلب آزادیهای دیگران است. شهید مطهری در این زمینه می فرماید: «بدیهی است که آزادی مطلق امکان ندارد در جامعه باشد لازمة طبیعت جامعه این است که آزادیها محدود شود یعنی آزادی هر فرد به آزادی فرد دیگر محدود گردد. مواهب اجتماعی (باید) بهطور عادلانه در میان افراد تقسیم شود، نظامات اجتماعی، نظاماتی دست و پاگیر نباشد و افراد به حداکثر آنچه که در جامعه ممکن است، بتوانند به کمال خودشان برسند یعنی امکانات برای افراد بهطور مساوی و در حد کمال امکان، فراهم باشد»(1) بنابر این آزادی مطلق امکانپذیر نیست زیرا که انسان محدودیتهای فراوانی دارد و از اینرو آزادیاش آزادی نسبی است یعنی آزادی در یک دایره محدود است، انسان در دایرة محدودی که دارد، میتواند در تبدیل محیط طبیعی و محقق ساختن خواستههایش برای خود آیندهای سعادتبخش یا شقاوتآلود انتخاب کند.
محدودیتهای انسان از جهات متعددی است مانند:

1. وراثت انسان با طبیعت انسانی به دنیا میآید از آنجهت که پدر و مادرش انسان بودهاند، او هم قهراً و جبراً مانند یک فرد انسان به دنیا میآید. و از طرف دیگر، پدر و مادرش یک سلسله صفات موروثی خود را در فرزندشان به یادگار میگذارند که اینها نیز قهراً‌ و جبراً همراه این افراد هست مانند رنگ پوست، رنگ چشم، خصوصیتهای جسمی که احیاناً از چند پشت به ارث میرسد. انسان هیچ یک از اینها را برای خود انتخاب نکرده است بلکه جبراً وراثت اینها را به او داده است.

2. محیط طبیعی و جغرافیاییمحیط طبیعی و جغرافیایی انسان و منطقهای که در آن منطقه رشد میکند، خواه ناخواه یک سلسله آثار قهری بر روی اندام و روحیة‌انسان میگذارد. منطقههای سردسیر و منطقههای گرمسیر و منطقههای معتدل هرکدام نوعی روحیه و اخلاق را ایجاب میکند، همچنین منطقة کوهستانی یا منطقة صحرایی و غیره.

3. محیط اجتماعی محیط اجتماعی انسان عامل مهمی است در تکوین خصوصیات روحی و اخلاقی انسان، زبان انسان، آداب عرفی و اجتماعی، دین و مذهب، غالباً همان چیزی است که محیط اجتماعی بر انسان تحمیل میکند.

4. تاریخ و عوامل زمانیانسان از نظر محیط اجتماعی تحت تأثیر زمان حال نیست، زمان گذشتته و وقایع و حوادثی که در گذشته رخ داده است، نیز در ساختن او تأثیر بهسزائی دارد، بهطور کلی میان گذشته و آیندة هر موجودی، رابطة قطعی و مسلم برقرار است. گذشته و آینده مانند دو نقطة جدا از یکدیگر نیستند بلکه مانند دو قطعه از یک جریان مداوماند، گذشته نطفه و هسته آینده است البته همانطور که شهید مطهری فرمودهاند: انسان در عین اینکه نمیتواند رابطهاش را با وراثت، محیط طبیعی، محیط اجتماعی و تاریخ و زمان بهکلی قطع کند، میتواند تا حدود زیادی علیه این محدودیتها طغیان نموده و خود را از قید حکومت این عوامل آزاد سازد.(2) منظور از ذکر این محدودیتها آن بود که روشن شود سخن از آزادی مطلق گفتن در باب انسان برخاسته از عدم تأمل در محدودیتهای آدمی است که شامل محدودیتهای ناشی از طبیعت و جز آن میشود، اینک جهت آنکه شاهدی بر ادعای نفی آزادی مطلق در کلمات غربیان و لیبرالها ذکر کرده باشیم، پارهای از دیدگاه های متفکران غربی را در باب قیود آزادی بیان میکنیم.

1. جان استوارت میل: به گفتة‌ میل «در رسالة آزادی تنها آزادی که شایستگی این نام را دارد این است که هرکس به شیوة خاص خویش مصلحت خویش را دنبال کند بهشرطی که به مصالح دیگران آسیب نرساند.»(3)

2. کانت: از نظر کانت، آزادی عبارت از استقلال از هرچیز سوای فقط قانون اخلاقی.(4)

3. آیزایا برلین: وی میگوید: «البته آزادی نامحدود سرمایهداران آزادی کارگران را از بین میبرد، آزادی نامحدود کارخانهداران یا پدران و مادران به استخدام کودکان در معادن زغال سنگ میانجامد. شکی نیست که باید ضعفا در برابر اقویا حمایت شوند و از آزادی اقویا تا این حد کاسته گردد »(5)

4. پوپر: کارل پوپر که یکی از متفکران لیبرال است با اشاره به دیدگاه جان استوارت میل (که نقل کردیم) می گوید: «من اصل حرف استوارت میل را بهصورت ذیل میپذیرم هرکس باید آزاد باشد، به شیوهای که خود میخواهد دل شاد یا نادل شاد باشد تا جایی که شخص ثالثی را به خطر نیاندازد»(6)
با توجه به آنچه از باب نمونه ذکر کردیم ملاحظه فرمودید که نه دفاع از آزادی مطلق معقول است و نه کسی گفته است و متفکران غربی و از جمله لیبرالها برای آزادی قیودی را ذکر کردهاند البته اسلام برای آزادی قلمرو ویژهای قائل است و آنرا به قیدی مانند رعایت مصالح عالیة‌ فرد نیز محدود میکند .از دیدگاه غرب تنها قید آزادی، رعایت آزادی دیگران است ولی از دیدگاه اسلام رعایت مصالح واقعی فرد قید دیگر آزادی است و این بدانجهت است که در غرب ریشه و منشاء آزادی را تمایل و خواهشهای انسان میدانند، از اینرو آزادی غربی در واقع نوعی حیوانیت رها شده است، در حالیکه از دیدگاه اسلام انسان در عین اینکه حیوان است انسان است، آدمی یک سلسله استعدادهای مترقی و عالی دارد که ملاک انسانیت او است، تفکر منطقی انسان و تمایلات عالی او مانند میل به حقیقتجویی و خیر اخلاقی و همین استعدادهای برتر منشاء آزادیهای متعالی او میشود.(7)

 

                                                                               نرم افزار پاسخ


پاورقی:

1. مطهری، مرتضی، فلسفة‌ تاریخ، انتشارات صدرا، 1369، ص 259 ـ 260.
2. مطهری، مرتضی، انسان در قرآن، انتشارات صدرا، 1369، ص 36 ـ 40.
3. جان استوارت میل، رساله دربارة‌ آزادی، ترجمة جواد شیخ الاسلامی، 1363، به نقل از قبسات، ش 5 و 6، ص 82.
4. موریس گرنستون، تحلیلی نوین از آزادی، ترجمة جلال الدین اعلم، انتشارات امیر کبیر، 1370، ص 13 ـ 50.
5. آیزایا برلین، در جستجوی آزادی، ترجمة ‌خجستهکیا، نشر گفتار، چاپ اول، 1371، ص 62.
6. درس این قرن، ص 13، به نقل از نشریة ‌قبسات، ش 5 و 6، ص 82.
7. مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، انتشارات صدرا، 1369، صص 7 و 100 ـ 104.