آیا مسئله فدا و شفاعت تنها در اسلام و مسیحیت وجود دارد یا تمامی ادیان به آن ....
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فدا و شفاعت تنها

پاسخ:

گرایشات دانی و عالی نفس از یک طرف و اراده و اختیار آدمی از طرف دیگر، سبب شده است تا در وجود انسان کشمکشی دائمی میان خیر و شر، خوبی و بدی، زشتی و زیبائی، برقرار باشد.
در این درگیری، گاه تمایلات پست بر گرایش های عالی و عقل و فطرت آدمی چیره می شود و انسان در مقابل تمایلات آلودة حیوانی، تسلیم می گردد و با گناه، تن به اسارت قوای نازلة نفس می دهد. این اسارت بال و پر، پرواز به سوی کمال و سعادت را از او می گیرد و از حرکتش باز می دارد. و گاه نیز بر این تمایلات پست غالب آمده به خوبی می گراید.
آری: حیات انسان در روی زمین، قرین گناه و معصیت و تمرّد از امر خداوند بوده و همیشه نیز بدین خاطر، صدمات زیادی دیده و مشقّات فراوانی متحمّل شده است. از سرپیچی آدم و حوا نسبت به فرمان پروردگار، مبنی بر منع از خوردن میوة شجرة ممنوعه که منجر به هبوط آنها شد و بعد از آن اقدام قابیل به قتل برادرش هابیل، تا هر معصیتی دیگر که در هر جا و هر زمان از فرزندان آدم سرزده و می زند، همواره بدبختی ها وگرفتاری های زیادی را برای انسان به همراه داشته است.
این عامل ویرانگر که به تعبیر علی ـ علیه السّلام ـ «چونان اسب های چموش اند که خطاکاران و گناهکاران سوار بر آنها گشته، با افسارهای از دست رفته در بیراهه ها و سنگلاخها می تازند»(1) سرنوشت آدمی را با آتش و عذاب و رنج گره زده و قرین ساخته است. از سوئی دیگر ترس آدمی از مکافات گناه و عقوبت همراه آن، دل نگرانی اضطراب آوری که همواره روح او را آزار می دهد، برایش به وجود آورده است تا جایی که بشر گناهکار دائماً در آرزوی تسهیل مجازات و یا لغو کیفر گناه با عفو و گذشت به سر می برد. در نتیجه همین امر باعث شده که با هر دین و آئینی، به اموری مانند «تفدیه»، «قربانی»، «شفاعت»، و امثال این معانی. معتقد، بلکه پناهنده شود.(2)
با نگاهی به تاریخ ادیان، روشن می شود که در همة ادیان و آیین های توحیدی و حتی غیر توحیدی به نوعی مسئله «فدا» به عنوان «کفارة گناهکاران» مطرح بوده و مورد پذیرش و اقبال عمومی واقع شده است.
بشر به اشکال مختلفی مانند: قربانی نمودن حیوان یا انسان، یا صدقه دادن میوه های نوبر مزارع و کشتزارها و یا تحمل ریاضت های نفسانی و بالاخره با دعا و نماز و ثناء و توسل به اشیاء و اشخاصی که آنها را دارای اعتبار و وجهه ای می دانست، سعی می کرده تا از عواقب سوء گناهان جلوگیری بعمل آورد و شاید تصور و تداعی «گناه نخستین» که سبب گشت تا آدم فردوس نشین به دیر خراب آباد منزل کند نیز بیشتر باعث تقویت این اندیشه گشته و در طول تاریخ آن را زنده نگه داشته است.(3)
به هر حال در تاریخ پرستش ملل و نحل، یک نوع ملازمه بین «گناه» و «فدیه»، صرفنظر از صور و اشکال مختلف آن دیده می شود.
به عنوان مثال: بودائیان معتقدند: بودا خود را قربانی کرد تا کفارة گناه بشر گردد و انسان را وارث ملکوت آسمانها کند.
