اخبار امیر المؤمنین علیه السّلام از غیبت‏ امام‏ دوازدهم علیه السّلام‏
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

1- اصبغ بن نباته گوید: بر امیر المؤمنین علیه السّلام وارد شدم و دیدم در اندیشه فرو رفته و با انگشت بر زمین خطّ مى‏کشد، گفتم اى امیر المؤمنین چرا شما را اندیشناک مى‏بینم و چرا بر زمین خط مى‏کشید؟ آیا به زمین و خلافت در آن رغبتى دارید؟ فرمود: لا و اللَّه، نه به آن و نه به دنیا هیچ روزى رغبتى نداشته‏ام و لیکن در مولودى اندیشه مى‏کنم که از سلاله من و یازدهمین فرزند من است او مهدىّ است و زمین را پر از عدل و داد مى‏سازد همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد، او را غیبت و حیرتى است که اقوامى در آن گمراه شده و اقوامى دیگر در آن هدایت یابند. گفتم: اى امیر المؤمنین! چنین چیزى واقع خواهد شد؟

فرمود: آرى، همان گونه که او آفریده شده داراى غیبت نیز خواهد بود، تو از کجا این امر را مى‏دانى؟ اى اصبغ! آنها بهترین این امّت به همراه نیکان این عترت خواهند بود، گفتم: بعد از آن چه خواهد شد؟ فرمود: سپس خداوند هر چه بخواهد کند که او را ارادت و غایات و نهایاتى است.

2- و به طرق عدیده از کمیل بن زیاد نخعىّ روایت است که گفت:

امیر المؤمنین علیّ بن أبى طالب علیه السّلام دست مرا گرفت و به خارج کوفه برد چون به صحرا رسید نفس عمیقى کشید و فرمود: اى کمیل! این دلها ظرفهایى هستند و بهترین آنها حافظترین آنهاست، پس آنچه را که برایت مى‏گویم حفظ کن:

مردم سه گونه‏اند: عالم ربّانى و متعلّمى که بر طریق نجات است و پشه‏هایى حقیر که پیروان هر بانگى هستند و به هر طرف که باد بوزد متمایل مى‏شوند آنها به نور علم استضائه نکنند و به رکنى استوار پناهنده نشوند، اى کمیل! علم از مال بهتر است، علم حافظ توست امّا تو باید حافظ مال باشى و مال را بخشش مى‏کاهد امّا علم به واسطه انفاق فزونى مى‏یابد، اى کمیل! دوستى دانش دینى است که باید بدان متدیّن بود، انسان به وسیله آن در دوران حیات خود طاعت خداى تعالى را کسب مى‏کند و پس از وفات نام نیک و ذکر جمیل به دست مى‏آورد در حالى که احسان مالى با زوال مال از بین مى‏رود، اى کمیل! گرد آورندگان مال در دوران زندگانى مرده‏اند، امّا دانشمندان مادام که روزگار برقرار است باقى هستند جسمهاى ایشان مفقود گردد امّا صورتهاى آنان در دلها موجود است، هاى که اینجا علوم بسیارى است- و با دست به سینه خود اشاره فرمودند- اگر به کسانى که بتوانند آن را حمل کنند برخورد کنم، آرى رسیده‏ام به کسى که سریع الفهم است امّا بر او ایمن نیستم، کسى که ابزار دین را براى دنیا استعمال مى‏کند و به حجّتهاى الهى علیه خلقش استظهار مى‏جوید و نعمتهاى پروردگار را علیه اولیاى او بکار مى‏بندد تا ضعیفان او را دوست گیرند و از ولىّ حقّ اعراض کنند، یا آنکه مطیع حاملان علم را ملاقات مى‏کنم امّا کسى را که بصیرتى‏ در اطراف و جوانبش نیست و شعله شکّ با اوّلین عارضه شبهه در قلبش فروزان مى‏شود، آگاه باش که نه آن سریع الفهم و نه این بى‏بصیرت هیچ کدام صلاحیّت حمل علم مرا ندارند، یا آنکه کسى را ملاقات مى‏کنم که حریص به لذّات دنیاست و آسان به شهوات کشیده مى‏شود، یا دیگرى را مى‏بینم که حریص به گردآورى و ذخیره مال دنیاست، این هر دو کس به هیچ وجه از رعایت‏کنندگان دین نیستند و شبیه‏ترین موجودات به آنها چهارپایان چراکننده هستند، در چنین شرایطى است که علم با مرگ حاملان آن نابود مى‏شود.

آرى اى خداى من! زمین از قیام‏کننده به حجّت الهى خالى نمى‏ماند که او یا ظاهر و مشهور است و یا ترسان و مستور تا حجّتهاى الهى و بیّنات او باطل نشود و این چقدر است و آنان کجا هستند؟ به خدا سوگند که آنان به لحاظ عدد کم‏اند، امّا به لحاظ مرتبه و منزلت بزرگند به واسطه ایشانست که خداوند حجّتها و بیّنات خود را حفظ مى‏کند تا آنکه آنها را به نظیران بى‏مثال خود بسپارند و آنان را در دلهاى آنها برویانند، علمى که بر طبق حقایق امور است بر آنان به یکباره وارد مى‏شود و با روح یقین مباشرت مى‏کنند و آنچه را که ناز پروردگان سخت مى‏شمارند بر آنان نرم و ملایم است و به آنچه نادانان از آن استیحاش دارند مأنوس هستند و با بدنهایى که ارواحشان متعلّق به محلّهاى اعلى است در دنیا زندگى مى‏کنند، اى کمیل! آنان خلفاى الهى در زمین و دعوت‏گران به دین او هستند، آه که چه شوقى به دیدار ایشان دارم و از خداى تعالى براى خود و آنها استغفار مى‏کنم.

 

کمال الدین / ترجمه پهلوان، ج‏1، ص:540 -  543