علت این که بعضی از جوانان با دید منفی.....
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

علت این که بعضی از جوانان با دید منفی به خیلی از چیزها در جامعه اسلامی می نگرند چیست؟

پاسخ:

بررسی روحیة بدبینی، یا به تعبیر شما منفی نگری، بحثی بسیار پردامنه و دقیق است و اگر ما موشکافانه نگاه کنیم، این حالت نه تنها به جوانان جامعة اسلامی ما محدود نمی‌شود. بلکه در همة جوامع و سنین مختلف مشاهده می شود. حتی شاید بعضی از این منفی نظری ها را هم بتوانیم علیرغم بار منفی واژة آن، مثبت بدانیم. به همین جهت ضروری است که جغرافیای بحث را روشن کنیم تا بدانیم حوزه های بدبینی کجاست، و در این صورت است که ما راحت تر، این حالت را ریشه یابی می کنیم.
منفی نگری و بدبینی را بیشتر در دو حوزة بدبینی عقیدتی و رفتاری مورد مطالعه قرار می‌دهیم.

الف: بدبینی عقیدتی معمولاً افرادی که با خدا ارتباط ندارند مانند ماتریالیستها به این نوع منفی نگری گرفتار می شوند. زیرا اینان بر طبق بینش مادی خود جهان را هدفدار نمی دانند و به تبع آن برای انسان هدفی ترسیم نمی کنند. از این رو احساس پوچی و در نهایت خودکشی در بین افرادی که نگرش مادی دارند بیشتر مشاهده می شود. در شعر بعضی از شاعران ایرانی نیز این حالت دیده می شود:
افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند به‌جا تا نربایند دگر
نا آمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه کشیدیم نایند دگر(1)

ب: بدبینی رفتاری منظور از این قسم منفی گرائی، زیر سؤال بردن نظام خلقت، اعتراض، و... نیست. بلکه چه بسا افراد خداپرست که نگرش مادی ندارند. اما از زندگی لذت نبرده و به دیگران به دیده منفی می نگرند.
این قسم بدبینی به سه دسته تقسیم می شود

1. بدبینی نسبت به خود این واژه هر چند در ظاهر بار منفی دارد اما در نهایت چون برای کنترل خودخواهی و عجب و خودپسندی، مفید است، باید از این مقوله با نام صفتی پسندیده یاد کرد. علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «مؤمن صبح را به شب نمی گذارد و شب را به صبح سپری نمی کند مگر آنکه خود را متهم می داند و نسبت به خود سوءظن دارد.»(2) این حالت باعث می شود که انسان به نقائص خود بیندیشد و از عیب جویی دیگران اجتناب ورزد. بنابراین، چنین منفی نگری نه تنها بد نیست بلکه مفید هم است.

2. بدبینی نسبت به خدااین نوع بدبینی غالباً در مواقع بحرانی و در دل های افراد سست ایمان پیدا می شود مثل وقتی که فرد به بیماری، فقر، فقدان نزدیکان و... دچار می شود و این گرفتاری ها را به خدا و عوامل معنوی نسبت می دهد. در صورتی که بسیاری از مشکلات را اعمال خود انسان پدید می آورند مثل واقعة جنگ احد که در قرآن کریم بدان اشاره رفته است و بعضی گمان برند و گفتند که این شکست دلیل به ناحق بودن ماست و اگر به وحی خدا و آیین حق بود شکست نمی خوردیم و... در صورتی که علت شکست غرور، طمع و نا فرمانی آنان بود. این بدبینی از نظر شرعی حرام و گناه کبیره است.(3)
دلائل این بدبینی را هم می توان «انتظار استجابت فوری دعا»، «انتظار فتح و پیروزی بدون تلاش و فعالیت» و... دانست.

