نامه‏ اى که به یکى از برادران دینى نوشتم بنام بیانى از کلیات عقیده مؤمنان‏
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نامه‏ اى که به یکى از برادران دینى نوشتم بنام ،کلیات عقیده مؤمنان‏

بنام خداوند بخشنده مهربان برادر جانم خدایت بلطف خود سعادتمند کند و باحسان و بخشش یارت باد از من خواستى کلیات عقائد شیعه را و اصولى که باید در این مذهب بدان پایبند بود برایت ثبت کنم تا یادآورى خودت باشد و ذخیره‏اى براى دیگران و من در گفتار کوتاه کلیاتش را شرح دهم و نزدیک بذهن و آسان شرح دهم بصورت فتوى بى‏ذکر دلیل و برهان و توفیق از جز خدا نخواهم.
بدان که
 1- بر هر مکلفى لازمست عقیده داشته باشد باینکه همه جهان آفریده و حادث است و پیش از بودش نبوده.
2- خداوند آفریننده و پدیدار همه جهانست از جسم و عرض جز کارهاى اختیارى بندگان که خود پدید آرند نه خداوند سبحان.
3- معتقد باشد که خدا تعالى قدیم است و یکتا و جز او قدیم و ازلى نیست و او است موجود ازلى و پاینده تا همیشه و او است چیزى نه چون چیزهاى دیگر و هیچ موجودى مانند او نیست و آنچه بر پدیده‏ها روا است بر او روا نیست و او را صفاتیست ذاتى که جز ذات او مبدأ دیگر ندارند و آنها: زنده، دانا، قادر، قدیم و باقى است و نمیشود بضد آنها موصوف گردد، همه بودنیها را پیش از بودنشان میداند و چیزى از آنها بر او نهان نبوده و او را اوصافى است از نظر افعال او که نمیشود بدو نسبت داد جز پس از فعل و آنها هستند که خودش را بدانها ستوده چون خالق،  رازق، معطى، راحم، مالک و متکلم و مانند آنها:
و صفاتى هم دارد بطور مجاز که خود را بدان ستوده چون مرید و مکره و راضى و غضبناک که اراده او همان کار او است و اراده از دیگرى همان فرمان او است بدان کار و نام آن اراده بمعنى حقیقى نیست و تعبیر باراده از او مجاز است غضبش کیفر او است و رضایش ثواب او و خدا را نیاز بمکان نیست و ادراک او بحواس نیست و از هر کار زشتى منزه است و به بنده‏ها ستم نکند گر چه بر آن توانا است چون میداند زشت است و نیازى بدان ندارد.
گفتارش راست و وعده‏اش درست و به بندگانش تکلیف نکند آنچه را نتواند و آنها را از مصلحتى که براشان سود دارد محروم نسازد و بدان چه نخواهد فرمان ندهد و آنچه را خواهد قدغن نکند، مردم را براى مصلحت آنان آفریده و تکلیف آنان براى رسیدن بسود خودشانست، و در تکلیف هر عذرى را از آنها زدوده و بهترین وضع را براشان فراهم کرده و آنان را پیش از تکلیف توانا بانجامش نموده و عقل و تمیز بآنها داده توانائى آنست که مى‏تواند کارى کند یا ضد آن را نماید بجاى آن، و راه حقى که باید دانست با دو چیز فهم شود که خرد و بیان شرع باشند، و آنچه خرد تکلیف کند از حکم شرع جدا نباشد و حکم شرع آن را تأیید کند و همه مردم در هر زمانى از پیغمبران و حجتهاى میان خدا و خود شنیدند آنچه را از راه خرد دلیل معرفت باشد و آنان را در آنچه بعقل ندانند رهنمائى کردند و بدانها فهمانیدند.
