در محضر قاضى
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: در محضر قاضى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 روزى زره على (ع ) در زمان خلافتش در کوفه گم شد. پس از چندى در نزد یک مرد مسیحى پیدا شد. امیرالمومنین - خلیفه دوران - او را به محضر قاضى برد، و اقامه دعوى کرد که : این زره از آن من است نه آن را فروخته ام و نه به کسى بخشیده ام . و اکنون آن را نزد این مرد یافته ام . قاضى به مسیحى گفت : خلیفه ادعاى خود را اظهار کرد، تو چه مى گویى ؟ او گفت : این زره از آن خودم مى باشد و در عین حال گفته مقام خلافت را تکذیب نمى کنم (ممکن است خلیفه اشتباه کرده باشد).

قاضى رو به على کرد و گفت : تو مدعى هستى و این شخص منکر، بنابراین بر تو است که شاهد بر مدعاى خود بیاورى . على خندید و فرمود: قاضى راست مى گوید. اکنون مى بایست که من شاهد بیاورم ، ولى من شاهد ندارم . قاضى روى این اصل که مدعى شاهد ندارد، به نفع مسیحى حکم داد، و او هم زره را برداشت و روان شد. ولى مرد مسیحى خود بهتر مى دانست که زره مال چه کسى است ، پس از آن که چند گامى پیمود وجدانش مرتعش ‍ شده ، برگشت ، گفت : این طرز حکومت و رفتار، از نوع رفتارهاى بشر عادى نیست ، از نوع حکومت انبیاست و اقرار کرد که زره از آن على است . طولى نکشید او را دیدند که مسلمان شده و با شوق و ایمان در زیر پرچم على در جنگ نهروان مى جنگد.

                                                                                 نرم افزار بوستان حکایت