نشانه های ایمان
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نشانه های ایمان

در او بینى قوت در دین، حزم با نرمش، و ایمان با یقین و حرص در دانش و فهم در فقه و مسائل دینى و دانش با بردبارى و زیرکى در رفق و میانه روى با وجود ثروت و تجمل با ندارى و شکیبائى در سختى و خشوع در عبادت و ترحم و بخشش از دسترنج و عطا کردن در جاى حق و شایسته و نرمى در کسب معاش و جستجوى رزق حلال و خوددارى از طمع و تقاضاى پاک و نشاط در هدایت و بر کنارى از شهوت حرام و نیکى کردن با پایدارى، آن را نداند که زیانش ندارد و آمار کردارش فرو نگذارد خود را در کار خیر کند شمارد و کار خوب خود هم نگرانى دارد. بامدادان کارش ذکر خدا است و شامگاهان توجه او بشکر خدا است، شب گذراند و از خواب غفلت حذر دارد و صبح که کند از فضلى و رحمتى که دریافته شاد است و اگر کار خدا پسندانه بر نفس او گران آید او را بر آن وادارد و خواهشش بر نیارد در آنچه بر آن آزمند است براى رغبت در آنچه بپاید و زهد در آنچه نپاید علم را با عمل همراه کرده، و علم را بحلم پیوسته روز خود را پیوسته با نشاط سر کند و از تنبلى دورى جوید و آرزویش کوتاه است و لغزشش اندک و در انتظار مرگ خود است دلش خاشع است، در یاد پروردگار خود است نفسى قانع دارد و نادانى خود را میداند، دین خود را نگهدار است مددش را بحساب نگیرد و خشمش را فرو خورد، خلقش خوش است و همسایه‏اش از او در امانست و کارش آسانست و تکبرش نابود، صبرش بر جا است و ذکرش بسیار، هیچ کار خیرى را براى خود نمائى نکند و آن را را براى شرم واننهد خیرش را آرزو دارند و از شرش در امانند، اگر میان غافلان باشد از ذاکران نوشته شود و اگر با ذاکرانست غافل ثبت نشود، گذشت کند از آنکه ستمش کرده و ببخشد بدان که محرومش ساخته و صله رحمى کند که از او بریده، بکار خیر نزدیک است و گفتارش راست است و کردارش نیکو، خیرش پیش آید و شرش دور شود و نیرنگ ندارد.

در موارد تزلزل آور آرام است، و در پیشامدهاى بد شکیبا و در حال رفاه شکرگزار، ستم نکند بکسى که نخواهدش و براى دوستش گناه نکند، ادعا نکند آنچه حق او نیست را انکار نکند آنچه بعهده او است، بحق اعتراف کند پیش از آنکه گواه بر او گواهى دهد، آنچه مسئول نگهدارى آنست ضایع نسازد، کسى را بنام بد نخواند و بکسى ستم روا ندارد و حسد بر او چیره نگردد و بهمسایه زیان نرساند و آسیب دیده را سرزنش نکند امانت پرداز است و فرمانگزار و شتابان در کار خیر و هراسان از کار زشت امر بمعروف کند و آن را بکار بندد، نهى از کار بد کند و از آن کناره نماید، ندانسته وارد کارى نشود، خود را در کارش درمانده نخواند.

اگر خاموشى گزیند خسته‏اش نکند و اگر سخن گوید از تعبیر در نماند آوازش خنده را بلند نکند بدان چه مقدر او است قناعت کند خشم او را سرکش ننماید و هوس بر او چیره نشود و بخل او را مهار نکند با مردم دانسته در آمیزد و بخوشى از آنها جدا شود، سخن گوید تا بهره برد و بپرسد تا بفهمد، خود را در رنج اندازد تا مردم از او آسایش کنند؛ مردم را از خود آسوده دارد و براى برادرانش رنج کشد اگر باو ستم شود صبر کند تا خدا برایش کین کشد، پیروى کند از گذشتگان خیرمندى که پیش از او بودند و پیشواى خیرمندانى شود که پس از او بدنبال کار خیر روند، آنانند کارگران خدا و مراکب امر و فرمان و طاعت حضرت او و ستون‏هاى محکم زمین و آفریده‏هاى او. آنانند شیعیان ما و دوستان ما و از ما باشند و با ما باشند آه از شوق دیدار آنان (چون سخن بدینجا رسید) همام بن عبادى فریادى زد و بیهوش افتاد و او را جنبانیدند و بناگاه از دنیا رفته بود، رحمت خدا بر او باد، ربیع گریه سر داد و گفت اى امیر مؤمنان پندت چه زود او را کشت اى برادر زاده دوست داشتم بجاى او باشم.

گنجینه معارف شیعه إمامیه / ترجمه کتاب کنز الفوائد و التعجب، ج‏1، ص:118 -  119