عشق یعنی چه ؟
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: عشق یعنی چه ؟ ،اقسام عشق: ،عشق نفسانی:

عشق و محبت بزرگترین عامل تربیت و اصلاح است. فلسفة محبت، عشق و ارادت به اولیاء الهی در همین است. وقتی شما به یکی از اولیاء الهی عشق بورزید، خواه ناخواه رفتار و گفتار و سیرة عملی آن ولی خدا در شما اثر گذار خواهد شد. عشق کیمیای سعادتی است که به دلهای افسرده و ناامید، نشاط و امید می دهد و سردی ها را گرمی و حرارت تبدیل می کند.

معنی لغوی عشق:(1)عشق از مادة عشقة است، گیاهی به نام پیچک است که به هر چیزی برسد دور آن می پیچد و بالا می رود.
تعریف عشق: اوج علاقه و احساسات که وجود انسان را مسخّر می کند و بر عقل و اراده و انتخاب او اثر می گذارد. اگر چنین حالتی در انسان پیش آید، او را از مسیر عادی زندگی خارج می کند، خواب و خوراک را از او می گیرد. تعلقات و وابستگی هایِ گوناگون او که به صدها چیز دلبسته است را از بین می برد و تمام توجه او را به معشوق منعطف می کند.

اقسام عشق:(2)1. عشق مجازی:
الف: نفسانی
ب: حیوانی
2. عشق حقیقی و معنوی و انسانی. (در قرآن از این عشق تعبیر به مودة و رحمة شده است.)

عشق نفسانی:علاقه و محبت به حسن و شمایل معشوق است. منشأ این علاقه، یک نوع سنخیتی است که بین نفسِ عاشق معشوق و محبّ و محبوب یافت می شود.

زاین عشق از شهوت سرچشمه می گیرد و به شهوت نیز خاتمه می یابد.
عرفا اساساً به عشق مجازی اعتقادی ندارند. آنها تمام عشق ها را حقیقی می دانند و می گویند یک جمال بیشتر وجود ندارد که همان جمال حق است و همة جمال های دیگر پرتوی از آن جمال هستند. فطرت انسان، کمال و جمال را جستجو می کند و جمالِ محدود او را اشباع نمی کند. فطرت دنبال کمال مطلق است. ولی در یافتن مصداق آن دچار اشتباه می شود. و این باعث سرگردانی و اضطراب می شود. اما اگر به مطلوب حقیقی و واقعی برسد، به آرامش و اطمینان می رسد.
عشق حیوانی پایدار نیست. فردی که از دیدن رویی زیبا، به خود می لرزد و از لمس دستی ظریف به خود می پیچد، این جز یک جریان مادی و حیوانی بیش نیست و به سرعت می آید و می رود، قابل اعتماد و توصیه نیست، بلکه خطرناک است. آفات زیادی به دنبال خواهد داشت و فضایل اخلاقی را از بین می برد.
منشأ این عشق، غریزة حیوانی است. هدف در آن دفع شهوت و نیاز جنسی است. در آن، تمام عنایت و اهتمام عاشق به صورت و رنگ و زیبایی پوست و چشم و خال و ابروست و این غریزه است که او را مجذوب و شیفته، ساخته است. بعد از اینکه این نیاز برطرف شد و غریزه اشباع شد، (و یا آن زیبایی طراوتش برطرف شد) آن آتش عشق فرو می نشیند و با خاموشی به سردی می گراید.
عشق هایی کز پی رنگی بود
عشق نبود عاقبت ننگی بود
(مولوی)

عشق واقعی و انسانی چگونه حاصل می شود؟(3)عشق معنوی و انسانی فصل ممیز انسان و حیوان است. این عشق، انسان را از دایرة محدود حیوانیت خارج ساخته و وارد دریای انسانیت می کند. عشق حقیقی، عشق ورزیدن به فضایل و خوبی ها و شیفتگی سجایای انسانی و جمال حقیقت شدن و فانی در معشوق شدن است. این علاقة شدید و ثابت زمانی حاصل می گردد که در بستری از شناخت و معرفت صادقانه بارور گردد. محبتی که از معرفت حاصل شود پایدار و ماندنی است. از همین رو است که نام کشش های نفسانی و غلیان و جوشان هیجان ها را نمی توان عشق واقعی نام نهاد. لذا محبت و عشق و ارادت واقعی، زاییدة شناخت عاقلانه است. آشنایی ناگهانی و خیابانی، معرفت واقعی نیست تا از آن عشق واقعی حاصل شود. پس با یک نگاه خریدارانه، شنیدن یک کلام پر جاذبه و وسوسه انگیز، خواندن یک نامة عاشقانه، یک گفتگوی تلفنی، دیدن یک تصویر زیبا و ... نمی تواند عشق واقعی را به دنبال داشته باشد.

