زنان مهاجره
ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: زنان مهاجره

بعد از امضاى صلحنامه ، هنوز رسول خدا صلى الله علیه و آله در حدیبیه بود که زنى به نام سبیعه دختر حرث که مسلمان شده بود به صف مسلمانان پیوست ، شوهرش بنام مسافر که کافر بود گفت : یا محمد زن مرا به خودم برگردان چون شرط شده هر که از ما به طرف شماآید برگردانى و هنوز مهر صلحنامه خشک نشده است در این رابطه آیه دهم از سوره ممتحنه نازل گردید:

یا ایهاالذین آمنوا اذا جائکم المؤ منات فامتحنوهن الله اعلم بایمانهن فان علمتموهن مؤ منات فلاترجعوهن الى الکفار لاهن حل لهم و لاهم یحلون لهن و آتوهم ما انفقوا و لاجناح علیکم ان تنکحوهن اذا آیتموهن اجورهن و لا تمسکوا بعصم الکوافر... ؛ این آیه مى گوید: وقتى زنان مؤ من به دارالاسلام هجرت کردند امتحان کنید اگر معلوم شد که مؤ منه اند به طرف کفار برنگردانید که آنها دیگر نسبت به هه حلال نیستند، امتحان آن بود که زن قسم بخورد فقط به جهت اسلام به دار اسلام آمده نه این که از شوهر خود قهر کرده و یا عاشق یکى از مسلمامان شده است و نیز مى گوید: نکاح زنان کافر را نگاه ندارید، و به حکم آن ، اگر مردى اسلام مى آورد به زنش تکلیف اسلام مى کرد و در صورت عدم قبول از او جدا مى شد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله سبیعه را خواست و به او سوگند داد، او گفت : به خدایى که جز او خدایى نیست من نه به علت قهر از شوهرم آمده ام و نه به علت عشق به یکى از مسلمین ، فقط به خاطر اسلام آمده ام ، حضرت مهریه او را به شوهرش داد و او را نگه داشت . آنگاه هر که از مردان مى آمد حضرت آن را برمى گرداند و هر که از زنان مى آمد، بعد از امتحان ، مهریه او را به شوهر کافرش مى داد و زن را نگاه مى داشت .

ام کلثوم دختر عقبة بن ابى معیط به مدینه هجرت کرد، برادرانش به مدینه آمده و از حضرت خواستند که او را برگرداند، حضرت فرمود: شر برگرداندن درباره مردان است ، زنان را شامل نمى شود، لذا او را تحویل نداد

                                                                       نرم افزار بوستان حکایت