سابقه غیبت‏ امام‏ علیه السّلام از بدو آفرینش‏
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سابقه غیبت‏ امام‏ علیه السّلام از بدو آفرینش‏

در گفتار خداى عز و جل‏ وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً دلیل نیرومندى است براى غیبت‏  امام علیه السّلام براى آنکه چون خداى عز و جل اعلام بنصب خلیفه خود در

1- کاف خطاب از خصوصیت شخص مخاطب منسلخ است و منظور از آن هر فرد قابل خطابى است تا روز قیامت چنانچه علماى بیان در مثل‏ وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ اگر بینى آن موقعى که کفار بر- کناره دوزخ ایستاده‏اند) گفته و آن را حمل بر مخاطب نوعى نموده‏اند و مقصود از آن شخص معینى نیست.

2- رب معنى تربیت‏کننده و پرورش دهنده دارد و عنایت بتربیت سبب نصب خلیفه است و نسبت بهر کسى در هر زمانى انجام تربیت معنوى و مادى نیازمند وجود خلیفه عادل است و این موضوع تا روز قیامت ادامه دارد. روى زمین نمود با این جمله تکلیفى بفرشتگان متوجه ساخت و آن اینست که باید عقیده‏مند بفرمانبرى آن خلیفه باشند، در این میان ابلیس پیرو این سخن عقیده نفاقى اتخاذ کرد و آن را در دل گرفت و از همان هنگام این خطاب منافق شد چون دل بر آن نهاد که هنگام صدور فرمان باطاعت خلیفه حق مخالفت او کند و این زشت‏ترین نفاق است زیرا نفاق با یک فرمانده غائب است و از این رو شیطان رسواتر همه منافقانست و چون خداوند این خلیفه آینده را بفرشتگان خود معرفى کرد طاعت ویرا در دل گرفتند و مشتاق وى شدند و خلاف آنچه را شیطان تصمیم گرفته بود تصمیم گرفتند و مستحق ده برابر درجه گردیدند نسبت بآنچه دشمن خدا مستحق رسوائى و عذاب گردید و البته طاعت و دوستى غائبانه ثواب بیشتر و مدح بیشترى دارد چون در معرض اشتباهکارى و نیرنگ نیست از این رو از پیغمبر (ص) روایت شده که فرمود هر کس دو غیاب برادر دینى خود در حق وى دعا کند فرشته‏اى از آسمان آوازش دهد که براى تو در برابر آن درخواست محقق باشد و خداوند تبارک و تعالى دین خود را بوسیله ایمان بغیب تاکید فرمود و گفته است (در سوره بقره آیه 2) هدایت براى پرهیزکارانست 3 آنان که ایمان بغیب آرند- ایمان بغیب ثواب بزرگترى براى مؤمن بدان دارد چون از هر عیب و ریبى بر کنار است اگر کسى با خلیفه حاضر دست بیعت دهد این گمان پیش آید که اظهار اطاعت براى جلب منفعت و ثروت یا ترس از قتل و غارتست چنانچه شیوه دنیاپرستانست در اطاعت پادشاهان خود ولى ایمان بغیب از همه این آلودگیها بر کنار است و از همه این عیوب محفوظ است و دلیل بر این گفته خداى عز و جل است (در سوره مؤمن آیه 84) چون سختى عذاب ما را دیدند گفتند بخداى یگانه ایمان آوردیم بدان چه شرک میورزیدیم کافر شدیم و سودى از ایمان خود نبردند چون عذاب را معاینه کردند و چون پرستندگان حق حظ وافرى از ایمان بغیب دارند خدا فرشتگان خود را از این ثواب بزرک محروم نساخت در خبر آمده است که خداى سبحان هفتصد سال پیش از آفرینش آدم این اعلام را بفرشتگان نمود و در این مدت ثواب این طاعت عاید آنان گردید و اگر کسى‏ این خبر و این مدت مدید را انکار کند بناچار گو باندازه یک ساعت هم باشد باید اعلام را بر آفرینش آدم مقدم داند همین یک ساعت هم باید حکمتى داشته باشد و حکمت یک