ناراحتى مادر موجب بسته شدن زبان پسر شد
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ناراحتى مادر موجب بسته شدن زبان پسر شد

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 جوانى در حال احتضار به سر مى برد که رسول اکرم - ص - بالاى سرش ‍ حضور یافته ، فرمود: بگو لا اله الا الله . زبان جوان بسته شد و هر چه حضرت تکرار کرد او نتوانست بگوید. به زنى که بالاى سر جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ عرض کرد بله ، من مادر او هستم . فرمود: از دست او ناراحتى ؟ گفت : بله ، شش سال است که با او حرف نزده ام . حضرت فرمود: از او راضى شو.

آن زن گفت : رضى الله عنه برضاک یا رسول الله ؛ به خاطر رضایت تو، خدا از او راضى شود. چون این کلمه را گفت زبان آن جوان باز شد، حضرت فرمود: بگو لا اله الا الله

گفت : لا اله الا الله .

حضرت فرمود: چه مى بینى ؟

عرض کرد مرد سیاه بد چهره اى با لباسهاى چرک و کثیف و بویى بد و گندیده که نزد من آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته است .

حضرت فرمود: بگو: یا من یقبل الیسیر و یعفوا عن الکثیر، اقبل منى الیسیر واعف عنى الکثیر انک انت الغفور الرحیم آن جوان این دعا را گفت ، حضرت به او فرمود: حال نگاه کن چه مى بینى ؟ گفت : مردى سفید رنگ ، نیکو صورت و خوشبو، با لباسهاى پاک و پاکیزه نزد من آمد و آن مرد سیاه چهره پشت کرده و مى خواهد برود. حضرت فرمود: این دعا را تکرار کن ، تکرار کرد. فرمود: حال چه مى بینى ؟ عرض کرد: دیگر آن سیاه را نمى بینم و آن شخص سفید نزد من است و در آن وقت جوان وفات کرد.

                                                                       نرم افزار بوستان حکایت