حنظله غسیل الملائکه
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: حنظله غسیل الملائکه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 وقتى نداى جهاد را شنید متحیر شد، چه کند؟ از این جهت از پیامبر اجازه گرفت که یک شب در مدینه توقف کند و آنگاه بامدادان خود را به مسلمانان برساند، پیامبر موافقت کرد. او حنظله فرزند ابى عامر، جوانى بود که بیست و چند بهار از عمرش گذشته بود. او به راستى مصداق آیه : یخرج الحى من المیت بود؛ زیرا وى فرزند ابو عامر دشمن پیامبر بود و پدر او در نبرد احد در ارتش قریش شرکت داشت و یکى از عناصر بدخواهى بود که قریش را در نبرد با پیامبر تحریک کرد و در دشمنى با اسلام هیچگاه کوتاهى نکرد. مع الوصف فرزند او حنظله جوان پاک بازى بود که رگ و پوستش مملو از عشق و علاقه به اسلام و پیامبر بود، عواطف فرزندى ، او را از شرکت در جنگ بر ضد پدر منصرف نساخت .

شب عروسى او مصادف با حرکت مسلمانان به سرزمین احد بود، وقتى نداى جهاد را شنید متحیر شد چه کند، چاره ندید جز این که از پیامبر اجازه بگیرد که یک شب در مدینه توقف کند و بامدادان خود را به مسلمانان برساند، پیامبر با درخواست او موافقت کرد. وى پس از انجام مراسم عروسى ، پیش از آنکه غسل کند آهنگ عزیمت به میدان جنگ کرد. هنگام خروج از خانه دیدگان نو عروس او غرق در اشک گشت و دست در گردن شوهر خود افکند و درخواست کرد که لحظاتى صبر کند. آنگاه افرادى را به شهادت طلبید تا همگى از حنظله بشنوند که حنظله و او با یکدیگر زن و شوهر شده اند. وقتى که حنظله رفت عروس رو به گواهان کرد و گفت :

دیشب در خواب دیدم که آسمان شکافت ؛ و شوهرم داخل آن گردید، سپس شکاف به هم آمد. من از این رویا احساس مى کنم که روان شوهرم به سوى جهان بالا خواهد رفت و شربت شهادت را خواهد نوشید .

حنظله یکسره به احد آمد. چشم او به ابوسفیان افتاد که در میان دو سپاه مشغول گردش و حرکت بود، او در یک حمله ، شمشیرش را متوجه او ساخت ، اتفاقا شمشیر بر پشت ابوسفیان فرود آمد و نقش زمین گردید. در این موقع بود که یک سرباز قریش بنام لیثى به کمک ابوسفیان شتافت و او را از چنگ حنظله رها ساخت و سپس نیزه دارى از قریش به حنظله حمله کرد و آن را در بدن او فرو برد. حنظله به تعقیب او پرداخت و با شمشیرى که در دست داشت وى را از پاى درآورد و سپس ‍ خود به زمین افتاد و شهد شیرین شهادت را چشید.

رسول گرامى فرمود:

مى دیدم فرشتگان بدن حنظله را غسل مى دادند و به این خاطر او لقب غسیل الملائکه به خود گرفت .

ابوسفیان مى گفت :

اگر چه در جنگ بدر مسلمانان فرزندم حنظله را کشتند، در عوض ما نیز در جنگ احد حنظله آنها را کشتیم .

این عروس و داماد از نمونه هاى تاریخ مى باشند؛ زیرا آنان جانباز راه حق بودند ولى پدران آنها از دشمنان سرسخت اسلام به شمار مى رفتند. پدر عروس عبدالله بن ابى سلول رئیس منافقان مدینه بود و داماد او فرزند ابى عامر، راهب دوران جاهلیت بود که پس از اسلام ، به مشرکان مکه پیوست و هرقل را براى کوبیدن حکومت جوان اسلام دعوت نمود.

                                                                     نرم افزار بوستان حکایت