نخستین نعمت خدا بر انسان
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نخستین نعمت خدا بر انسان

اگر کسى از تو پرسد نخست نعمت خدا بر تو چیست؟ بگو: اینکه مرا زنده آفریده تا سودم دهد.

اگر گوید: از کجا دانى که آفریدن تو زنده نخست نعمت است برایت: در پاسخ بگو: چون مرا براى اینکه سودم بخشد آفریده و آن راهى ندارد جز زنده بودن من که بتوانم درک نعمت کنم.

اگر گوید نعمت چیست؟ بگو: سود بردن در صورتى که با قصد انجام شود و اگر گوید: سود چیست؟ بگو لذت و کامیابى نیکو یا آنچه بدان کشد. اگر گوید:

چرا نیکو؟ بگو چون برخى لذتها بدند.

اگر گوید: بدان کشد یعنى چه؟ بگو چون بسیارى از سودها باشند که نتوان بدانها رسید مگر با تحمل سختیها مانند سلامت و تندرستى که باید برایش داروهائى تلخ خورد و متحمل رنج فصد و حجامت و مانند آن شد که مایه آزارند و این سختیها سود باشند نظر به نتیجه آنها و از این رو گوئیم تکلیف شرعى نعمت خوبى است براى اینکه وسیله رسیدن به نعمت ابدى و لذتهاى جاوید آخرت است.

اگر گوید در باره شکر منعم چه گوئى؟ بگو واجب است، اگر گوید: از کجا دانستى واجب است؟ بگو بگواهى عقل و حجت و دلالت روشن او زیرا لزوم شکر منعم مورد اتفاق عقول است و در آن خلافى نیست.

اگر گوید: هیچ آفریده میتواند حق نعمت خدا را بپردازد با کردار خود؟ بگو نه هرگز زیرا چیزى جاى چیزى را بگیرد و پرداخت آن شود که در اندازه و نمونه و وزن برابر آن باشد و ما میدانیم هیچ کارى از مخلوق جایگیر نعمت خدا نشود زیرا محال است که خدا سودى از کار بنده برد و یا نیازى داشته باشد گه بدان برآورد و گفته کسى که گوید بنده همه نعمتى که خدا باو داده میداند و میتواند برابر آنها شکرى کند و حقش را بجا آورد فاسد است و بنده هر چه تلاش کند نتواند نعمتهاى خدا را باندازه شکر گذار شود.

از دست و زبان که برآید

 

کز عهده شکرش بدراید

     

و ثوابى که خدا در دیگر سرا به بنده میدهد از راه تفضل و احسانست و اگر باستحقاق تعبیر شود براى اینست که خداوند وعده آن را داده و آن را بر خود لازم دانسته و صادق است در وعده خود گر چه استحقاق پاداش عمل نیست بر خلاف عقیده معتزله که چنان دانسته‏اند جز ابو القاسم بلخى که در این گفتار با ما موافقت کرده:

 

گنجینه معارف شیعه إمامیه / ترجمه کتاب کنز الفوائد و التعجب، ج‏1، ص: 267