و همه حجج الهى دانا بودند بهر آنچه بندگان در خداپرستى بدان نیاز دارند و همه معصوم از خطاء و لغزش بودند با اختیار و قدرت بر گناه و خدا همه را بر خلق خود برترى داده و جانشین خود ساخته میان مردم و همه بحق او برپا خاستند و بدست آنان معجزه‏ها پدید کرده تا گواه راستگوئى آنها باشند و با این همه سراسر آنان بندگان آفریده و پرورده خدا بودند و آدمیانى مکلف بعبادت خدا بودند میخوردند.
و مینوشیدند و تولید نژاد مى‏کردند و بفرمان خدا زنده بودند و بفرمان او میمردند و در معرض دردها بودند که رخ میدادند برخى کشته شدند و برخى مردند، و نه آفریننده‏ بودند و نه روزى ده و نه غیب میدانستند جز آنچه را بدانها مى‏آموخت، و گفتارشان راست بوده و هر چه آوردند درست بوده.
و برتر پیغمبران اولو العزم بودند که پنج کسند: نوح، ابراهیم، موسى، عیسى و محمد ص و محمد بن عبد اللَّه ص برتر همه پیغمبرانست و بهتر اولین و آخرین است و خاتم انبیاء است و پدرانش از عبد اللَّه بن عبد المطلب تا آدم علیهم السلام همه مؤمن و یکتاپرست بودند و خداشناس و ابو طالب بن عبد المطلب هم رضی الله عنه چنین بود.
و باور کند که خدا سبحانه شرف داد پیغمبر ما را ص بآیاتى خیره‏کننده و معجزه‏هائى قاهره.
1- سنگریزه در کفش تسبیح گفت.
2- از میان انگشتان مبارکش آب جوشید و جز آنها از آنچه گزارششان رسیده و علماء اسلام بدرستى آن‏ها اتفاق دارند.
3- قرآن مبین آورد که هر شنونده را خیره کرد و همه ملحدان منکر از آوردن بمانندش درماندند.
و باور کند قرآن کلام پروردگار جهانیان است و پدیده است و قدیم نیست.
و باید عقیده داشت که هر آیه‏اى در آن بظاهر دلالت دارد به مانندى خدا با مردم و اینکه خدا بزور وامیدارد مردم را بطاعت خود یا نافرمانى خود یا برخى را از راه راست گمراه میکند نمى‏شود بظاهرش تفسیر کرد و تعبیرى سازگار با عقل دارد که در پیش در شرح اوصاف خدا تعالى و پیغمبرانش گفتیم اگر مکلف تعبیر درست این آیات را فهمید چه بهتر و گر نه او را بس است که بداند اینها آیات متشابهاتند و تعبیرى دارند سازگار با خرد و با آیات دیگر که محکمات و مفهومند.
در قرآن محکم و متشابهات و حقیقت و مجاز ناسخ و منسوخ و خاص و عام وجود دارند.
و بایست اعتراف کند بفرشته‏هاى خدا همگى و باینکه جبرئیل و میکائیل از آنانند و از فرشته‏هاى گرامند مانند پیغمبران در میان مردم و اینکه جبرئیل همان‏ روح الامین است که قرآن فرود آورد بر دل محمد ص خاتم پیغمبران و همانست که وحى از پروردگار عالمیان آورد.
و باید باور کند که شریعت اسلام که محمد ص آورده ناسخ هر شریعت پیغمبر پیشتر است تا آنجا که مخالف آنست.
و باید بدان پابند بود و هر چه فریضه در آنست بکار بست و همین است دین خدا که پایدار است تا روزى که زمین و هر که در آنست بخدا بگروند، حلالى نیست جز آنچه در آن حلال است و حرامى نیست جز آنچه در آن حرام است، فرضى نیست جز آنچه در آن فرض شده و عبادتى نیست جز آنچه در آن مقرر شده.
و باید بگوید: هر که از اسلام رو برگرداند و پابند جز آن شود کافر است و گمراه و جاوید در دوزخ گر چه هر چه تواند در عبادت خدا بکوشد.
و هر که اقرار دارد به شهادت بر یگانگى خدا و رسالت محمد مصطفى ص مسلمانست و هر که آن را از دل باور دارد و در فرضها که محمد ص آورده شک ندارد مؤمن است.
