وظیفه فهم احکام دین در زمان غیبت امام‏
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: وظیفه فهم احکام دین در زمان غیبت امام‏

اگر کسى گوید: چون بگفته شما امامیه نیاز مکلفین در شریعت و یاد گرفتن احکام دین برطرف نشود مگر بوجود کسى که حافظ احکام است بطور یقین که باید براى آنان منصوب شود (بنص وصایت) و ممتاز باشد بمقام عصمت و کمال تا راهجویان بدو روى کنند و مسأله پرسان بدو اعتماد نمایند و امروزه (قرن چهارم اسلامى و زمان شیخ مفید ببعد) امام بعقیده شما غائب است و باو دسترسى نیست و نهانست از دیده امت و مورد استفاده مکلفین نیست و رفع نیاز شرعى مردم را نکند و وجود حافظ احکام علنى نیست چون دست مردم باو نرسد پس اکنون مردم بچه کسى رو کنند و طالبان بکجا روند و سائلان بقول که اعتماد نمایند و راهجویان بسوى که بکوچند؟  پاسخ اینست که گفتیم: خدا سبحانه عذر مکلفان را در این عصر خاتم پیغمبران بر انداخته چنانچه عذر امتهاى گذشته را برانداخته براى اینکه پیغمبران خود را براى آنان فرستاده و آن مردم آنان را دروغگو شمردند و ترساندند و از خود راندند و بر بسیارى از آنها دست یافتند و آنها را کشتند با اینکه خدا تعالى آن پیغمبران را بسوى آنها نفرستاده بود جز براى اینکه احکام وى را در میان آنها استوار سازند و فرمانهاى او را در میان آنها اجراء کنند و بنادانهاى آنها بیاموزند و غافلان آنها را آگاهى دهند و به پرسش‏کننده آنها پاسخ دهند و هر که رغبتى دارد بسوى آنها بکوچد و هر که جوینده است از نور آنها اقتباس کند و میان این برنامه خدا پسند و آنان ستمکاران آن امتها جدائى‏

انداختند و افتراء گویان جلو آن پیغمبران راستگو را گرفتند و آنان را از ابلاغ احکام خدا باز داشتند و هدایت آنان را بر خود دریغ نمودند و بیم آنها را نشنیده گرفتند و در کشتن پیغمبران خود چون کسى شدند که بخود سوء قصد کند و چشم خود را کور کند تا راه نجات خود را نبیند و گوش خود را کر کند تا سخن رهنماى خود را نشنود و آنگاه گوید: خدا بمن حجتى ندارد و رهنمائى او بمن نرسیده.

خدا عز و جل میفرماید: (آیه 8 سوره البلد): «آیا ندادیم باو دو چشم 9- و زبان و دو لب 10- او را رهنمائى کردیم بدو بلندى».

پس خدا را حجتى است رسا بر همه مردم و اگر خواستى بزور از گمراهى باز داشتى از شیوه تکلیف که بر پایه آزادى و اختیار است بدر شدى خداى حکیم برتر است از آن و بردبار است در برابر نافرمان خود.

و آنچه مقتضاى عدل و حکمت است در این زمان از اینکه براى مردم امامى بر پا دارد انجام شده و خدا سبحانه بدان رفع عذر کرده و او را آفریده و بدو رهنمائى کرده بدلیل عقل که گواه است بطور کلى بر اینکه در هر عصرى امام معصومى کامل بایست است و هم بحجت چندین نص بر تعیین او که از رسول پروردگار جهانیان و از ائمه اهل بیت طاهرین صلوات اللَّه علیهم اجمعین در شناساندن صاحب الزمان بوصف او و نژاد او بطورى که از همه مردم ممتاز است رسیده ولى ستمکاران بروش پیشینیان رفتند و در صدد کشتن هادیان و رهنمایان خود افتادند و حریص شدند بر خاموش کردن چراغ وجود آنان و بسوى آن حضرت تاختند و او را بهراس انداختند و تصمیم گرفتند چون او را دریابند بکشند، و خداى تعالى باو فرمان داد پنهان شود چنانچه باو اعلام کرد که وضع او از وضع هر پیغمبر و امامى که خود را نمود و آنان را کشتند جدا است زیرا صلاح امت اسلامى پس از پدرانش علیهم السلام منحصر است بدان که او امام آنان باشد و جز او نتواند جاگزین مصلحت او گردد و از آن حضرت جوابگوئى براى سؤال‏کننده‏ها ساقط شد چون امنیت وجود نداشت و تمکین حضرت او نمیکردند و وجود او در پس پرده غیبت حجت خدا تعالى است بر ستمکاران که راه هدایت را یافتند و بدو ارشاد

نشدند و خود را از سلوک آن بازداشتند و گمراهى را بر آن برگزیدند و چون کسى شدند که چشم خود را از مصالح خود بسته و گوشش را از شنیدن هر نصیحت مسدود کرده سپس گفته: اگر خدا خواستى مرا هدایت کردى.

و خدا سبحانه در باره همانند او فرموده (آیه 18 سوره فصلت): «و اما ثمود را پس رهنمائى کردیم و برگزیدند کوردلى را بر هدایت». برتر است خدا که سخنى والاتر دارد و حجتى بهتر.

با این همه ما یقین نداریم که هیچ کس امام (ع) را نمى‏شناسد و دستش بحضرت او نمیرسد بلکه مى‏شود که همیشه گروهى از دوستانش نهانى نزد آن حضرت گرد آیند و ملاقات خود را با آن حضرت نهان نمایند چون فاش شدن این راز مصلحت نیست.

گنجینه معارف شیعه إمامیه / ترجمه کتاب کنز الفوائد و التعجب، ج‏2، ص: 241