ناله‏ هاى جانسوز امّ البنین‏
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ناله‏ هاى جانسوز امّ البنین‏

جناب امّ البنین همسر امیرمؤمنان علیه السلام بعد از فاطمه زهرا علیها السلام است که نام وى نیز فاطمه بود و چهار فرزندش به نام‏هاى عبّاس، عبداللَّه، جعفر و عثمان در کربلا در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند. وى به یاد فرزندانش روزها به قبرستان بقیع مى‏رفت و عزادارى مى‏کرد.

مرحوم حاج شیخ عباس قمى مى‏نویسد: امّ البنین در حالى که دست فرزند عباس را- که عبیداللَّه نام داشت- مى‏گرفت روزها به بقیع مى‏رفت و براى فرزندانش مرثیه سرایى مى‏کرد. مردم مدینه براى شنیدن مرثیه‏هاى جانسوز او اجتماع کرده و همنواى با او گریه مى‏کردند. به اندازه‏اى عزادارى او جانسوز بود که حتّى مروان بن حکم- دشمن کینه‏توز اهل بیت علیهم السلام- هنگامى که آن منظره را دید نیز متأثّر شد و اشک ریخت.

آن بانوى داغدیده اشعارى مى‏سرود که از آن جمله است:

          یا مَنْ رَأَى الْعَبَّاسَ کَرَّ عَلى‏ جَماهِیرِ النَّقَدِ             وَوَراهُ مِنْ أَبْناءِ حَیْدَرَ کُلُّ لَیْثٍ ذی لَبَدِ

             انْبِئْتُ أَنَّ ابْنی أُصیبَ بِرَأْسِهِ مَقْطُوعَ یَدِ             وَیْلی عَلى‏ شِبْلی أَمالَ بِرَأسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِ

لَوْ کانَ سَیْفُکَ فی یَدَیْکَ لَما دَنى‏ مِنْهُ أحَدٌ

«اى کسى که عبّاس را دیدى که بر فرومایگان حمله‏ور شده و از پى او فرزندان حیدر که هر یک شیرانى قوى بودند، قرار داشتند.

با خبر شدم که بر سر پسرم در حالى که دستش را قطع کرده بودند، عمود آهنین زده شد؛ واى بر شیر بچه‏ام که عمود آهنین بر فرقش فرود آمد!

آرى؛ اگر شمشیر در دستانت بود، هرگز کسى به تو نزدیک نمى‏شد».

همچنین خطاب به زنان مدینه مى‏گفت:

          لاتَدْعُوَنِّی وَیْکِ امَّ الْبَنینَ             تُذَکِّرینی بِلُیُوثِ الْعَرینَ‏

             کانَتْ بَنُونَ لی أُدْعى‏ بِهِمْ             وَالْیَوْمَ أَصْبِحْتُ وَلا مِنْ بَنینَ‏

             أَرْبَعَةٌ مِثْلُ نُسُورِ الرُّبى‏             قَدْ واصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتینِ‏

 «دیگر مرا ام البنین نخوانید؛ چراکه مرا به یاد شیران بیشه (رزم و جهاد) مى‏اندازید.

مرا پسرانى بود که به خاطر آنها امّ البنین خوانده مى‏شدم، ولى امروز دیگر مرا پسرانى نیست (تا به‏خاطر وجود آنان امّ البنین خوانده شوم).

آن چهار پسرى که (در میدان جهاد) همچون عقاب‏هاى تیز پرواز بودند (آن قدر شجاعت و استقامت به خرج دادند که) با رگ‏هاى بریده به ملاقات مرگ رفتند (و به شهادت رسیدند)». «1»بى تردید این عزادارى‏ها که ناشى از غمى عمیق و دردى جانکاه داشت، یادآور مظلومیت امام حسین علیه السلام و یارانش و افشاگر ستم یزید و جانیان شام و عوامل مزدور آنان بود و سبب زنده نگه داشتن خاطره عاشورا، بیدارى مردم و ایجاد روح مقاومت و شجاعت در آنان و سرانجام انقلاب و قیام مى‏شد.

آنجا که نتوان با شمشیر و نیزه به جنگ با دشمنان برخاست، مى‏توان با قطره‏هاى اشک، سیلى بنیان کن به راه انداخت و بساط ظالم را برچید.

به دیگر سخن، این شورها و اشک‏ها، عواطف را بر مى‏انگیزد، آتش نفرت از ستمگران را بر مى‏افروزد و سینه‏ها را مالامال از عشق به فداکارى مى‏کند و در نهایت به شورش و قیام مى‏انجامد همانگونه که شد. (پاره‏اى از این قیام‏ها در بخش بعد خواهد آمد).

                        عاشورا ریشه‏ها انگیزه‏ها، رویدادها پیامدها، ص: 650

 

__________________________________________________

 (1). سفینة البحار، ج 1، ص 510 (ماده «رثا»)