وظایف اعضاء بدن‏
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: وظایف اعضاء بدن‏

1- امام صادق (ع) در حدیث بلندى فرمود: خداوند واجب کرده است ایمان را بر اعضاء بدن فرزندان آدم و قسمت و پخش کرده ایمان را بر آنها، پس وظیفه ایمانى هر عضوى بغیر از وظیفه ایمانى عضو دیگر است.

تا اینکه حضرت فرمود: آن چه از ایمان بر قلب وظیفه و فرض بوده عبارت است از معرفت و اقرار و تصمیم و رضایت و تسلیم به اینکه نیست الهى مگر الله، یکتاست و شریکى ندارد، اله واحدى که براى خود یار و فرزندى نگرفته، و اینکه محمد (ص) بنده و رسول خداست، و اقرار به آنچه از کتاب و پیامبر از جانب خداوند آمده است، اینها آن چیزى است که از معرفت و اقرار که عمل قلب است بر قلب فرض و واجب کرده است، و این همان قول خداوند است که مى‏فرماید: «همانا به یاد خدا قلبها اطمینان پیدا مى‏کنند. (سوره رعد 28) و مى‏فرماید: «مگر آنکه اجبار شود (به گناهى) در حالى که قلب او به ایمان‏

مطمئن است (براى او باکى نیست). (سوره نحل/ 106)» و مى‏فرماید: «آنانى که گویند ایمان آوردیم به زبانهایشان و ایمان نیاورده قلبهایشان (سوره مائده/ 41)» و مى‏فرماید:

«اگر آشکار کنید (از اعمال و نیات) آن چه در نفسهایتان است یا پنهان دارید به آن خداوند حساب مى‏کند، پس آن که را بخواهد مى‏آمرزد، و عذاب مى‏کند آنکه را بخواهد.

(سوره بقره/ 284) «پس اینها چیزى است که خداوند از اقرار و معرفت بر قلب واجب کرده و آن عمل قلب است و آن سر ایمان است و خداوند فرض و واجب کرده بر زبان، بیان آنچه را که قلب بر آن اقرار کرده است. چنان که خداوند متعال مى‏فرماید: «و بگوئید بر مردم به نیکوئى (سوره بقره/ 83)» و مى‏فرماید: «بگوئید ایمان آوردیم به آنچه نازل شده است بسوى شما و ما، و پروردگار ما و پروردگار شما یک تاست و ما بر او تسلیم‏شده‏گانیم. (سوره عنکبوت/ 46) و این چیزى است که خداوند بر زبان واجب و فرض کرده که آن عمل زبان‏

است. و خداوند فرض و واجب کرده بر گوش که منزه باشد از شنیدن آنچه خداوند حرام کرده است و اعراض کند از آنچه بر او حلال نیست و خداوند نهى کرده از آن، پرهیز کند از گوش دادن به آنچه سخط و خشم خداوند را باعث مى‏شود خداوند در این باره گوید:

«و همانا نازل کرد بسوى شما در کتاب اینکه چون شنیدید آیات خدا مورد کفر قرار گرفته و مسخره مى‏شود پس ننشینید با آنان تا فرو روند در گفتارى غیر از آن (سوره نساء/ 140) و سپس خداوند حالت فراموشى را از نشستن در مجالس یاد شده استثناء کرده و فرمود:

