عاقبت زن دلباخته نوجوان
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: عاقبت زن دلباخته نوجوان

روایت است که زنى دلباخته نوجوانى شد و کام دل از او خواست و آن نوجوان نپذیرفت آن زن بدو گفت: بخدا اگر کام مرا ندهى تو را رسوا کنم و او انجام نداد و آن زن تخم مرغى گرفت و سپیده آن را بر جامه خود ریخت (تا نشانه منى گردد) و در آن نوجوان آویخت و نزد امیر مؤمنان (ع) از او شکایت کرد.

گفت: اى امیر مؤمنان این نوجوان با من درآویخت و کام از من گرفت و این آب او است که بجامه من ریخته، امیر مؤمنان (ع) از آن نوجوان بازپرسى کرد و او گریست و گفت: بخدا اى امیر مؤمنان او دروغ گوید و من کارى که او گفته نکردم امیر مؤمنان آن زن را پند داد و او گفت: بخدا که کرده و این آب او است.

امیر مؤمنان فرمود: قنبر را نزد من آورید، او را آوردند و باو فرمود:

اى قنبر بگو آب جوش بسازند و خوب بجوشانند و آن را نزد من آور و چون آب جوش را آوردند فرمود تا بجامه آن زن ریختند و سپیده تخم مرغ از آن پخته شد و درآمد و نیرنگ او روشن شد و آن حضرت بدو مسلمان فرمود: تا آن را بچشند و تف کنند تا بیقین بدانند سپیده تخم مرغ است و منى نیست و آن کار کردند و دیدند تخم مرغ است و آن نوجوان را آزاد کرد و آن زن را ادبى دردناک کرد. «1»

______________________________
(1) این یکى از شاهکارهاى مولا امیر المؤمنین (ع) است در باره قضاوت میان دو خصم که در محضر انورش شکایت بردند و محاکمه کردند و آن حضرت را در این میدان قضاوت شاهکارهاى فراوانى است که مورد استفاده قاضیها در هر عصر و زمان بوده و بیانگر فرموده پیغمبر اسلام (ص) است در باره او که فرمود:

اقضاکم على‏

یعنى درست‏تر در قضاوت از همه شما مسلمانان على است که براى کشف حق و امتیاز راستگو از دروغگو در مرافعات و محاکمات بر همه برترى دارد. (مترجم)

گنجینه معارف شیعه إمامیه / ترجمه کتاب کنز الفوائد و التعجب، ج‏2، ص: 197