منظور از چله نشینی( اربعین ) چیست؟
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: منظور از چله نشینی( اربعین ) چیست؟ ،علل اختصار چله نشینی بر عدد چهل ،آداب چهله نشینی: ،گوشه نشینی و اربعین از دیدگاه اسلام

منظور از چله نشینی چیست؟ آیا آداب خاصی دارد، یا اینکه به انجام هر کاری، به مدت چهل شبانه روز چله نشینی می گویند؟

پاسخ:

چله نشینی، که از آن تعبیر به چلّه، چهلّه و اربعین نیز شده است، یکی از رسوم اهل سیر و سلوک است که با رعایت آداب و شرایط خاصی، مدتی به ریاضات و عبادات مخصوص می پردازند، معمول صوفیان این بوده است که در سال، یکبار به چلّه می نشستند و بهترین ایام را برای انتخاب چلّه، ماه ذی القعده و دهه اول ماه ذی الحجه می دانستند و آن را چلّه موسی می نامیدند.

تعریف چلّه و چلّه نشینی:الف- معنای لغوی: چلّه در لغت، چهل روزی است که درویشان و مرتاضان، برای ذکر و فکر و طاعت و عبادت و خلوت برمی گزینند. چله نشینی، معتکف شدن، برای انجام ریاضات و عبادات چهل روزه ، گوشه انزوا گرفتن ، ترک لذایذ دنیوی گفتن و در گوشة خلوتی، به عبادت مشغول بودن است ، در تداول عامه، کنایه از : خانه نشستن و کم معاشرت بودن و از دوستان کناره گرفتن است.(1)
چهل شب درین حریم به خلوت، تو چلّه بند
تا محرم حریم شوی در صف صفا.(2)
ب- معنای اصطلاحی: به دلیل آنکه، مدت خلوت صوفی، چهل روز طول می کشد، آن را چهله یا اربعین می خوانند. اهل حق، به حدیث پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ که فرمود: هر آنکس که چهل روز برای خدا اخلاص ورزد، چشمه های حکمت از دل او به زبان او جاری می شود، استناد کرده اند و چنانچه خداوند، اربعین(چله) موسی را به ذکر مخصوص کرده، آنان نیز چلّه خود را، با ذکر و یاد خدا، صادقانه طی می کنند و روزه می گیرند و در خلوت می نشینند و با حق مناجات می کنند.(3)

علل اختصار چله نشینی بر عدد چهلخلوت صوفیان، مقید و مختص به اربعین نیست و صوفی زمانی که به خلوت می نشیند، نباید به فکر آن باشد که پس از چهل روز بیرون آید.
نجم الدین کبری می فرماید: شیخ بن عمار گفت: هر گاه داخل خلوت شدی، به خود مگو که پس از اربعین از آن بیرون می آیی، زیرا هر که با خود چنین گوید، در روز اول از خلوت بیرون آمده است، اما با خود بگو که این مکان تا روز قیامت، قبر توست.(4)
یحیی باحرزی گوید: این طایفة صوفیه را جمیع اوقات و روزگار، باید که چنان باشد که در وقت چهله نشستن است ، هر چه در اول چهله مطلوب است، در غیر چهله، همان مطلوب می باشد.(5)
اما آنچه موجب شده است که صوفیان، خلوت را گاهی بر چهله اختصار کنند، دو مسئله است: اول آیات قرآنی:
ا- آیه 51 سورة بقره که حق می فرماید: «وقتی با موسی چهل شب وعده گذاشتیم»
2. آیة 26 سورة مائده که خداوند فرمود: «ای موسی زمین مقدس را مدت چهل سال بر آنها حرام کردیم»
3. آیة 142 سورة اعراف که خداوند فرمود: موسی را سی شب وعده دادیم و آن را به ده شب دیگر کامل کردیم، تا میقات مقرر خداوند، سپری شد.
دوم حدیث نبوی که می فرماید:«من اخلص للّه اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه.»(6) یعنی کسی که چهل روز به خدا اخلاص ورزد، چشمه های حکمت از دلش بر زبانش جاری می شود .(7) چهل عددی است که مفهوم صبر و آزمون دشوار «چهله نشینی» از آن برمی خیزد. همان گونه که عارف، در دوره تربیت خود، ناگزیر از تحمل چهل روز گوشه نشینی است، تا به کمال برسد.(8)

