تهمت، افتراء
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تهمت، افتراء

1- از عمرو بن نعمان جعفى روایت است که امام صادق علیه السلام را دوستى بود که هرگز از حضرت جدا نمى‏شد، روزى در خدمت امام به غلامش گفت: اى ولد زنا! امام دستش را به پیشانیش زد، سپس فرمود: سبحان الله! مادرش را (مادر غلام را) متهم مى‏کنى، من خیال مى‏کردم که تو ورع و پرهیزکارى دارى، الان معلوم شد که پرهیزکار نیستى، عرض کرد: فدایت شوم مادرش از اهل سند و مشرک است. امام فرمود: آیا نمى- دانى که هر قومى نسبت به خود و در میان خود نکاح و ازدواجى دارند. از من دور شو، جعفى گوید: ندیدم آن شخص با امام باشد تا مرگ میانشان جدائى انداخت.

2- روایت دیگرى وارد شده که: براى هر امتى نکاحى (و مراسم ازدواج) وجود دارد که بوسیله آن از زنا خود دارى مى‏کنند.

3- ابو حمزه گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: بعضى از اصحاب ما مخالفینشان را افتراء مى‏گویند و (به زنا) متهمشان مى‏کنند. امام فرمود: از آنان (در این باره) چیزى‏ نگفتن زیباتر است. سپس فرمود: اى ابا حمزه! سوگند به خدا مردم (مخالفین) همگى اولاد ناپاکى هستند مگر شیعیان ما. سپس فرمود: ما صاحبان خمس هستیم، و آن را بر همه مردم (مخالفین) حرام کرده‏ایم مگر به شیعیانمان.

4- ابو بکر حضر مى‏گوید: از امام صادق علیه السلام در باره مردى پرسیدم که به مردى از جاهلیت افتراء مى‏بندد (مثلا او را نسبت به زنا مى‏دهد) امام فرمود: باید به او حد زده شود (زیرا متهم کردن در اسلام حد دارد که زدن چندین تازیانه است و مانند آن). گفتم: حد زده مى‏شود؟! فرمود: بلى! زیرا این گفتار بر پیغمبر نیز بر خورد دارد. «1»

______________________________
(1)- البته حقیقت این حدیث به خوبى روشن نیست و شاید از احادیث تقیه باشد: زیرا نمى‏توان گفت همگى مردم دوران جاهلیت اولاد پدرشان بوده‏اند چون در آن زمان نیز عده قلیلى بودند که از دین حنیف ابراهیم چون پیغمبر و پدرانش و على (ع) و پدرانش پیروى مى‏کردند و بر این اساس داراى بستر پاک بودند، لذا پیغمبر و على و پدرانش را نمى‏توان با مردم دیگر قیاس کرد.

 

جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت، ص:311 -  314