چینیان دربارة «تیان» می گویند: «تیان» منزه و تنهاست. کمالات آسمانی و زمین را داراست. او جهان را به نیکی وا می دارد. رنج بسیار می کشد و باید از دریای بزرگی بگذرد و خود را به دست موج های آن بسپارد. تنها او می تواند پروردگار خود را قربانی شایسته ای باشد. تیان می میرد تا دیگران رستگار شوند.
مصریان دربارة «اوزیریس» معتقدند: وی در راه نجات جهان و انجام کارهای نیک، رنج فراوان برد و در مقابلة با گناهان، شکست خورد و کشته شد. او مظهر بزرگ قربانی برای نجات بشر بود.
در بارة «تموز» شامیان می گویند: او خدایی بود که از دوشیزه ای زائیده شد و برای نجات انسانها رنج فراوان کشید و بر چوبة دار قربانی گشت.
از عقاید هندوان است که «کریشنا» جان خود را قربانی کرد. او پهلوان پر از لاهوت است و کسی جز او توانایی این کار را نداشت.
همچنین، نخستین اروپائی که از نپال و تبت دیدن کرده است، می نویسد: مردم نپال معتقدند که: «اندرا» به دار کشیده شد و میخ کوب گردید و خونش ریخته گشت تا مردم از کیفر گناه نجات یابند.(4)
برهمائیان نیز گویند: «برجاباتی» سرور مخلوقات خود را به رسم قربانی خدایان پیش کش کرد و جهان با قربانی شدن «بروشامیدا» قربانی اوّل، آباد گردید.(5)
بنابراین: مشاهده می شود که اعتقاد به مسئله «فدا» اختصاص به مسیحیان نداشته و در اکثر آیین ها، حضوری پررنگ دارد. چنانچه ویل دورانت در «لذّات فلسفه» می گوید: «فکر ابن الله و نجات دهنده و نیز کشته شدن به خاطر گناهان مردمان، در بسیاری از ادیان پیش از مسیحیت یا ادیان مستقل ازآن دیده شده است. مانند «کریشنا» در هندوستان و «هوروس» در مصر و «کوتسال کوئاتل» در مکزیک.»(6)
اما در آیین مسیحیت، مسئله فدا که به نظریه «کفارة نیابتی» معروف است، جلوة خاصّی دارد و ریشه اصلی ایمان و اعتقاد آن به حساب می آید و بنا به آموزه های این دین، حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ، جریمة گناهکاران را پرداخت نموده است.
فرقی که آیین مسیحیت با سایر ادیان دارد این است که مسیحیت براساس مرگ بنیانگذار خود استوار شده است. بر طبق آموزة نجات بخش مسیحی، خدا فقط با توبة گناه کار نمی تواند او را ببخشد. چنین کاری برای خدای عادل امکان پذیر نیست و با عدالت الهی منافات دارد. خدا فقط وقتی می تواند ببخشد که جریمة آن پرداخت گردد. برای اینکه خدا بتواند ببخشد و در عین حال عدالت او خدشه دار نگردد، مسیح جریمة گناه کار را پرداخت نمود(7) و به نیابت از همة گناهکاران مجازات گردید و این بدین معناست که مسیح نه برای گناهان خود، بلکه برای گناهان دیگران کشته شد.(8)

 


پاورقی:

1. نهج البلاغه، خطبه شانزدهم «ألا و إنّ الخطایا خیلُ شُمُسٌ .... .
2. چوبینه، سجاد، نگاه فلسفی به جریان عاشورا، انتشارات ابرار، چاپ اول، 1377 هـ ش، ص 105 و 106.
3. همان، ص 106.
4. پیشین، ص 107.
5. ترجمه المیزان، ج6، ص210، ذیل آیه80-79، آل عمران.
6. دورانت، ویل، لذّات فلسفه، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهاردهم، 1380 هـ ش، ص 416.
7. زیبائی نژاد، محمد رضا، درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، قم، ناشر معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، چاپ دوم، 1376 هـ ش، ص 171.
8. یوحنا، 8:46، اول پطرس، 2:22ـ24.