و از شرائط لازمه ایمان انجام فرائض واجبه است و هر مؤمن مسلمانست و همه مسلمانها مؤمن نباشند و اینکه خدا تعالى فرمود- 85 آل عمران- راستى دین نزد خدا اسلام است مقصود او اسلام درست و تمام است که مسلمان عارف و مؤمن و دانا بواجبات باشد و فرمانبر.
و باید باور کند که حجج خدا تعالى پس از رسول ص که خلفاء او و نگهبانان شرع اویند براى امتش خاندان پیغمبر اویند که اول آنها برادر و عمو زاده و دامادش شوهر فاطمه زهرا دختر پیغمبر است که وصى او است بر امتش و على بن ابى طالب امیر المؤمنین (ع) است و پس از او حسن بن على زکى است و سپس حسین بن على شهید و سپس على بن الحسین زین العابدین (و شمرده تا) خلف صالح ابن الحسن مهدى صلوات اللَّه علیهم اجمعین که پس از رسول خدا جز آنان امامى نبوده و نباشد و پیروى از دیگرى در دین جز آنان روا نباشد و دستور دین را جز از آنان نتوان گرفت. و آنان در دانش و عصمت از گناهان چون پیغمبرانند علیهم السلام و بهتر خلقند پس از رسول خدا ص و امامت آنان بگفته خدا است و یقینى و روشن است و خدا بدست آنان معجزه پدیدار کرده و بسیارى از امور نهانى و امور آینده را بدانها فهمانیده باندازه‏اى که در خور لطف و صلاح است ولى همیشه داناى برازهاى نهانى و غیبى شناسا نباشند و بهمه دانش خدا فراگیر نباشند و معجزه‏هاشان کار خدا است نه خودشان خدا آنها را بدانها گرامى داشته و ساخته خودشان نیستند.
و آنان بشرى هستند که حدیث از طرف خدا دریابند و بنده‏هائى باشند آفریده شده، نه بیافرینند و نه روزى دهند و بخورند و بنوشند و زن داشتند و دچار دردها و مرضها میشدند و ستم بر آنها میشد و میترسیدند و تقیه میکردند، و برخى کشته شدند و برخى درگذشتند و امام این زمان (در حدود 400 هجرى) مهدى فرزند امام حسن هادى است و راستش او حجت است بر همه مردم جهان و آخرین امام امت است و پس از او امامى نیست و پس از دولت او دولتى نباشد و او از چشم رعیتش نهانست از روى اضطرار و ترس از گمراهان و براى مصلحتى که خدا دانا است.
و مى‏شود در زمان غیبت خود را بکسى بشناساند، و خدا هر گاه خواهد او را آشکار کند و کمک‏کاران و یارانى برایش بسازد و دین را بدست او گسترده سازد و زمین را از گناه‏ها پاک کند و گمراهان را نابود نماید و عمود اسلام را بدو استوار کند و در همه روى زمین دین خدا باشد و خدا هنگام ظهورش نشانه‏ها و معجزه‏ها پدید کند که خرق عادت باشند و برخى مرده‏ها را برایش زنده کند و میان مردم تا زمانى که خدا داند بماند وانگاه خدایش بمیراند و پس از او روزگار دراز نپاید و چند روزى نگذرد جز که نشانه‏هاى قیامت پدید شوند و آنچه از مردم مانده‏اند بمیرند و از آن پس معاد باشد.
و باید دانست که برتر امامان امیر مؤمنان على بن ابى طالب است و روا نیست نام امیر المؤمنین براى دیگرى جز او و بدیگر امامان امام، و خلیفه و وصى پیغمبر و حجت خدا گویند و در حقیقت همه امیر مؤمنانند و از این نام از نظر معنایش خوددار نبودند زیرا سزاوار آن بودند ولى براى حرمت على (ع) آن را بر خود دریغ کردند و برتر امامان پس از آن حضرت پسرش امام حسن است و سپس امام حسین و برتر دیگر امامان امام زمان مهدى (ع) است و دیگر امامان پس از آن حضرت موافق خبر ثابت شدند و بدلیل عقلى.
