امید نداشتن به غیر خدا
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: امید نداشتن به غیر خدا

1- امام صادق علیه السلام فرمود: در بعضى از کتابها خوانده‏ام که خداوند مى‏فرماید: سوگند به عزت و جلالت و شکوه و والائى من بر عرشم، که آرزوى هر آرزوکننده بر غیر خود را با ناامیدى قطع خواهم کرد، و در نزد مردم جامه خوارى بر تنش خواهم پوشاند، و از نزدیکم کنارش کرده و از فضلم دورش خواهم کرد، آیا آرزویش در شداید بغیر من است در حالى که شداید به دست من است، بر غیر من امید مى‏بندد و به خیال خود در غیر از مرا مى‏کوبد در حالى که کلید درها بدست من است، و آنها بسته هستند، و در من باز است به روى کسى که مرا مى‏خواند کیست که در گرفتارى به من امید بسته باشد که امیدش را قطع کنم و در کار عظیمى به من امیدوار بوده که ناامیدش کرده باشم، آرزوهاى بندگان را در نزد خود محفوظ داشته که آنان به حفظ من رضایت نمى‏دهند: آسمانهایم را از کسانى (فرشتگان که) از تسبیح من خسته و ملول نمى‏شوند پر کرده‏ام، و امر کردمشان که درها را میان من و بندگانم نبندند، ولى (مردم) بقول من اعتماد نمى‏کنند. آیا نمى‏داند کسى که دچار گرفتارى است گرفتاریش را غیر از من برطرف نمى‏کند مگر اینکه من اذن داده باشم، چگونه است که بنده‏ام را به من بى‏توجه مى‏بینم، آنچه را سؤال نکرده بخشیده‏ام سپس از او باز پس گرفتم و رد آن را از من سؤال نمى‏کند و از غیر من سؤال مى‏کند، آیا نمى‏بیند که قبل از مسألت به او عطا کنم، سپس اگر سؤال شوم سؤالم را پاسخ نگویم، مگر من بخیل هستم که بنده‏ام بخالت در حق من روا مى‏دارد؟ آیا جود و کرم از آن من نیست؟ آیا عفو و رحمت بدست من نیست؟ آیا مگر من محل آرزوها نیستم پس چه کسى غیر از من قطع امید کند، آیا آرزومندان نمى‏ترسند که بغیر من آرزو مى‏کنند، اگر اهل آسمانها و زمین همگى آرزو کنند و به هر یک از آنان تمام آنچه همگى آرزو مى‏کنند عطاء کنم ذره‏اى از ملکم کم نمى‏شود چگونه ملکى کم شود که من سرپرست آن هستم، بدا بحال ناامیدان از رحمت من، بدا بحال کسى که نافرمانیم کند و مرا در نظر نگیرد.

جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت، ص: 73