عقاید و افکار اهل حق
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: عقاید و افکار اهل حق

«اهل حق» نامی است که «علی اللهیان» و «علویان» به خود نسبت می‌دهند و فرقه‌ای از غلات هستند که بعدها در اسلام پیدا شدند و آثاری از مذاهب یهود، مجوس و مانوی در مذهب ایشان وجود دارد و قائل به حلول تناسخند و علی ـ علیه السّلام ـ را مظهر خدا می‌شمارند لقب «علی اللهی» را از جهت آن که اینان قائل به الوهیت به حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌‌باشند، داده‌اند.
حق در حساب ابجد عدد 108 است و با دو نقطه «ق» 110 می‌شود نام علی ـ علیه السّلام ـ هم در حساب ابجد 110 است و به همین مناسبت «اهل حق» را به «اهل علی»(1) معنی کرده‌اند. شیعة امامیه اهل حق را به عنوان مسلمان نمی‌پذیرند، اهل سنت نیز دربارة آنان همان عقیده را دارند:

عقاید اهل حق: عقائد و مبانی اساسی اهل حق، مخلوطی از اعتقادات «تناسخی و حلول ذات» وحدت وجود، عرفان و تصوف التقاطی و مسائلی برگرفته از ادیان قدیم ایران و هند و برخی از مبانی مسیحیت و یهودیت بوده که بعضاً رنگ اسلامی به آن داده‌اند در حالی که هیچ مطابقتی با اصول مسلم اسلام و تشیع ندارد.
به موجب عقیدة اهل حق، خداوند هفت تجلی دارد که در هر تجلی وجود او لباس و جامة تازه می پوشد و چهار ملائکه که یاران چهار ملک خوانده می‌شوند و با «رمز بار» پنج تن می‌شوند و در هر تجلی ـ اما هر دفعه به صورت دیگر ـ با او همراهند.(2)
در مکتب اهل حق امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ مقام الوهیت دارد نویسندة برهان الحق می‌گوید: حضرت علی ـ علیه السّلام ـ دو جنبه دارد: جنبة اول آن که به دیدة حق بینان مظهر الله است یعنی آئینة وجودش محل ظهور جلوة نور ذات حق است. جنبة ‌دوم آن که ظاهراً بشر است، به اعتبار این که مظهر الله است ذات او ازلی و ابدی خواهد بود و به اعتبار این که بشر است، چنانچه دیده شد قالب تهی نمود.(3)
اهل حق علاوه بر حضرت علی بسیاری از رهبران خود را نیز خدا می‌دانند.(4)
به عقیدة اهل حق،‌مسلک آنها از نظر آئین باطنی آخرین منزل (مرحله) وصل به خداست، آنها می‌گویند برای رسیدن به حق (خدا) بشر باید مراحلی را طی کند این مراحل عبارتند از: نخستین مرحله شریعت (آئین پیامبران) یعنی انجام آداب و مناسک و سنن ظاهری دین. مرحلة دوم، طریقت یا اعمال و رسوم عرفانی است بعضی هم مرحلة سومی به نام «معرفت» یعنی معرفت، کامل به دین و تکامل بشری ذکر کرده‌اند. در این صورت شخص پیرو به مرحلة «حقیقت» (حقانی) یعنی وصل به خدا که مرحلة چهارم باشد، می‌رسد. دیدگاه آنان نسبت به شریعت و پیامبران بر این اساس بوده و معتقدند که یک عده از پیشوایان آنها در اعصار گذشته در جامه پیامبران و صحابه به حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ و یاران امام حسین و حتی دوازده امام و عرفا و سلاطین به دنیا آمده و به ارشاد و هدایت مردم جهان پرداخته‌اند. اهل حق در مورد امامت تعابیری شبیه به نبوت دارند، آنها اگر چه معتقد به امامت دوازده امام هستند ولی اعتقاد به امام و امام حسین را مطابق با تناسخ و حلول تعبیر می‌کنند به این معنی هر یک از دوازده امام را مظهر و یا جامة یکی از پیشوایان اهل حق می‌دانند.(5)
تناسخ ـ از برجسته‌ترین ارکان اصلی اعتقادات اهل حق تناسخ است اینها می‌گویند طبق نامه سرانجام(6) هر ذی روحی مظهر یا جامة روح دیگری از ما قبل است و انسان باید هزار مرتبه متولد شود و هر مرتبه در قالبی زندگی کند تا در هزار و یکمین مرحله بهشتی یا جهنمی شود و هر بار که می‌میرد لازم نیست به صورت انسان دیگری متولد گردد گاهی به صورت گاو گاهی به صورت ناقه گاهی به صورت سگ و گاهی ... و گاهی به صورت انسان.
