رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته ..............کی ؟
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته کی

با توجه به این که ایران یک مرتبه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته و شناسایی کرده است، آیا پس از آن می تواند ادعا کند که آن را به رسمیت نمی شناسد؟

پاسخ:

به عنوان مقدمه لازم است با فضایی که در آن فضا، شناسایی رژیم صهیونیستی از سوی ایران)قبل ازانقلاب) صورت پذیرفته است، آشنا شویم.
روابط خارجی ایران با کشورهای منطقه و خارج از منطقه، از جمله اعراب و اسرائیل قبل از انقلاب، متأثر از خط مشی کلی سیاست خارجی آمریکا و هم سو با آن بوده است. حتّی در مواردی که این روابط با ژئوپلتیک(1) ایران در تضاد بود، باز هم آن چه نقش تعیین کننده داشت، تأمین نظر آمریکا بود.
«قرابت جغرافیایی ایران با کشورهای عربی و وحدت عقیدتی بین مسلمین، ایجاب می کرد که ایران روابط خود را با کشورهای عربی مستحکم کند،(اما) برعکس، غیر از روابط نسبتاً خوب با عربستان ـ که ناشی از نظریه دو ستونی نیکسون و بر مبنای نظم دلخواه ایالات متحده بود، دولت ایران با کشورهای عربی، روابط چندان مساعدی برقرار نکرد.اما با اسرائیل که رژیمی معارض با این کشورها بود، روابطی دوستانه داشت. ایران در دی ماه 1328 : ژانویه ی 1950 : دولت اسرائیل را به صورت «دوفاکتو» به رسمیّت شناخت و به جز مقطع زمانی کوتاهِ زمام داری مصدق که کنسول گری ایران را در بیت المقدس منحل کرد، روابط ایران و اسرائیل روندی رو به رشد داشت.ایران در تحریم نفتی اعراب علیه رژیم صهیونیستی امکانات زیادی و از جمله فرودگاه های خود در خوزستان را در اختیار آمریکا قرار داد.
همکاری های اطلاعاتی سیا، موساد و ساواک، به عنوان مثلثی بود که محدوده خاورمیانه به ویژه کشورهای مصر، عراق و سوریه را پوشش می داد. تأثیرپذیری روابط ایران و اسرائیل از آمریکا به گونه ای بود که نوسان روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی در اثر اجرای طرح راجرز که مبتنی بر باز پس گیری سرزمین های اشغالی اعراب در جنگ 1967م بود، بر روابط ایران و رژیم صهیونیستی نیز تأثیر گذاشت و با پذیرش این طرح از جانب ایران، روابط دو کشور تنزّل کرد. اما به طور کلی، روابط ایران و رژیم صهیونیستی به گونه ای بود که این کشور در سال 1979م در تهران سفارت خانه داشت».(2)
با سقوط رژیم پهلوی در بهمن 1375 : فوریه ی 1979 و پیروزی انقلاب اسلامی، سیاست تأثیرپذیری سیاستِ خارجی ایران از قدرت های بیگانه به خصوص آمریکا، جای خود را به سیاست نه شرقی و نه غربی داد.به طوری که در جریان انقلاب، مردم و رهبری ایران، آن طور که در سخنان و شعارهای خود منعکس می کردند، مشکلات داخلی کشور را ناشی از اعمال نفوذ خارجی، به ویژه ایالات متحده آمریکا می دانستند. پس از پیروزی انقلاب، شعارهایی نظیر «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی » جنبه عمل به خود گرفت و سیاست اعتراضی، به عنوان یک مشی سیاست خارجی به مرحله اجرا گذاشته شد. امام خمینی(ره) به عنوان رهبری انقلاب و بانی این سیاست در مصاحبه با هفته نامه آمریکایی «تایم»، در نهم آذر 1358، در تشریح این سیاست فرمودند:
«ما معادله جهانی و معیارهای اجتماعی و سیاسی که تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجیده می شده است را شکسته ایم. ما خود، چهارچوب جدیدی ساخته ایم که در آن، عدل را ملاک دفاع، و ظلم را ملاک حمله گرفته ایم. از هر عادلی دفاع می کنیم و بر هر ظالمی می تازیم... . ما این سنگ را بنا خواهیم گذاشت. امید است کسانی پیدا شوند که ساختمان بزرگ سازمان ملل و شورای امنیت و سایر سازمان ها و شوراها را بر این پایه بنا کنند».(3)
اکنون پس از ذکر مطالب مقدماتی، می توان در ردّ یا عدم شناسایی رژیم صهیونیستی از سوی جمهوری اسلامی ایران دلائل زیر ار بیان داشت:
1) پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مطابق بند 2 ماده ی 1 و ماده ی 55 منشور ملل متحد، از مصادیق «اصل حق مردم در تعیین سرنوشت خود» می باشد که با توجه به آن، هر چند ایران قبل از انقلاب رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته باشد، حق خواهد داشت بنای جدیدی را در سیاست خارجی خود طراحی و اجرا نماید. بدیهی است همان طور که طراحی سازمان های داخلی و قانون اساسی، از اختیارات یک کشور در بعد داخلی آن است، ایجاد یا عدم ایجاد روابط با دیگر اتباع حقوق بین الملل از اختیارات آن در بعد خارجی است که مبین صلاحیت و اهلیت آن از دیدگاه حقوق بین الملل محسوب می شود.
2) قطعنامه 1936 م مؤسسه حقوق بین الملل، به رسمیت شناختن را صریحاً عملی آزادانه اعلام کرده است که این آزادی، مفید این امر است که به طور کلی تعهد حقوقی نسبت به شناسایی و یا عدم آن وجود ندارد. زیرا عمل شناسایی نه یک امر حقوقی، بلکه یک امر سیاسی است و در بند اراده بی قید و شرطِ خود کشورها است.(4)
3) با توجه به آن چه در مقدمه پاسخ بیان گردید، مقتضای اصل تغییر بنیادین اوضاع و شرایط این است که در وضعیت به وجود آمده پس از انقلاب، ایران حتّی امکانِ حقوقی انصراف از تعهدات حقوقی که معارض با این اوضاع و شرایط باشد را خواهد داشت.
4) همان طور که بیان گردید، ایران، رژیم صهیونیستی را به صورت «دوفاکتو»(5) به رسمیت شناخته بود(6) و «شناسایی دوفاکتو قابل استرداد و لغو است». به طور مثال، می توان از فرانسه یاد کرد که هر چند قبلا حکومت فنلاند را به طور دوفاکتو به رسمیت شناخته بود، ولی بعداً در اکتبر 1918 م آن را لغو اعلام کرد.
5) ممکن است گفته شود: ایران و رژیم صهیونیستی ، هر دو عضو سازمان ملل متحد هستند و بنا بر این، نسبت به شناسایی کشورهای عضو، الزام به شناسایی وجود دارد. لیکن پذیرفته شدن رژیم صهیونیستی به عضویت سازمان ملل متحد، هیچ گاه الزام شناسایی برای کشورهای عضو را به وجود نمی آورد، چنان که «تریگولی دبیر کل وقت سازمان ملل در 1950 م، در رابطه با شناسایی چین، ابراز نظر کرده است که: قبول عضویت کشوری در سازمان ملل متحد به منزله شناسایی آن از طرف کشورهای عضو سازمان ملل متحد نمی باشد».

