فخر فروشى‏
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فخر فروشى‏

 1- ابو حمزه ثمالى گوید: على بن الحسین علیه السلام فرمود: عجب است بر متکبر فخرکننده، کسى که اولش نطفه و آخرش مردار است.

2- رسول خدا (ص) فرمود: آفت حسب (و شرافت) بر خود بالیدن و خودنمائى است.

3- و باز فرمود: آفت بزرگى و حسب، افتخار کردن است.

4- مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: من فلانیم فرزند فلانى تا نه نفر از پدرانش را شمرد. پیغمبر فرمود: اما تو دهمین آنان در آتش هستى (البته پدرانش بت- پرست و مشرک بودند.)

5- امام باقر علیه السلام فرمود: تعجب است بر خود نماى بر خود بالنده، از نطفه‏اى آفریده شده و سپس بصورت مردارى خواهد بود و او در این میان نمى‏داند که بر سرش چه خواهد آمد.

6- پیغمبر اکرم (ص) در سفارش خود به على علیه السلام فرمود: یا على! آفت حسب (و برازندگى) افتخار (و فخر فروشى) است. سپس فرمود: یا على! خداوند بواسطه اسلام نخوت و تکبر جاهلیت را که به پدران خود افتخار مى‏کردند از بین برد، همانا همه مردم از آدم هستند و آدم از خاک خلق شده است. گرامى‏ترین مردم نزد خداوند پرهیزکارترین مردم است.

7- امام باقر علیه السلام فرمود: سه چیز از اعمال جاهلیت است: 1- افتخار به تیره‏ها و نژادها 2- طعن و خرده‏گیرى به حسب‏ها و برازندگى‏ها 3- باران خواستن از ستاره‏ها. «1»

8- از امام صادق علیه السلام روایت شده که: دو نفر در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام نسبت به گذشتگانشان بهم افتخار مى‏کردند، حضرت فرمود: آیا به بدنهاى پوسیده و ارواح به آتش کشیده شده افتخار مى‏کنید، اگر داراى عقل باشید داراى خلق (اخلاق یا خلقت محترم و انسانى) هم هستید، اگر داراى تقوا باشید داراى کرامت هم هستید، و گر نه الاغ بهتر از شما است و از کسى بهتر نمى‏باشید. (البته روایت در قسمت شخص مخاطب امام، مفرد بود که ما براى رساتر و روانتر شدن بصورت جمع آوردیم).

9- امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: هر که چیزى را از روى مفاخرت فرو گذارد خداوند او را روز قیامت سیاه محشور مى‏کند.

10- امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: فرزند آدم را به فخر و افتخار چکار؟! کسى که آغازش نطفه بوده و پایانش مردار باشد، خود را نتواند روزى دهد و از نابودى و مرگش جلو گیرد.

جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت، ص:319 -  321

______________________________
(1)- در جاهلیت چنین رسم بود که باران هر فصلى مربوط به یکى از ستارگان دانسته مى‏شد و لذا هر قومى طبق رسوم خودشان ستارگانى را در فصول مختلف در نظر مى‏گرفتند و در آن فصل از آن ستاره طلب باران مى‏کردند.