امام و امامت‏
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

امام بمعناى پیشوا، پیشرو. پیش آهنگ در راه بسوى هدف است.

مقصود ما شیعیان از آن راه و هدف راه خدا و خداست.

ما شیعیان بامامان معصوم و پرهیزکارى معتقدیم که برهبرى‏

آنان میتوانیم انسانى شویم ساخته و پرداخته‏ى اسلام و قرآن، آئینه‏ى بصیرت و ایمان.

آنچه ما از امامان پرهیزکار چشم میداریم همانست که از قرآن داشته‏ایم.

قرآن هدایت میکند ولى بسوى خدا، بمقصود میرساند ولى مردم پرهیزکار را. شفا میدهد ولى از بیماریهاى دل. نور میپاشد ولى نور عقل و ایمان بر سطح دل و جان. خلاص میکند از دیو جهل و شیطان، کفر و نفاق. نجات مى‏بخشد از غضب کردگار و هلاکت ابدى. بى‏نیاز میگرداند از اظهار ذلت و عجز در پیش بریده‏هاى از خدا، جلو میبرد و حرکت میدهد و حیات مى‏بخشد حیات ایمان و جاوید.

بسوى کمال مطلق و بسمت روح و ریحان، رضاى خدا و رضوان.

امام بحق نیز چنین است.

امام بحق طالب را با جان قرآن آشنا میکند، نقش قرآن را در فرد و مجتمع پیاده میگرداند.

جلو میرود و جلو میبرد، بلند مى‏کند و بر لب چشمه‏ى حیات فرود مى‏آورد.

امامان براى آن نیستند که تب و سرماخوردگى ما را علاج کنند. سفره‏ى ساده‏ى ما را رنگین نمایند. الاغ پیر ما را تبدیل به مرکب‏هاى آتشین کنند ما را از قتل و داغ و فراق و تبعید و فشار زندگى برهانند.

در زندگى اینها همه هست. امامان براى آنند که میان همه‏ى اینها خوشبخت بسازند، انسان با ایمان درست کنند: لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ‏ بنا بر این هر گونه دستورى که از امامان معصوم غیر از آنچه گفته شد رسیده است همه خارج از برنامه و کنار شأن و وظیفه‏ى امامتست. اگر درست رسیده باشد اگر جعل و کذب و بسته‏ى بآنان نباشد، مطالبى است که ضرورت اقتضا کرده گاهى از عوامل قهر و زور مجبور شده‏اند و گاهى بحال حرمان‏زدگان دل سوزانده‏اند.

در هر حال ما از نجّار ساختن در، از معمار پرداختن پیکر از خیاط دوختن جامه، از کاتب جز نوشتن نامه نمیخواهیم.

از طبیب شناختن درد و درمان، از امام رهبرى به هدف اسلام و قرآن میطلبیم.

و ما زاد بر آن هر چه نقل شده زاید بر وظیفه و مقتضاى فضل و کرامت است.

و ما را بر قبول و تبعیت از آن دستورها تکلیف نفرموده‏اند.

چه آنها بیشتر محدود بزمان و مکان و مردم خاص و اشخاص بوده است.

                  طب الرضا علیه السلام / ترجمه امیر صادقى، ص:10 -  12