نیاز ازدواج به کدام عشق است؟اگر پایه های نخستین زوجیت بر عشق حیوانی بنا شود، خانه ای سست و لرزان خواهد بود. علاقه و محبتِ حاصل از چنین رابطه و پیوندی روز به روز سطحی تر خواهد شد و به راحتی از هم گسسته خواهد شد. اگر ازدواج بر اثر غلبة امواج احساسات و هیجانِ دلباختگی صوری باشد، بستر اندیشه و تعقّل و آرامش را در ارزیابی معیارهای ازدواج اصیل و ماندگار را متلاطم می کند. عشق جنسی و حیوانی در گرایش به انتخاب همسر و آغاز زندگی مشترک، اگر چه لازم است اما کافی نیست و باید در کنار آن، عشق به ارزش ها و فضایل انسانی و اخلاقی نیز وجود داشته باشد. اما ازدواجی که بر پایة معرفت و شناخت عاقلانه و منطقی بناء شود و اصول هم شأنی و هم کفوی در نظر گرفته شود و تناسب در اکثر امور لازم (در ایمان، فرهنگ، زیبایی، سن، روحیات، اقتصادی و ...) رعایت شود، ازدواجی موفّق و سعادت بخش خواهد بود.

توصیة نهایی:اگر فردی که انسان به ایشان علاقه و محبت دارد، هم جنس او می باشد، مثلاً یک استاد وارسته یا یک دوست با فضلیت و یا ... می تواند با بیان صادقانه، این محبت خود را به او اعلام کند. در روایات نیز به این مطلب اشاره شده است که دوستی و محبت قلبی خود را به دوستان بگویید. پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ : کسی که مسلمانی را دوست بدارد و او را از علاقة خود آگاه نکند به او خیانت کرده است.(4)
اگر این علاقه مربوط به جنس مخالف در این صورت اگر در حد یک ارتباط دوستانة متعارف باشد، مثل دو نفر دانشجوی همکلاسی و یا دو نفر همکار اداری، که با حفظ حدود شرعی و عرفی می توانند از باب «انّما المؤمنون اُخوةٌ» و با حفظ احترام و ادب شرعی و اجتماعی در حد ضرورت اشکال ندارد ولی نباید این ارتباط از حد تعادل و شرع بگذرد که شیطان در کمین است.
در صورت سوم که علاقه و محبت بیش از حد متعارف است، باید منشأ این عشق روشن باشد و هدف از آن مشخّص باشد. اگر به قصد ازدواج باشد و او را به عنوان فردی شایسته برای همسری خود می داند، می تواند با انتخاب یک واسطة خیرخواه و آگاه به صورت غیر مستقیم، از فرد مقابل دعوت کند به خواستگاری او بیاید. با این روش که نشان از اخلاق، صداقت، نجابت و عفت و حیا برای او می باشد، می تواند آن واسطه را از بستگانی که مورد اعتمادند و یا افراد آشنا و دلسوزی که وارسته و آگاه به مسائل است، استفاده نماید.

تذکر:برای جنس مؤنث در امر خواستگاری مناسب نیست به طور مستقیم خود شروع کننده باشد. چون این امر با احساسات و عواطف و طبیعت دختر سازگاری ندارد، زیرا ممکن است با جواب رد فرد مواجه شود و باعث ضربة روحی و ناراحتی و اضطراب شود (طبیعت زن ناز است و طبیعت مرد نیاز) و اگر قصد ازدواج ندارد، به سرعت این رابطه را قطع کند و با عفت و پاکدامنی و رعایت تقوای الهی، دامن پاک و صاف خود را آلوده نکند.

                                                            نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. اندیمشکی، محمدصالح، عشق در کلام شهید مطهری، انتشارات نبوغ، چاپ اول، 1381 ش.
2. همان.
3. افروز، غلامعلی، مبانی روانشناختی ازدواج، دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1381 ش.
4. ابطحی، سیدحسن، اتحاد و دوستی، حاذق، چاپ نهم، 1375 ش.