«و اگر به فراموشاند تو را شیطان پس منشین بعد از یاد آوردن با مردم ستمکار (سوره انعام/ 68)» و باز خدا مى‏فرماید: «پس بشارت بده بندگانم را آنان که مى‏شنوند گفتار را پس پیروى مى‏کنند نیکوترین آن را، آنان کسانى هستند که خداوند هدایتشان کرده و هم ایشان صاحبان خرد باشند (سوره زمر/ 18)» و فرماید: همانا رستگار شدند مؤمنان، آنان که‏ در نمازشان خشوع‏کنندگانند و آنان که از لغو اعراض‏کنندگانند، و آنان که زکات را پرداخت‏کنندگانند. (سوره مؤمنون/ 104)». «و چون بشنوند لغو را از آن اعراض کنند (سوره قصص/ 55)». «و چون بگذرند بر لغو با کرامت مى‏گذرند (سوره فرقان/ 77)» اینها چیزهائى است که خداوند بر گوش واجب و فرض کرده تا انسان گوش ندهد به آنچه که برایش حلال نیست و این عمل گوش است و از ایمان اوست. و خداوند فرض کرده بر چشم که نگاه نکند به آنچه خداوند بر آن حرام کرده است و اعراض کند از آنچه خدا نهى کرده و بر او حلال نمى‏باشد که این عمل چشم بوده و از ایمان چشم است، خداوند متعال مى‏فرماید: «بگو به مؤمنان بپوشانند چشمهایشان را و حفظ کنند فرجهایشان را (سوره نور/ 30)» و نگاه نکنند به عورتهاى خودشان، نگاه نکند مرد به فرج برادرش و نیز فرج خود را حفظ کند از نگاه کردن به آن» و باز مى‏فرماید: «بگو بر زنان مؤمن فرو پوشند چشمهایشان را و حفظ کنند فرجهایشان را (سوره نساء/ 31)» به اینکه نگاه نکند یکى از ایشان به عورت خواهرش و عورت خود را حفظ کند از اینکه نظر گردیده شود، پس فرمود: هر چه در قرآن راجع به حفظ فرج (عورت) وارد شده است در مورد عمل زنا است بغیر از این آیه که در باره نظر و نگاه وارد شده است، سپس خداوند به نظم در آورده است آنچه فرض است بر قلب و چشم و زبان در یک آیه و فرموده: «و نبودید پنهان دارید که گواهى دهد بر شما گوشتان و نه چشمهایتان و نه پوستهایتان (سوره فصلت/ 22)» که منظور از پوستها، عورتها و رانها است. و خدا مى‏فرماید: «و پیروى مکن از آنچه بدان عالم نیستى که همانا گوش و چشم و دل هر یک از آنها مسئول است. (سوره اسراء/ 36)» پس اینها چیزى است که بر چشم فرض شده و اینها عمل چشم و از ایمان آن است و باز فرض کرده بر دستهاى انسان که بکار نبرد در آنچه خداوند حرام گردانیده و در آنچه خدا فرمان داده است بکار برد، و فرض کرده خدا بر آنها صدقه و احسان و صله رحم و جهاد در راه خدا و پاکیزگى براى نمازها را، و مى‏گوید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید هنگامى که بپا مى‏گردید براى نماز پس بشوئید صورتهایتان و دستهایتان را تا به آرنجها، و مسخ کنید بر سرتان و پاهایتان تا دو قاب پا (سوره مائده/ 6)» و مى‏گوید: «پس چون بر خوردید با آنان که کافر شده‏اند پس زدن گردنها است تا گاهى که بشدت به مرگشان رسانید، پس شدید کنید پیمان را، یا منت گذارید. (در مى‏گذرید) و یا فدیه مى‏گیرید. تا جنگ بارهاى خود را فرو گذارد (سوره محمد/ 4)» پس اینها وظائفى است که خداوند بر دستها فرض کرده است زیرا زدن از کارهاى دست است. و نیز خداوند بر پاها فرض کرده که انسان بواسطه آنها در معصیت خدا راه نرود بلکه بر آنها فرض کرده که در رضایت خداوند مورد استفاده قرار گیرد، و لذا مى‏گوید: به خرامانى روى زمین راه مرو که تو (نتوانى) هرگز بشکافى زمین را و به بلندى کوهها نرسى (سوره اسراء/ 37)» و فرمود:

«و در رفتنت میانه رو باش و فرو کش صدایت را که زشت‏ترین صداها صداى خران است (سوره لقمان/ 19)». خداوند در باره شهادت دست و پا بر خودشان و صاحبشان در آنچه از فرمانهاى و وظائف ضایع کرده‏اند مى‏گوید: «آن روز مهر مى‏زنیم بر دهنهایشان و سخن مى‏گویند با ما دستهایشان و گواهى مى‏دهند پاهایشان به آنچه بودند فراهم مى‏کردند (سوره یس/ 65)» پس اینها از چیزهائى است که خداوند فرض کرده است بر دستها و پاها و همینها عمل آنها بوده و از ایمان آنهاست.

