تکلیف دانشجو در قبال تهاجم فرهنگی
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تکلیف دانشجو در قبال تهاجم فرهنگی

با توجّه به تهاجم فرهنگی که از طریق آن دشمن در جامعة ما، مخصوصاً در بین قشر دانشجو نفوذ کرده است اگر روزی دشمن به جامعة ما حمله کند آیا این امید هست که جوانان باز هم با شور و شوق به صحنه و میدان نبرد در آیند؟

پاسخ:

ملت ایران حضور داوطلبانة نوجوانان و جوانان غیرتمند را در جبهه‌های جنگ به خاطر داشته و هرگز از یاد نخواهند برد. حضور چشمگیر آنان در جبهه‌های جنگ به نحوی بود که جهانیان را به تعجب واداشته، آنچنان که استکبار جهانی از حضور پرشور و داوطلبانة نوجوانان و جوانان ما انگشت حیرت به دندان گرفته و مات و مبهوت ماندند. جوانان دیروز که سینه‌های خویش را سپر آماج گلوله‌های دشمن می‌نمودند، پدران امروزند. که سربلند و سرافراز از جنگ بیرون آمده و به تربیت فرزندان خویش مشغولند تا اگر روزی احساس نمایند که این انقلاب و نظام اسلامی که بر مبنای حکومت ولایی تشکیل یافته نیاز به حضور آن‌ها در صحنه دارد، سر از پا نشناخته و با جان و دل در صحنه حاضر شده و از هیچ کوششی دریغ نخواهند ورزید. بنابراین از آنچه که به عنوان مقدمه بیان شد و آنچه که ذیلاً‌بیان می‌شود. ما معتقدیم که: مردم و بخصوص جوانان در لحظات حساس هنوز هم در صحنه حاضر می‌شوند. و لیکن این مسئله قابل تجزیه و تفکیک است و بستگی به آن دارد که:
اولاً: کدام ضابطه برای سنجش حضور مردم در صحنه مد نظر باشد؟ و ثانیاً: هدف مردم از حضور در صحنه چه باشد؟ تا آنجایی که به ضابطه و معیار حضور مردم مربوط می‌شود، باید بین چند نوع از حضور در صحنه تفاوت قائل شد:
الف) حضور خودجوش. ب) حضور دستکاری شده.(1) اگر مردم به طور خودجوش و بدون آن‌که کسی آن‌ها را مجبور کند یا گُول بزند، به صحنه بیایند، در آن صورت، این حضور قابل اعتماد است، مانند شرکت در تظاهرات 22 بهمن و روز قدس در هر سال و شرکت گستردة مردم در نماز جمعه بخصوص در هنگام حضور در نماز عید فطر که دیگر امکان و فرصت بسیج اجباری وجود ندارد. با همة این اوصاف مردم و بخصوص جوانان با شور و شوق وصف ناپذیری در سرما و گرما، به نماز و تظاهرات روی می‌آورند.
و امّا حضور مردم در زمان قبل از انقلاب و در دوران ستم‌شاهی به گونه‌ای بود که مثلاً: هنگام بازدید شاه در فلان زمان از یک منطقه، همة سازمان‌ها و ادارات دولتی کارکنان خود را در آن منطقه برای حضور در صحنه و ابراز احساسات بسیج می‌نمودند. در آن صورت این حضور در صحنه، خودجوش نبوده و دستکاری شده است لذا برای مشروعیت واقعی قابل اعتماد نیست. و امّا مطلب دیگر این‌که هدف مردم از حضور در صحنه چه باشد؟
در این رابطه نیز باید بین اظهار علاقه و وارد شدن در گود و دفاع از نظام (در مواقع حساس و بروز جنگ) تفاوت قائل شد. دو تن از دانشمندان براساس تحقیقات خود و دیگران به این نتیجه رسیده‌اند که: بین اظهار علاقه به یک حرکت جمعی (همچون تظاهرات، و حضور در میدان نبرد) و فعالیت نهایی برای شرکت در یک مبارزة عملی برای دستیابی به هدف مورد علاقه تفاوت فاحشی وجود دارد.(2)
بنابراین از مطالبی که بیان شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که. اولاً: مردمی که خودجوش در یک حرکت جمعی شرکت می‌کنند، انگیزه‌ها و هدف‌های قوی‌تری دارند. آن‌ها برای خوشآمد مافوق یا از ترس توبیخ وی و یا با انگیزة سرگرمی و خوشگذرانی در یک صحنه حضور نمی‌یابند و به همین جهت در هدف خود نسبتاً پابرجا هستند. و با توجّه به خودجوش بودن حضور مردم در صحنه‌های مختلف در نظام جمهوری اسلامی ایران همچون تظاهرات هر ساله در 22 بهمن و روز قدس دلیل محکمی است بر مشروعیت نظام و ثانیاً: دلیل قانع کننده‌ای است برای پیش‌بینی نمودن حضور گستردة مردم در لحظات حساس و بروز جنگ بخصوص در هنگامی که پای اعتقادات دینی مذهبی در میان باشد که در چنین لحظاتی مردم و بخصوص جوانان به صورت خودجوش در صحنه حاضر شده و آمادة جانفشانی در راه دین مبین اسلام و آرمان‌های مقدس آن خواهند بود. و نخواهند گذاشت این انقلاب که با نثار خون هزاران شهید به خون خفته به ثمر رسیده است پایمال شده و به موزة فراموشی سپرده شود.
نکته: در اینجا باید به عرض برسانم که گرچه تهاجم فرهنگی دشمنان به شدت به سوی جوانان ما سرازیر شده است اما به برکت انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس، جوانانی در مکتب اسلام تربیت یافته اند که قابل مقایسه با سالهای پیش نمی باشند.
بلکه دشمن نیز به این نتیجه رسیده است که برای تسلط بر ملت اسلامی باید تهاجم فرهنگی را شدت ببخشند. ما نیز باید برای مقابله با اهداف شوم دشمنان، فرهنگی اسلامی را در جامعه حاکم سازیم و تهاجمات فرهنگی آنان را خنثی نمائیم. در مورد این سوال نیز وظیفة ما ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در بین جوانان می باشد.
برای این منظور باید به تقویت ایمان و اعتقادات جوانان بپردازیم. روحیه صبر و استقامت را در وجود جوانان تقویت کنیم. روحیة غیرت دینی را تقویت نمائیم. روحیة دنیا زدگی و دلبستگی به دنیا را کم کنی. فرهنگ عاشورا را زنده نگه داریم. ازدواج بی بند و باری و فساد در آنان جلوگیری کنیم.

                                                                             نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. - رفیع‌پور، فرامرز، توسعه و تضاد، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، 1379، ص 458.
2. - فرامرز، رفیع‌پور، توسعه و تضاد، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، 1379، ص 459.