به‌عقیدة ایشان در تن هر کس ذره‌ای از ذرات الهی موجود است و ظهور روحانی حق در صورت جسمانی پاکان و برگزیدگان، همیشه در گردش می‌باشد و آن را در گردش مظهر به مظهر نامند. در این باره آنان به هفت جلوه پیاپیند و می‌گویند هر بار خداوند حق تعالی با چند تن از فرشتگان مقرب خدا، به صورت اتحاد در بدنهای خاکی «حلول» می‌نماید، این حلول به منزله لباس پوشیدن و کندن است، که آن را به فارسی جامه و به ترکی «دون» گویند.(7)
شعائر و اعمال: اهل حق در هفته یک یا چند بار در جم خانه‌ها و با حضور پیر، جمع می‌شوند. تشکیلات جم معمولاً در شب‌های جمعه برگزار می‌شود و این مراسم با تشریفات خاصی اجرا می‌گردد. قبلاً به اندازة کافی نذر و نیاز در جم حاضر و به قصد دعا و خیر و عبادت با خلوص نیت و پاکی جسم و تجلی روح به پاکان انجام می‌شود، و آن را حلاّل مشکلات می‌دانند، و شرکت هفته‌ای یک بار در جم و جم خانه‌ها را به جای عبادت دایمی کافی می‌دانند.(8)
اهل حق نماز نمی‌خوانند و به جای آن همان نذر و نیازها را انجام می‌دهند. و روزة مخصوصی دارند که سه روز است و به «مرنو» و «قولطاس» مرسوم است. روزة مرنو از آنجا رسم شده است که سلطان صحاک و یارانش سه شبانه روز از ترس دشمنانشان در غار مرنو پنهان شده و بی غذا ماندند و پس از نجات یافتن آن روزة مرنو نام نهادند و این روزه در منطقة باختران (کرمانشاه) اجرا می‌شود. روزة قولطاس ـ که اکثریت اهل حق‌های ایران و خارج از ایران انجام می‌دهند ـ مربوط به یاران قولطاس و قوشچی اوغلی و شاه ابراهیم است که در وسط چلة زمستانی سه شبانه روز زیر کولاک می‌مانند و پس از نجات از آن خطر جشن می‌گیرند (قول یعنی اقرار و شرط، و (طاس) به منزلة این که کولاک، مانند تاس بر سر آنان بود).(9)
پاره‌ای از احکام منسوب به اهل حق: 1. چون مردان اهل حق را در مساجد مورد سخریه قرار دادند علی ـ علیه السّلام ـ به آنان گفت: من به جای شما نماز می‌خوانم، شما به جای نماز کردار (نیاز) کنید و شارب بگذارید تا همدیگر را بشناسید.
2. علی ـ علیه السّلام ـ هنگام غسل دادن بدن مطهر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آبی را که در گودی ناف پیغمبر جمع گردیده بود آشامید و به احترام حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ دیگر مقراض به سبیل خود نبرد.
3. اگر فردی یک مو از سبیل چید یک گاو نیاز دهد تا از سر تقصیرش بگذرند ولی اگر شارب را چید حق دخول در جمع خانه را ندارد و پیر حقیقت نیاز وی را نمی پذیرد.
4. اهانت به سیبل به منزلة تعرض به ناموس اهل حق می‌باشد.
5. اهل حق برای به کمال رسیدن یک مرد با یک زن و یا مردانی با یک زن مراسم سردادن را اجرا می‌کنند و به وسیلة آن عقد برادر و خواهری می‌بندند و معتقدند این ربط و وصلت تا قیامت باقی خواهد بود.
6. کسانی که در جمع خانه شرکت می‌کنند روی لباس کمر می‌بندند برای اینکه جمع نشینان از چاکران داود به شمار می‌آیند و طبعاً چاکر و غلام نیز کمر بسته می‌باشد.(10)

                                                                                  نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. مردانی، محمد، سیری کوتاه، در مرام اهل حق، ص 4، ناشر: مؤسسة دفاع از حریم اسلام، چ اول، 1377.
2. جستجو در عرفان اسلامی، ص 155، همان.
3. به نقل از سیری کوتاه در مرام اهل حق، ص 49، همان.
4. مالامیری کجوری، احمد، اهل حق، ص 85، نشر مرتضی، چ اول، 76.
5. مجله تخصصی کلام اسلامی، شماره 18، ص 56.
6. سرانجام نام کتاب مقدس مسلک اهل حق است.
7. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص 79، انتشارات آستان قدس رضوی، چ سوم، 1375.
8. ربانی گلپایگانی، فرق و مذهب کلامی، ص 333، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، چ سوم، 1383.
9. ربانی گلپایگانی، فرق و مذهب کلامی، ص 333، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، چ سوم، 1383.
10. اهل حق، ص 144، همان.