ولایت اعتبارى‏
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ولایت اعتبارى‏ ،«ولایت فقیه‏

وقتى مى‏گوییم ولایتى را که رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، براى هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه (ع) و رسول اکرم (ص) است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست؛ بلکه صحبت از وظیفه است.

«ولایت»، یعنى حکومت و اداره کشور و اجراى قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است؛ نه اینکه براى کسى شأن و مقام غیر عادى به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادى بالاتر ببرد. به عبارت دیگر، «ولایت» مورد بحث، یعنى حکومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصورى که خیلى از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفه‏اى خطیر است.

«ولایت فقیه‏

» از امور اعتبارى عقلایى‏ «1» است و واقعیتى جز جعل ندارد؛ مانند جعل (قرار دادن و تعیین) قیّم براى صغار. قیّم ملت با قیّم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقى ندارد. مثل این است که امام (ع) کسى را براى حضانت‏ «2»، حکومت، یا منصبى از مناصب، تعیین کند. در این موارد معقول نیست که رسول اکرم (ص) و امام با فقیه فرق داشته باشد.

مثلًا یکى از امورى که فقیه متصدى ولایت آن است اجراى «حدود» (یعنى قانون‏

جزاى اسلام) است. آیا در اجراى حدود بین رسول اکرم (ص) و امام و فقیه امتیازى است؟ یا چون رتبه فقیه پایین‏تر است باید کمتر بزند؟ حد زانى که صد تازیانه است اگر رسول اکرم (ص) جارى کند، 150 تازیانه مى‏زند، و حضرت امیر المؤمنین (ع) صد تازیانه، و فقیه پنجاه تازیانه؟ یا اینکه حاکمْ متصدى قوه اجراییه است و باید حد خدا را جارى کند؛ چه رسول اللَّه (ص) باشد، و چه حضرت امیر المؤمنین (ع)، یا نماینده و قاضى آن حضرت در بصره و کوفه، یا فقیه عصر.

______________________________
(1). امور اعتبارى در برابر امور تکوینى، امورى را گویند که به فرض و جعل و قرارداد ایجاد مى‏شود و آن را به واضع و جاعل آن نسبت دهند. چنانچه اگر واضع آن شارع باشد، آن را «اعتبار شرعى» نامند. و اگر واضع آن مردم باشند که براى اداره امور زندگى خود وضع و جعل کنند، آن را «اعتبار عقلایى» گویند.

(2). حضانت، اداره و نگهدارى کودک یا مجنون را گویند. حضانت طفل در درجه اول بر عهده مادر و پدر است. و اگر این دو حیات نداشته باشند یا فاقد صلاحیت باشند، امام و حاکم اسلامى کسى را براى این کار بر مى‏گزیند.

 

ولایت فقیه،حکومت اسلامى، متن، ص: 52