نمک شناس یا نمک به حرام ؟!
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نمک شناس یا نمک به حرام ؟!

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

یکى از اخیار اصفهان که به علامه مجلسى ارادت داشت شبى بعد از نماز جماعت خدمت ایشان آمد و گفت : گرفتارى مهمى برایم پیش آمده است . علامه مجلسى گفت : چه گرفتارى ؟ آن مرد گفت : لوطى باشى محل ، به من خبر داده است که امشب با دوستانش مى خواهند به خانه من بیایند و شام میهمان من باشند و قهرا مى دانم اسباب لهو و لعب را هم مى آورند و موجبات ناراحتى ما را فراهم مى کنند و ما را در حرام مى اندازند.

علامه مجلسى گفت : خودم مى آیم و به لطف خداوند مساءله آنرا آنطورى که خدا بخواهد حل و فصل مى کنم . جناب علامه از راه مسجد جلوتر از میهمانها به خانه آن مرد رسید، وقتى بعد از مدتى لوطى باشى و رفقایش ‍ وارد شدند، ناگهان چشمشان به شیخ الاسلام اصفهان ؛ مرحوم مجلسى افتاد، تنبک و تنبورهاى خود را پنهان کردند و مؤ دبانه در محضر او نشستند.اما لوطى باشى از میزبان سخت ناراحت و دلگیر شده که او علامه مجلسى را موى دماغ و مزاحم عیششان کرده بود.

لوطى باشى شروع به سخن گفتن کرد و گفت : جناب مجلسى ! ما لوطیها صفات خوبى هم داریم ، کمتر از اهل علم هم نیستیم . مجلسى گفت : من که چیزى از خوبیهاى شما نمى دانم . لوطى باشى گفت : جناب مجلسى تو با ما معاشرت ندارى که بدانى ما چه صفات خوبى داریم ؛ ما در نمک شناسى بى نظیریم . لوطى کسى هست که اگر نمک کسى را چشید تا آخر عمر یادش ‍ نمى رود و به صاحب نمک خیانت نمى کند. علامه گفت : من این حرف شما را نمى توانم بپذیرم که شما نمک شناسید و نمکدان نمى شکنید. بگو ببینم چند سال از سن شما مى گذرد؟ لوطى باشى گفت : چهل سال . علامه مجلسى گفت : چهل سال است نعمت خدا را مى خورى و معصیت خدا را مى کنى اى نمک به حرام !

این جمله را که گفت مثل آبى که به آتش بریزند لوطى باشى خاموش شد و راستى که او را تحت تاءثیر قرار داد تا آخر مجلس دیگر یک کلمه هم حرف نزد و در فکر فرو رفت . مجلس تمام شد و هر کس به خانه اش رفت . لوطى هم به خانه اش رفت تا بخوابد اما مگر خوابش مى برد! بله درست گفت چهل سال عوض نمک شناسى نسبت به کسى که به او همه چیز داده ؛ سلامتى ، بضاعت ، ثروت ، و... نمک بحرامى کرده فکر کرد و فکر کرد تا آخر تصمیم خود را گرفت . فردا صبح پس از اذان ، علامه مجلسى شنید که کسى در خانه اش را مى زند، در را باز کرد، دید لوطى باشى است . گفت : آقاى شیخ ! آیا اگر من توبه کنم خدا مرا مى بخشد و مى آمرزد و قبولم مى کند؟ علامه مجلسى گفت : بله ، البته خدا کریم و غفور است ، انسان هر قدر هم گناهش زیاد باشد اما اگر حقیقتا پشیمان شود و به درگاه خداوند بزرگ توبه کند خداوند تعالى گناهان او را مى بخشد و او را قبول مى کند. لوطى باشى گفت : من پشیمانم و توبه کردم تو از خدا بخواه تا مرا بیامرزد.

                                                                                  نرم افزار بوستان حکایت