                                                                       نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. ژئوپلتیک = سیاست جغرافیایی: نظریه ای که سیاست را وابسته به عوامل یا محیط جغرافیایی می داند (فرهنگ علوم سیاسی، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، بهار 1374، ص 137).
2. اطاعت، جواد، ژئوپلتیک و سیاست خارجی ایران، تهران، نشر سفید، چاپ اول، 1376، ص 175.
3. موسوی خمینی، سید روح الله، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1371، ج22، ص 264.
4. ضیایی بیگدلی، محمدرضا، حقوق بین الملل عمومی، تهران، نشر کتابخانه ی گنج دانش چاپ هشتم، 1373، ص 213.
5. شناسایی دوفاکتو، عبارت است از شناسایی به شرط قانونی بودن وضعی که شناخته شده و یا به قصد تجدید آثار شناسایی از حیث مدت و اهمیت. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوقی، گنج دانش، ص 304.
6. در اعلامیه ی رسمی دولت ایران که در 23 اسفند 1338 به مناسبت شناسایی اسرائیل انتشار داده شد آمده است: دولت ایران، اسرائیل را بالفعل به رسمیت شناخته ولی برای این که این شناسایی، به صورت رسمی در آید، طبق تصمیم هیئت دولت آقای انتظام نماینده ی دائمی دولت...