فضیل بن عیاض
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فضیل بن عیاض

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 فضیل بن عیاض دزد معروفى بود که مردم از دست او خواب راحت نداشتند، شبى از دیوار خانه اى بالا مى رود، به قصد ورود به منزل روى دیوار مى نشیند. خانه از آن مرد عابد و زاهدى بود، که شب زنده دارى مى کرد، نماز شب مى خواند، دعا مى نمود اما در آن لحظه به تلاوت قرآن مشغول بود، صداى حزین قرائت قرآنش به گوش مى رسید، ناگهان این آیه را تلاوت کرد: اءلم یاءن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله آیا وقت آن نرسیده است که مدعیان ایمان ، قلبشان براى یاد خدا نرم و آرام شود؟ تا کى قساوت قلب ؟ تا کى تجرى و عصیان ؟ تا کى پشت به خدا کردن ؟! آیا وقت روى گرداندن از گناه و رو کردن به سوى خدا نرسیده است ؟

فضیل بن عیاض همین که این آیه را از روى دیوار شنید، گویى به خود او وحى شد و مخاطب شخص او است . از این رو همانجا گفت : خدایا! چرا، چرا، وقتش رسیده است ، و همین الان موقع آن است .

از دیوار پایین آمد و بعد از آن ، دزدى ، شراب ، قمار و هر چه را که احیانا به آن مبتلا بود، کنار گذاشت . از همه هجرت کرد، از تمام آن آلودگیها دورى گزید، تا حدى که برایش مقدور بود اموال مردم را به صاحبانش پس داد، حقوق الهى را ادا کرد و کوتاهى هاى گذشته را جبران نمود. تا جایى که بعدها یکى از بزرگان گردید، نه فقط مرد باتقوایى شد که مربى و معلمى نمونه براى دیگران گردید.

                                                                       نرم افزار بوستان حکایت