تبعید گناهکار از شهر
ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تبعید گناهکار از شهر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 در میان بنى اسرائیل جوان فاسقى بود که اهل شهر از فسق و فجور او به تنگ آمدند و از دست او به پروردگار خود شکایت کردند. خطاب الهى به موسى رسید که آن جوان را از شهر بیرون کن که به واسطه او، آتش غضب الهى بر اهل شهر نازل آید. حضرت موسى (ع ) آن جوان را به قریه اى از قراى آن بلد تبعید کرد. خطاب آمد که او را از آن قریه نیز بیرون کن ، موسى (ع ) او را از آن قریه اخراج کرد.

آن جوان رفت به مغاره کوهى که در آن نه انسان و نه حیوان و نه زراعتى بود. بعد از مدتى در آن مغاره مریض شد نزد او کسى نبود که از او نگهدارى و پرستارى نماید. صورتش را روى خاکها گذارد و عرض کرد: پروردگارا! اگر مادرم بر بالینم حاضر بود هر آینه بر غربت و ذلت من ترحم و گریه مى کرد و اگر پدرم بر بالینم بود بعد از مردن مرا غسل مى داد و کفن مى کرد و به خاک مى سپرد و اگر زن و بچه ام در کنارم بودند، برایم گریه مى کردند و مى گفتند:

اللهم اءغفر لولدنا الغریب الضعیف العاصى المطرود من بلد الى بلد و من قریة الى مغارة  بعد عرض کرد: پروردگارا! بین من و پدر و مادر و زن و بچه ام جدایى انداختى ، مرا از رحمت خود ناامید نفرما و چنانکه قلبم را از دورى خاندانم سوزاندى ، مرا به خاطر گناهانم به آتش ‍ غضب مسوزان .

ناگاه خداوند ملکى به صورت پدرش و حوریه اى به صورت مادرش و حوریه اى به شکل همسرش و غلامانى به صورت فرزندانش فرستاد تا در کنارش بنشینند و براى او گریه کنند. جوان گمان کرد که آنها پدر و مادر و زن و فرزندانش مى باشند و با دلى خوش و نهادى امیدوار چشم از این جهان فرو بست . آنگاه خطاب به موسى (ع ) رسید که اى موسى ! شخصى از اولیا و دوستان ما در فلان جا از دنیا رفته ، برو او را غسل بده و کفن نما و بر جنازه اش نماز بخوان و دفنش کن .

موسى (ع ) به آن مکان آمد، دید همان جوانى است که او را از شهر و قریه اخراج کرده بود، در این هنگام از جانب خدا خطاب آمد اى موسى من به ناله هاى جانسوز او و به دور افتادنش از خاندانش ترحم کردم و به خاطر اظهار ذلت و خواریش حورالعین هایى به صورت خاندانش فرستادم تا بر او گریه و ترحم کنند.

اى موسى ! وقتى که غریبى از دنیا مى رود، ملائکه آسمانها بر غربت او گریه مى کنند، پس چگونه من بر غربت او ترحم نکنم و حال آن که من ارحم الراحمین هستم .

                                                                                   نرم افزار بوستان حکایت