نخستین واجب از طرف خداوند متعال
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نخستین واجب از طرف خداوند متعال

اگر کسى از تو پرسید نخست واجب از طرف خدا بر تو چیست؟ بگو اندیشه‏اى که بشناخت او کشاند.

اگر گفت براى چه بدین گفته معتقدى؟ بگو چون خدا تعالى شناخت خود را واجب کرده و راهى جز اندیشه و فکر ندارد.

اگر گفت: اگر شناخت خدا عز و جل دریافت نشود جز با فکر و نظر باید هر که در آن مقلد شود خداشناس نباشد؟ بگو آرى همین است، اگر گفت: پس باید همه مقلدان در خداشناسى بدوزخ روند؟

بگو خردمند توانا چون از فکر و استدلال دست کشد و بتقلید مردم اکتفاء کند خدا را مخالفت کرده و از فرمان و خواست او رو گردانده و تقلید او انجام وظیفه واجب او نبوده و این مخالفت و تقصیر را کیفر سزا است جز اینکه هر که در عقیده و مذهب حق مقلد شده امیدواریم خدا ازو درگذرد و بر او تفضل کند ولى این امید را براى مقلد عقیده و مذهب باطل نداریم، و بر هر مکلفى باندازه توانش اندیشه و استدلال لازم است تا آنجا که دریافت دارد ولى کوته‏فکر ناتوان که دریافت درستى در امور ندارد همان تمسک اجمالى او بظاهر آنچه مسلمانان دارند او را بس باشد.

اگر گوید: چگونه تقلید بر خردمندان روشنفکر زشت است و ناروا با اینکه همه مردم مقلد رسول خدا بودند در آنچه از پروردگار عالم گزارش میداد و از آنها همان را پسندید و بدان چه شما گوئید وادارشان نکرد.

بگو پناه بخدا که چنین گوئیم و بدان معتقد باشیم و رسول خدا هم از همه مردم بصرف تقلید بى‏فکر و اندیشه راضى نبود و آنان را جز باستدلال دعوت نکرد و با آیات قرآن مجید آنان را بدان آگاه کرد چون قول خدا سبحانه سوره الاعراف 184 آیا نظر نکنند در ملکوت آسمانها و زمین و هر آنچه خدا آفریده. و قول او- در آل عمران آیه 160- راستى در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز آیاتیست براى خردمندان.

و قول او- الذاریات آیه 20 در زمین آیاتیست براى باورکننده‏ها 21 و در وجود خود شماها آیا بینا نباشید؟ و قول او- سوره الغاشیه آیه 47 آیا ننگرند بشتر که چگونه آفریده شده 18 و بآسمان که چگونه بالا برده شده 19 و بکوهها که چگونه وادار شدند 20 و بزمین که چگونه پهن شده، و ما میدانیم که مقصودى ندارد جز نظر اعتبار و تفکر و اگر آن حضرت آنان را بصرف تقلید دعوت کرده بود و استدلال از آنان نخواسته بود نزول این آیات بى‏معنا بود، و اگر میخواست قولش را بتقلید بپذیرند بى‏اندیشه و اعتبار نیازى نبود بآیات و معجزاتى که بدست آن حضرت انجام شدند و اما پذیرش قول آن حضرت پس از قیام دلیل بر صدق او تسلیم بحق است و تقلید نیست زیرا قول او یقین است و شک ندارد مانند گفته امامان علیهم السلام و رجوع بفتواشان در شرع اسلام.

اگر گوید پس فرق میان تقلید و تسلیم را براى ما روشن کن.

بگو تقلید قبول قول کسى است که صدق او معلوم نیست‏ «1»

______________________________
(1) مقصود اینست که استدلال بر دو وجه است:

1- استدلال تفصیلى نسبت بهر مسأله‏اى تا بسر حد یقین رسد مانند اصول دین که هر کس باندازه فهم خود باید دلیل یقین آورى بدست آورد.

2- استدلال کلى و اجمالى که مایه یقین و باور است مانند احکام فروع دین زیرا چون بیقین پیغمبر ص و امام شناخته شدند یقین حاصل شود بدرستى سخن آنها در بیان احکام و اخبار و هر چه از زبان آنان شنیده شود یقین بصحت آن حاصل باشد گر چه حکمت و مصلحت آن دانسته نشود و اینست مقصود از تسلیم در برابر تقلید صرف که یقین آور نیست نه بطور تفصیل و نه بطور اجمال (مترجم)

گنجینه معارف شیعه إمامیه / ترجمه کتاب کنز الفوائد و التعجب، ج‏1، ص:264 -  265