گفتگو در باره آجال‏ و عمرها
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: گفتگو در باره آجال‏ و عمرها ،حقیقت آجال و عمرها چیست؟

اگر کسى پرسد حقیقت آجال و عمرها چیست؟

باید باو گفت: آجال بمعنى اوقات است و اجل زندگى که عمر است وقت زندگى است و اجل بمعنى مرگ هنگام مردنست و وقتى است که در آن یافت شود. و همچنین اجل در وام سر رسید آنست که باید آن را پرداخت و گویند بآدمى: اجل مقرر کن براى این کار یعنى وقت پدید شدن و بودن او را معین کن.

اگر کسى پرسد: شما گوئید که عمرها حتمى باشند که پیش و پس ندارند یا مى‏شود خدا تعالى آنها را پیش اندازد و یا پس اندازد؟

باو باید گفت: آنچه ما عقیده داریم اینست که خدا توانا است بر پس انداختن مرگ بفزودن بر مدت زندگى و بر پیش انداختن آن بکم کردن دوران زندگى.

اگر گفت: چگونه درست آید قول شما به پیش و پس شدن مرگ و چه معنا دارد با اینکه اجل نزد شما بمعنى وقت است و هر وقت مرگ آدمى آمد همان است اجل او.

باو باید گفت: وقتى که خدا بنده‏اى را میراند قادر است که او را نمیراند و بجاى آن زنده‏اش گذارد و این معنى پس افتادن مرگ او است و فزودن در عمر او، و وقتى که خدا بنده را زنده میدارد میتواند او را بمیراند بجاى زنده بودن و زندگى را از او بستاند و این معنى پیش داشتن مرگ او است و کم کردن عمر او و همه اینها از نظر عقل محال نباشند اینست معنى آنچه ما بدان معتقدیم.

اگر گوید: چون خدا سبحانه داند که بنده او صد سال زنده میماند بحسب مصلحتى که در آنست پس با این حال چگونه مى‏شود در آن مدت فزاید یا کم نماید؟

گوئیم: میتواند مصلحت عمر صد ساله را شرط باشد که فلان کار را آن بنده نکند و چون آن کار را کرد بیست بر صد بیفزاید یا بیست از آن کم کند و این هم محال نباشد.

اگر گفت: خدا که میداند بنده بدان شرط عمل میکند یا نه؟

گوئیم: آرى خدا بدان دانا است و به هر چه بود شدنى است پیش از بودش دانا است و دانا است بآنچه نمیباشد که اگر بود چگونه بود.

اگر گفت: چون حالش پیش خدا معلوم است عمر حتمى او هم معلوم است و بیش و کم شدن معنا ندارد.

گوئیم: این بیش و کم بودن فرضى است نه واقعى یعنى مى‏شود که چنین باشد و نشدنى نیست که اگر حال چنین باشد اجل پس و پیش مى‏شود، خدا تعالى هم از قوم نوح گزارش داده که اگر مؤمن میشدند عذابشان برداشته میشد و خدا آنان را بمال و اولاد کمک میداد و تا مدت معلومى مرگ آنها را پس میانداخت و فرمود در حکایت از قوم نوح (سوره نوح آیه 10): «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً» پس گفتیم آمرزش جوئید از پروردگار خودکه براستى او پر آمرزنده است 11- میفرستد بر شما بارانى پیاپى 12- و کمک دهد شما را باموال و پسران و بسازد براى‏ شما باغها و بسازد براتان جویها.

با اینکه خدا سبحانه و هم نوح (ع) میدانستند که آنان آمرزش نخواهند و توبه نکنند و همه غرق خواهند شد. و خدا عز و جل (در آیه 96 سوره الاعراف) فرماید: «و اگر اهل هر آبادى ایمان مى‏آوردند و پرهیزکار میشدند البته که میگشودیم بر آنها برکتها از آسمان و زمین».

و این تعبیر نباشد جز براى زنده‏ها با اینکه مقصود در آیه اهل آبادیها است که آنها را هلاک کرده و خبر داده که اگر آنها ایمان مى‏آوردند آنان را زنده میداشت و بر آنها نعمت میداد با اینکه میداند که آنان ایمان نیارند و اینکه او البته آنها را هلاک خواهد کرد.

گنجینه معارف شیعه إمامیه / ترجمه کتاب کنز الفوائد و التعجب، ج‏2، ص: 162