ساعت در ظرف دو ساعت دو حکمت است و در ساعتهاى متعدد حکمتهاى چند و هر چه مدت بیشتر باشد ثواب بیشتر است و کشف از مزید رحمت است و دلیل بر عظمت و درست آید که این خبر مؤید حکمت است و تبلیغ حجت و در گفته خداى عز و جل‏ وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً از جهات بسیارى بغیبت امام (ع) احتجاج مى‏شود 1- غیبت پیش از وجود خلیفه از همه انواع غیبت بلیغتر است زیرا فرشتگان در زمان اعلام این خطاب هرگز خلیفه‏اى ندیده بودند ولى ما خلفاء بسیارى را میدانیم که قرآن خبر داده و اخبار متواتره در باره آنها رسیده تا دانش ما بمرتبه شهود گرائیده و فرشتگان در آن هنگام از هیچ کدام اطلاعى نداشتند پس غیبت خلیفه نسبت بآنها بلیغتر بود 2- غیبت خلیفه نسبت بفرشتگان از طرف خداى عز و جل بود که هنوز او را نیافریده بود ولى این غیبت امام زمان علیه السلام از طرف دشمنان خداى تعالى است که از او تمکین نمیکنند و قصد جان او دارند و در صورتى که عزم بر طاعت در حال غیبتى که از طرف خداى عز و جل است براى فرشتگان عبادتست پس چه گمان میرود بحال غیبتى که از طرف دشمنان خدا است؟ با اینکه در عزم طاعت امام غائب وجه اخلاص و ارادتى است که در آن غیبت نبوده زیرا امام غائب علیه السّلام رانده و مقهور است و حق وى از او دریغ شده و بدست دشمنان خدا سیل خون شیعیانش روا نشده و اموالشان بغارت رفته و بر احکام حقه خط بطلان کشیده شده و بر یتیمان ستمها رسیده و وجوه بیت المال در غیر مورد صرف گردیده و فجایع دیگرى بوقوع پیوسته که بر اهل حق پوشیده نیست و با این حال هر کس معتقد پیروى آن حضرت باشد شریک ثواب و جهاد اوست و از دشمنانش بیزارى میجوید و در کناره‏گیرى از دشمنانش و دوستى با دوستانش مزدیست که بر مزد فرشتگان خداى عز و جل بر ایمان بامام غائب در کتم عدم برترى دارد خداى عز و جل از پیدایش آدم براى فرشتگان پیشگوئى کرد براى احترام، تعظیم وى تا او را بشناسند و آماده فرمانبرى او گردند مثلا پادشاه نامه و پیکى نزد دوستانش میفرستد و بآنها خبر میدهد که فلان روز وارد مى‏شود تا براى استقبالش آماده شوند و هدایا فراهم سازند و اگر در تقدیم خدمتش کوتاهى کردند عذرى نداشته باشند همچنین پیشگوئى خداى عز و جل از پیدایش خلیفه براى اظهار جلالت و مقام او است و در هر حجت سابقى نسبت بجانشین او این پیشگوئى را دارد هیچ خلیفه‏اى نمیراند مگر آنکه خلیفه آینده را بخلق خود معرفى کند تصدیق این گفتار فرموده خداى عز و جل است (در سوره هود آیه 17) آیا کسى که استناد به بینه پروردگار خود دارد و گواهى از جانب خدا پهلوى او است تا آخر آیه‏  مقصود از کسى که استناد ببینه پروردگار خود دارد محمد است ص و گواهى که پهلوى او است على بن ابى طالب امیر المؤمنین علیه السلامست و دلیلش قول خداى عز و جل است دنبال آن و پیش از وى کتاب موسى پیشوا در حمت بود و آن کلمه از کتاب موسى که تراز و مطابق این موضوع بود خذوا النعل بالنعل گفتار او است در سوره اعراف آیه 142 با موسى وعده گذاشتیم سى شب و بده شب دیگر آن را تمدید کردیم و وعده‏گاه پروردگارش چهل شب تمام شد و موسى ببرادرش هرون فرمود در میان قوم من خلیفه من باش و اصلاح کن و پیروى از روش مفسدین مکن.

کمال الدین / ترجمه کمره‏اى، ج‏1، ص: 89