3. بدبینی نسبت به دیگرانهرگاه عملی از کسی سر زند که قابل تفسیر صحیح و نادرست باشد و ما آنرا به صورت نادرستی تفسیر کنیم دچار بدبینی به دیگران شده ایم. در قرآن از این نوع بدبینی نهی شده ایم حتی بعضی از این نوع منفی نگری ها را هم گناه دانسته است...(4) . البته به این نکته باید توجه داشته باشیم که گاهی انسان بی اختیار، نظر منفی نسبت به دیگران پیدا می کند. ولی مهم آنست که ما به این گمان منفی ترتیب اثر ندهیم.
تا اینجا متوجه شدیم که بحث منفی نگری دریائی از ظرائف است که مجال بیشتری را می طلبد و مختص به یک قشر خاصی یا جامعه مذهبی خاصی نیست. بلکه یک اختلال شناختی و رفتاری است که قابل درمان است. با وجود این به بعضی از عواملی که جوانان براساس آنها به منفی گرائی سوق پیدا کرده اند اشاره می کنیم:
1. عقده حقارت
کسی که گرفتار خود کم بینی است سعی می کند دیگران را در محیط فکر خود حقیر، پست و آلوده حساب کند تا از عقده خود بکاهد.
2. پیش داوری
گاهی عدم تحقیق، کمی اطلاعات و عجله در قضاوت و داوری، انسان را وادار به متهم کردن دیگران و صدور حکم ناصحیح می کند. تعجیل، صفتی شیطانی است و نتیجه آن هم شیطانی خواهد بود.
3. مدرسه
گاهی مدرسه و معلمین، خصوصاً معلمینی که قیافه ای مذهبی دارند به گونه ای رفتار کرده اند که جوان دچار بدبینی و منفی نظری شده است.
4. انتظار فراوان
توقع و انتظار بیهوده و بی جا نیز باعث منفی نگری می شود. هر چه سطح توقع و انتظار بالا باشد احتمال منفی نگری و سرخوردگی بیشتر است. زیرا بر آورده نشدن این انتظارها از سوی دیگران به تدریج تبدیل به منفی نگری نسبت به افراد می شود. مثلاً ما انتظار داریم که یک جامعه کامل و سالم اسلامی و بر خاسته از عدالت گریایی و مجری کامل حق انسان ها داشته باشیم که یا هیچ عیب و نقصی در کار نباشد یا اگر هم باشد در حدّ بسیار کم. این ایده آل گرایی، توقع ما را از مجریان قانون به حد فراوانی افزایش می دهد و در صورت نبود یا کمبود مسائل مورد نظر آرمان گرایانة ما به همه بد بین می شویم و به منفی بافی رو می آوریم.
5. آلودگی
افرادی که خود آلوده اند، دیگران را نیز آلوده می پندارند و از طریق مقایسه به نفس، مردم را به کیش خود می پندارند. مثل کسی که عادت کرده از راه حرام پول در آورد، اگر دید کسی پول دار شده یا به وضعیت مثبت اقتصادی رسیده است، چنین قضاوت می کند که آن شخص هم به طریقی از راه قاچاق و خلاف، مال به دست آورده است و فکر نمی کند از طریق مثبت هم می شود به کسب و کار پرداخت.
6. گذشتة اجتماعی
گاهی جوانان در گذشته زندگی اجتماعی خود برخوردهایی از ادارات یا سازمانها دیده اند که از لحاظ اخلاقی و اجتماعی نامناسب بوده است. این جوانان با تعمیم دادن این موارد، به همه چیز و همه کس بدبین می شوند و به شدت حس تنفر در آنان شکل می گیرد.
7. مسئولان
وجود رفتارهای متناقض و متضاد در میان برخی از مسئولان، یا تفاوت گفتار با رفتار آنها باعث ایجاد نگاهی منفی در جوان می شود و او همه را این گونه می پندارد.
8. تحلیل نادرست
عدم توانایی تحلیل درست در اتفاقات و مسائلی که در اطراف جوان می افتد نیز باعث می شود حس منفی نگری در او تقویت شود.
9. خودمحوری
افرادی که خود محور هستند و همه چیز را با مقیاس «خود» می سنجند، اگر رفتاری مخالف آنچه خود می پسندد، ببیند، دید منفی نسبت به آن پیدا می کند.
10. تربیت خانوادگی
گاهی تربیت خانوادگی و رفتارهای حاکم بر خانواده،‌ موقعیت اجتماعی فرهنگی خانواده و... نیز باعث ایجاد منفی نگری می شود.
11. «مشکلات روحی روانی»، «سرخوردگی اجتماعی»، «گروه همسالان» و... نیز ممکن است از عواملی باشند که جوان را به این مسیر سوق می‌دهند.
12. فقدان شناخت صحیح و یا وجود شناخت های غلط
مهم‌ترین عامل بدبینی، فقدان شناخت های لازم و صحیح و یا وجود شناخت های غلطی است که در جوان شکل گرفته است و عدم شناخت و یا شناخت غلط مانع از دیدن حقیقت می‌شود و نیافتن حقیقت انسان را به سوی بدبینی می‌کشاند.
این ها گوشه هائی بود از عواملی که دید منفی را در جوان ایجاد می‌کند، همان طور که گفتیم. چون این یک نوع اختلال است پس لازم است درمان شود.

                                                                             نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. منسوب به خیام.
2. نهج البلاغه، خطبه 211.
3. ر.ک: دستغیب، گناهان کبیره.
4. حجرات:12.