آداب چهله نشینی:در آداب و شرایط چهله نشینی، موارد بسیاری را ذکر کرده اند که مهمترین آنها به شرح زیر می باشد:
اول تنها نشستن یا عزلت، که سه قسم است. عزلت در حال، عزلت در قلب، و عزلت در نفس و عزلت در نفس آن است که سالک در ابتدای حالش از مردم و هر چیز که با آن مأنوس است، کناره گیری کند.
دوم: طهارت داشتن. سوم مداومت بر ذکر. چهارم: ملازمت نفی خاطر. یعنی هر چیز که در خاطر آید، از نیک و بد را با «لا اله الا الله» نفی کند. بدان معنی که هیچ چیز نمی خواهم جز خدای تعالی . پنجم: دائم در روزه بودن. ششم: مراقبة دل خویش با دل شیخ، که فتوحات غیبی و نسیم ربانی، ابتدائاً از روزنه دل شیخ، به دل مرید می رسد. هفتم: ترک اعتراض بر خدای تعالی و هشتم: کم کردن طعام و خوراک، نه آن قدر که ضعیف و بی قوت شود. (9)

گوشه نشینی و اربعین از دیدگاه اسلامدین مقدس اسلام، آئین معتدل و بدور از افراط و تفریط است. از این جهت با روش های مرتاضان هند و راهبان مسیحی و اعمال و رفتار خلاف عقل سلیم، مخالف است. مبانی تصوف و عرفان اسلامی در جهت نظری، با قرآن مجید و احادیث نبوی و اقوال پیشوایان دین و مشایخ،‌و در جنبة عملی با سیرت رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ و اصحاب و یاران و رفتار امامان ـ علیه السّلام ـ و بزرگان دین منطبق است .(10)
از نظر اسلام، مقصود از ریاضت ،‌ترک دنیا و رهبانیت به روش هندوها و پیروان کلیسا و یا چله نشینی و عزلت صوفیان و اصحاب خانقاه نیست ، بلکه مقصود، تمرین و وادار کردن خویش به کارهای خیر و سنن صالحه، از ادای واجبات و ترک محرمات و سایر امور حسنه است .(11) از آنجا که عزلت و گوشه گیری، بعنوان عامل مهم در سعادت انسان مطرح است. لذا منظور از عزلت در قرآن و روایات و معارف الهیه، عزلت و گوشه گیری از عامل خطر، و اموری است که برای سعادت اخروی انسان ضرر دارد.
در قرآن و روایات، سه قسم عزلت و گوشه گیری مطرح است:
1. عزلت و هجرت از گناهان شخصی 2.عزلت و گوشه گیری از شهری که انسان در آن شهر قادر بر حفظ دین خود نیست.3. کناره گیری و عزلت از گروهی که غرق در انواع معاصی و گناهان هستند.(12) عرفا، حقیقت عزلت را علاوه بر موارد یاد شده، خلوت گرفتن از غیر و بخصوص از خویش، برای یافتن مقصود واقعی می دانند. این خلوت گرفتن، منافات با از منزل بیرون رفتن و کسب کار و معاشرت با مردم، در حد لزوم ندارد، این خلوت در حقیقت، خلوت دل است از تعلق و وابستگی به غیر.
در تفسیر امام حسن عسکری - علیه السّلام ـ در تفسیر سورة بقره، در چند موضع ذکر فرموده اند که رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از برای ذکر و تفکر و تدبر به کوه حرا تشریف می بردند و در حدیث آمده که آن حضرت خلوت نشینی را دوست می داشت.(13) در روایات در بارة خواص اربعین آمده است که آفرینش انسان در شکم مادر، در چهل روز فراهم شده است.و در خبری دیگر از قول خداوند متعال آمده است که سرشت آدم را، چهل روز با دست خود سرشته ام ، از رسول خداـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد شده. اگر بنده ای چهل روز ایمان خود را خالص کند، خداوند او را نسبت به دنیا زاهد و بی رغبت کند، درد و دوای دنیا را به او بنماید، حکمت را در دلش استوار دارد و زبانش را به حکمت گویا سازد.(14)
در خاصیت اربعین، در ظهور استعدادات، قرآن مجید می فرماید که: حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه(15) بنابر این نهایت قدرت عقل در چهل سالگی است.(16) در روایات آمده است که: اگر کسی شرب خمر کند، نمازش تا چهل روز حساب نمی شود.(17)حضرت امام خمینی، روزی در بحث اخلاقی خود این حدیث را معنی کرد .«من بلغ اربعین و لم یتعصی فقد عصی» کسی که به چهل سالگی برسد و عصا بدست نگیرد، گناه کرده است، می فرمود: سن چهل سالگی سن تکامل قواست و عصا به دست گرفتن در این سن، رایج و معمول نیست. پس مقصود، عصای احتیاط در زندگی است که باید از این پس، با عصای احتیاط گام بردارد.(18)
علامة حسن زادة آملی می گوید: هر عمل و ذکری که کمتر از اربعین باشد، چندان اثر بارزی ندارد و خاصیت اربعین، در ظهور فعلیت و بروز استعداد و قوه و حصول ملکه، امری مصرح به، در آیات و اخبار است.(19) از رسول خداـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد شده است که : کسی که چهل روز حلال بخورد، خداوند قلب او را نورانی کند و چشمه های حکمت را از قلبش، بر زبانش جاری می گرداند .(20)

