امّ جمیل همسر ابولهب
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: امّ جمیل همسر ابولهب

 

((امّ جمیل )) همسر ابولهب و خواهر ابوسفیان بود. مى دانیم که ابوسفیان مالدار معروف بنى امیه و شخص با نفوذ مکه بود و در اظهار عداوت نسبت به پیغمبر اسلام شهرت داشت . ابولهب نیز عموى پیغمبر اسلام و یکى از ده پسر عبدالمطلب ، سرسخت ترین دشمنان پیغمبر و مسلمانان بود.

ابولهب با اینکه از خاندان نجیب هاشم بود، مع الوصف بر اثر همنشینى با افراد فاسد قریش یعنى سران مشرک مکه و تماس دائم با آنها رنگ جماعت به خود گرفته بود. این مرد زردانبوى بد دهن ، هتّاک و جسور، در میان مشرکان مکه بیش از همه نسبت به برادرزاده اش پیغمبر اسلام خصومت مى ورزید و او را مى آزرد.

زن او ((ام جمیل )) هم زنى بدسرشت و کینه توز بود. خانه آنان در همسایگى پیغمبر قرار داشت . هر خبرى که از برادر زاده شوهر خود پیغمبر اسلام مى شنید، آن را به اطلاع مشرکان مى رسانید.

ام جمیل ، علاوه بر این ، شوهرش او را وا مى داشت تا به پیغمبر آزار بیشتر برساند. او حتّى نام پیغمبر را عوض کرده بود و مى گفت : به او نگویید ((محمّد)) بلکه بگویید ((مُذَمّم ))!!

وقتى این خبررابه پیغمبردادند،فرمود:خداخواسته است نام مراازدهان این زن بیندازد تا هر ناسزایى که مى گوید،به ((مُذَمّم ))بگوید،من که ((مُذَمّم ))نیستم !

ام جمیل ، شبها خار و خاشاک و هیزم مى آورد و در نقطه اى که محل عبور پیغمبر بود مى ریخت تا از این راه به حضرت صدمه بزند.

شوهر او ابولهب هم داوطلب شده بود که مال و ثروت خود را در راه مبارزه با پیغمبر صرف کند و این کار را هم مى کرد.

ام جمیل از هر گونه شرارت و سخن چینى و جسارت نسبت به پیغمبر خوددارى نداشت و عواقب سوء آن را هم به گردن مى گرفت .

این زن شریر همینکه پیغمبر را مى دید، از گفتن هر سخن زننده و هر گونه فحاشى به حضرت خوددارى نمى کرد.

ابولهب نیز بارها همینکه نگاهش به پیغمبر مى افتاد، او را دنبال مى نمود و خاک و سنگریزه به طرف آن برگزیده خدا پرتاب مى کرد.

داستان این مرد و زن بى ادب نگونبخت بد زبان در قرآن مجید، سوره ((ابولهب )) آمده است . این سوره ولو بسیار کوتاه و آنچه درباره ابولهب و زنش ‍ مى گوید مختصر است ولى با این وصف ، همین سوره کوتاه بیان کننده داستانى طولانى و نقل مختصر آن ، گویاى شرح مفصلى از اعمال ناهنجار و رفتار زشت این دو عنصر پلید و رسواست .

خداوند در سوره ((ابولهب )) مى فرماید: ((تباه باد دستهاى ابولهب (که خاک و سنگ به طرف پیغمبر مى ریزد) تباه باد دستهاى او. مال و ثروتى که او اندوخت و آنچه کسب کرد، او را از کیفر فردا و عذاب دوزخ بى نیاز نکرد. به زودى مى چشد آتشى را که داراى شراره است . زن او که هیزم جمع مى کند (تا بر سر راه پیغمبر بریزد، فرداى قیامت نیز هیزم کش جهنّم است ) و ریسمانى از آتش به گردن دارد.

                                                                 نرم افزار بوستان حکایت