و نیز خداوند قرض و واجب کرده بر صورت، سجده کردن را در شب و روز به هنگام نمازها، و فرموده است: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید رکوع کنید و سجده کنید و پروردگارتان را عبادت کنید و نیکوئى را انجام دهید، باشد که رستگار گردید (سوره حج/ 77) پس اینها فریضه و وظیفه جامعى است بر صورت و دستها و پاها، چنان که خداوند در جاى دیگرى مى‏فرماید: «و همانا سجده‏گاهها براى خداست پس نخوانید با خداوند کسى را (سوره جن/ 18)».

تا اینکه حضرت فرمود: پس هر که خدا را ملاقات کند در حالى که اعضاء بدن خود را (از نافرمانى حق) حفظ کرده و با هر یک از اعضاء بدنش آنچه را خدا فرض نموده انجام داده باشد، پس خدا را ملاقات کند در حالى که ایمان خود را کامل ساخته و از اهل بهشت قرار گرفته است، و هر که در چیزى از وظائف این اعضاء کوتاهى کند و تجاوز نماید از آنچه خدا فرمان داده است خدا را در حالى ملاقات خواهد کرد که ایمانش ناقص است.

تا اینکه امام (ع) فرمود: و با تمام بودن ایمان مؤمنان وارد بهشت شده و با ناقص بودن آن، کوتاهى‏کنندگان وارد دوزخ مى‏گردند.

2- از حسن بن هارون روایت شده که امام صادق (ع) در باره آیه: «همانا گوش و چشم و دل هر یک از آنها سؤال گردیده خواهند شد (سوره اسراء/ 36)» فرمود که: از گوش از آنچه شنیده و از چشم از آنچه نظر کرده و از قلب از آنچه بستگى یافته سؤال خواهد شد.

3- امام صادق (ع) در ضمن حدیثى فرمود: ایمان بدون عمل نمى‏تواند باشد و عمل از ایمان است و ایمان بدون عمل ثابت نمى‏گردد.

4- حضرت صادق (ع) فرمود: کسى که بدین خدا اقرار کند مسلمان است، و کسى که عمل کند به آنچه خداوند امر کرده مؤمن است.

5- ابو بصیر گفت به امام باقر (ع) عرض کردم که «خیثمه» به ما خبر داده که از شما در باره ایمان پرسش کرده و شما فرموده‏اید: ایمان عبارت از اعتقاد به خدا و تصدیق کتاب خدا و معصیت نکردن خدا مى‏باشد؟ حضرت فرمود: خیثمه درست گفته است.

6- جمیل بن دراج گوید: از امام صادق (ع) در باره ایمان سؤال کردم، امام (ع) فرمود: ایمان عبارت است از گواهى بر این که نیست خدائى مگر الله، و اینکه محمد (ص) رسول خداست، گفتم آیا این از عمل نیست؟ فرمود: آرى، گفتم پس عمل از ایمان است؟

فرمود: ثابت نمى‏شود ایمان مگر بعمل و عمل از ایمان است.

7- نظر به شباهت روایت هفتم این باب به روایت اول این باب از ترجمه آن صرف نظر شد.

8- امام سجاد (ع) فرمود: بر تو جایز نیست هر آنچه مى‏خواهى بگوئى! زیرا خداوند مى‏فرماید: «و پیروى مکن چیزى را که تو را بر آن علم نیست (سوره اسراء/ 36)» و بر تو جایز نیست هر چه مى‏خواهى بشنوى چه اینکه خداوند عزیز مى‏گوید: «همانا گوش و چشم و دل از تمامى آنها سؤال خواهد شد (سوره اسراء/ 36)».

جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت، ص:8 -  16