و باید دانست که مهدى همانست که رسول خدا ص در باره او فرمود: اگر از دنیا جز یک روز نماند خدا آن را دراز کند تا مردى در آن ظهور کند از فرزندان من که همنام من است و پر کند زمین را از عدل و داد چنانچه پر شده باشد از ستم و بیداد و او همنام رسول خدا است و هم کنیه آن حضرت جز اینکه نباید نام او را برد و نباید جز به مهدى، منتظر، قائم بالحق، خلف صالح و امام زمان و حجة اللَّه على الخلق از او تعبیر کرد.
و باید دانست که خدا واجب کرده شناخت امامان را و فرمانبرى و دوستى آنان را و پیرویشان را و بیزارى از دشمنان و ستمگران و مخالفانشان را و از آنان که جاى آنها را بزور گرفتند و مدعى مقام آنان شدند و از همراهان و پیروان آنها و از همه فقیه ما بآن جز ائمه علیهم السلام و راستش ایمان درست نباشد جز بدوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنانش و راستى دشمنان ائمه معصومین کافرند و ملحد و دوزخى گر چه نام مسلمان بر خود نهند، و هر که خدا و رسولش را شناسد و 12 امامرا و پیرو آنان باشد و از دشمنانشان بیزارى جوید مؤمن باشد و هر که منکرشان باشد یا در آنها شک کند، یا منکر یکى از آنها گردد و یا دنبال دشمنانشان رود یا یکى از دشمنهاشان گمراه و هلاک باشد بلکه کافر و هیچ کار و کوشش سودش ندهد و هیچ طاعتى از او پذیرفته نگردد و حسناتش قبول نشود.
و باید دانست که خدا چون خواهد روزى و عمر را کم و بیش سازد و روزى بنده را حلال و پاک مقدر کرده.
و باید دانست که راه توبه براى خواهانش باز است و آن پشیمانى از گناه گذشته و تصمیم بر ترک مانند آنست و توبه گناه گذشته را محو کند و لغزش گناهى که از آن توبه کرده بزداید و گر چه گناه دیگرى که مانند آن نیست بنماید و ثواب توبه از گناه‏ را نبرد و گناه آن دیگرى که کند بر او باشد و خدا توبه را بفضل و کرمش پذیرد و از نظر عقل بر او لازم نباشد بلکه بدلیل شرعى ثابت است و بوعده الهى.
و باید دانست که خدا سبحانه بنده‏ها را بمیراند و از آن پس براى روز معاد زنده کند و حساب حق است و قصاص حق است و بهشت و دوزخ و عقاب هم حق باشند و مرتکب گناه که خداشناس و پیغمبر و ائمه علیهم السلام را شناسد و حرمت آنان را باور دارد و خواهان توبه از آن باشد گنهکاریست فاسق بى‏ایمان نباشد چنانچه نامسلمان هم نیست بلکه سزاوار کیفر است بر گناه خود و مستحق ثواب است بمعرفت خدا و رسولش و ائمه علیهم السلام و بر آنچه فرمانبردار بوده و سر کارش با خالق آنها است اگر او را ببخشد از فضل رحمت او است و اگر کیفر دهد بعدل و حکمت او است و خداوند سبحان فرموده- 106- التوبه و دیگران واگذارند بفرمان خدا یا عذابشان کند و یا توبه‏شان پذیرد. و اگر خدا خواهد این گنهکارها را کیفر دهد تا همیشه نباشد و بپایان رسد و از ان پس ببهشت روند و از آنان نباشند که تهدید شدند به عذاب ابدى، و عفو خدا امیدگاه گنهکارانست.
مرجئه بخطا رفتند که امیدوار عفو خدا را مرجى نامیدند و باید راجى بخوانند زیرا پیش از قطع بعفو خدا همان امید است و امکان فقط.
