علف هرزه هاى مدینه هاى فاضله
ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: علف هرزه هاى مدینه هاى فاضله ،مرائیان ، محرفان ،باغیان

  مرحوم خواجه نصیرالدین طوسى فرموده است آنچه از میان مدینه هاى فاضله مى روید مانند تلخه اى که در کنار بوته هاى گندم و یا خار در کشتزارها مى روید پنج دسته اند:

1 - مرائیان (ریاکاران ) یعنى جمعیتى که رفتار دانشمندان از آنها صادر مى شود ولى هدف آنها غیر از سعادت بلکه از قبیل لذات یا ریاست است .

2 - محرفان (تحریف گران ) یعنى جمعیتى که به اهداف جوامع جاهلى راغب هستند ولى چون قوانین حاکم بر مدینه فاضله مانع از رسیدن به چنین اهدافى است مى کوشند که آن قوانین را بر طبق میل خود تفسیر کنند تا به مطلوب خویش برسند.

3 - باغیان (شورشیان ) یعنى جمعیتى که به حکومت دانشمندان تن در نداده و خواهان حکومت تغلبى و زورمدارى هستند پس با یک دستاویز کوچک مثلا به دلیل اینکه برخى از کارهاى رهبر جامعه با طبع سازگار نیست موجب شورش و نافرمانى مردم از رهبر مى گردند.

4 - مارقان (منحرفان از حق ) یعنى جمعیتى که قصد تحریف قوانین را ندارند ولى بر اثر کج اندیشى نمى توانند اهداف دانشمندان را درک کرده و لذا آنها را بر معانى دیگرى حمل نموده و از حق منحرف مى شوند و چه بساکه این انحراف همراه با راهنمائى است و قصد عناد هم در کار نباشد که در این صورت بایستى به ارشاد شدن آنها امیدوار بود.

5 - مغالطان (مغلطه گران ) یعنى جمعیتى که به دلیل عدم آگاهى کامل بر حقایق و واقعیات قادر بر تصور حقیقت به نحو تام و تمام نیستند و از طرفى در پى کسب ریاست نیز مى باشند و حاضر به اعتراف به جهل خویش ‍ نمى باشند و لذا سخنانى مشابه حق گفته و در قالب استدلال به عوام الناس ‍ تزریق مى کنند ولى خودشان سرگردانند و اما تعداد این علف هرزه ها هر چند که زیادتر از این مقدار است که ذکر کردیم و اگر بخواهیم همه را مطرح کنیم سخن به درازا مى کشد.

قال رسول الله صلى الله علیه وآله : ((ان لکل دین آفة و آفة هذا الدین بنوامیة ))

فرمود هر دینى آفتى دارد که آن را تباه مى کند و بلاى این دین فرزندان امیه هستند.

این حدیث یک قاعده کلى به دست هر نویسنده و گوینده مى دهد که تنها بنى امیه آفت نبوده بلکه هر حکومتى در هر زمانى به نام خلافت اسلامى مانند امویها مستبدانه و ظالمانه حکومت کند آفت اسلام است .

خطیب و گوینده اى که چاکر جان نثار دستگاه معاویه بود که دستور وى بالاى منبر آمد و با دست اشاره به خلیفه نمود و گفت : امیرالمؤمنین هذا(اشاره به معاویه ) و با اشاره دیگر به طرف یزید گفت : (فان هلک فهذا) هنگامى که خلیفه بمرد این (یزید) جانشین اوست و با اشاره سوم گفت نن فمن ابى فهذا اگر کسى انکار کند جانشینى یزید را جزایش با این شمشیر است .

                                                                                نرم افزار بوستان حکایت