نتیجه:چله و چله نشینی، یکی از اعمال مرسوم بوده که مرتاضان و اهل تصوف انجام می دادند که در محلی که چله خانه نام داشت ، مدتی را به انجام عبادات و اذکار که مطابق با آداب و شرایط مخصوص بود، می پرداختند.از نظر اسلام و عرفان اسلامی،‌افراط و تفریط در ریاضتها و گوشه نشینی مورد قبول نمی باشد، ریاضت و گوشه گیری، تمرین و وادار کردن نفس است، به کارهای خیر و اعمال صالحه،‌که منافاتی با کسب و کار و معاشرت با مردم، در حد لزوم ندارد. آداب و دستور العملهای آن نیز مأخوذ از قرآن و روایات می باشد.

                                                                      نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. لغت نامة دهخدا، واژة چله و چله نشسنن.
2. عطار.
3. شجاعی ، حیدر، اشارات و فرهنگ اصلاحات صوفیه ، انتشارات مجید، 1379، ص88.
4. فرهنگ نوربخش، ج 4، حرف چ، نور بخش جواد، به نقل از فواتح الجمال و فواتح الجلال، 59.
5. به نقل از اوراد الأحباب، ص291، فرهنگ نوربخش، ج 4، حرف چ.
6. همان، به نقل از جامع صغیر، ج2، ص160.
7. فرهنگ نور بخش ، ج4، حرف چ، اسفند 72.
8. دامادی، سید محمد، شرح بر مقامات اربعین، دانشگاه تهران، 1375، ص52،.
9. همدانی، مولی عبدالصمد، بحرالمعارف ، تحقیق و ترجمة حسین استاد ولی، انتشارات حکمت، 1381، ص1-300.
10. سجادی، مقدمه ای بر مبانی عرفانی و تصوف، سازمان مطالعات و تدوین کتب علوم انسانی ، دانشگاه تهران، 1372، ص7.
11. مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، چاپ هفتم، 1376،‌ج1، ص447.
12. انصاریان ، حسین، عرفان اسلامی، نشر حجت، 1371، ج7، ص9-238.
13. همدانی، موسی عبد الصمد، بحر المعارف، ترجمه و تحقیق حسین استاد ولی، نشر حکمت، 1381، ج اول، ص299.
14. همان، ص1-300.
15. احقاف:15.
16. سید بحر العلوم، تحفة الملوک، انتشارات علامه، 1418ق، مقدمه و شرح علامه تهرانی، ص31.
17. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج6، ص402.
18. موسوی خمینی، سید روح الله، شرح دعای سحر ، ترجمه سید احمد قهری، انتشارات تربت، 1376، ج1، ص21
19. حسن زادة آملی، نور علی نور، انتشارات تشیع، 1376، ص126.
20. فیض کاشانی، محسن، محجه البیضاء ، دفتر انتشارات اسلامی، 1417ق، ج3، ص204.