و باید دانست که براى رسول خدا ص و امامان (ع) پس از وى شفاعت پذیرفته ایست در روز قیامت که مؤمنان گنهکار بدان امیدوارند، و نمى‏شود آدمى خاطر جمع باشد که مورد شفاعت مى‏شود در هر حال و راهى براى دانستن آن نیست و باید مؤمن میان بیم و امید باشد.
و باید دانست مؤمنانى که درگذشتند و بى‏گناهند روز قیامت فرمان بهشت دارند بى‏حساب و همه کفار و بت‏پرستان و هر که اصول ایمانش درست نیست در روز قیامت بى‏حساب بدوزخ رود و تنها حساب کسانى رسیده شود که گناه و ثوابشان در هم باشد و آنان مؤمنان گنهکارند.
و باید دانست که پیغمبران خدا و امامان (ع) مسئول تبلیغ دینند بفرمان‏ خدا و حجت هر زمانى سر کار امت زمان خود است و آقاى ما رسول خدا ص و 12 امام پس از او اصحاب اعرافند که ببهشت نرود جز کسى که آنان را بشناسد و او را معرفى کنند و بدوزخ نرود جز منکر آنان که او را بیگانه دانند و رسول خدا و امامان هر کدام حساب مردم زمان خود را برسند و امام مهدى در موقف رسیدگى بحساب مردم زمان خود باشد و بازپرس آنان که در زمانش بودند.
و باید دانست میزان در روز قیامت همان عدل در حساب و انصاف در حکم و کیفر است نه ترازوهاى کپه دار و بریسمان بسته چنانچه عوام گمان برند و صراط مستقیم در دنیا دین محمد ص و آل محمد (ع) است و در آخرت همان راه بهشت و کودکان و دیوانه‏ها و مردم ابله مورد تفضل خدا شوند در قیامت و با عقل کامل ببهشت روند.
و باید دانست که نعمت بهشتیها تا همیشه است و پایان ندارد و عذاب مشرکان کفار در دوزخ همیشه است و بى‏پایان باید معالم دین را در زمان غیبت از دلیل عقل و قرآن و اخبار متواتره رسیده از رسول خدا ص و امامان (ع) برگرفت و از اجماع طائفه امامیه که اجماعشان حجت است ولى چون امام (ع) ظهور کند باید بحضرت او براى هر مشکلى رجوع شود که بامور عقلى آگه سازد و دلیل شرعى را بیان کند چنانچه پیغمبر ص مى‏کرد و نمیشود احکام شرعى را بقیاس و اجتهاد درآورد ولى در احکام عقلى قیاس و اجتهاد روا است و با این همه بر خردمند لازمست که در عقائد دینى مقلد نباشد و باندیشه و استدلال پردازد و نظرش در دین خود کمتر از خودپائى براى دنیایش نباشد، زیرا در کار دنیایش احتیاط دارد و اندیشه و تأمل میکند و با ذهن خود عبرت گیر است و بخرد خود استدلال مى‏کند و لازم است در امر دینش چند برابر آنها بکار برد زیرا گول خوردن و خطر در امر دین بزرگتر است از گول خوردن و خطر در کار دنیا و باید در امور عقلى معتقد نشود جز آنچه حقانیتش یقین او باشد و در آنچه از شرع باید برسد اعتماد نکند مگر بر کسى که راست گفتن او ثابت است.
از خدا خواهیم که از رحمتش بما توفیق نیکو دهد و از ثواب کوشایان در طاعتش ما را محروم نسازد.
اى برادر خدایت یار باد من ثبت کردم برایت آنچه خواستى و کوتاه گفتم و طولانى نکردم و آنچه گفتم بنیادیست براى هر چه ناگفته ماند و الحمد للَّه و صلى اللَّه على سیدنا محمد رسوله و آله و سلم.
گنجینه معارف شیعه إمامیه / ترجمه کتاب کنز الفوائد و التعجب، ج‏1، ص:288 -  295