چگونه می‌توان کسی را ، راهنمایی کرد تا مسلمان شود؟
ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: راه مسلمان شدن ،راه اسلام آوردن

پاسخ:

باید در نظر داشت که هدایت انسانها به دست خداوند است و ما جز وسیله‌ای برای رساندن پیام الهی به گوش آنها، نیستیم چرا که خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌فرماید:«هدایت آنان برعهده تو نیست، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت می‌کند.»(1)
وانگهی باید به این مطلب توجه اشت که تبلیغ و ارشاد، یک روش و ضابطه‌ی کلی ندارد که در چهارچوب آن بتوان تمام افراد را در هر زمان و هر مکان ارشاد و به تبلیغ دین در آن چارچوب پرداخت. چرا که روش ارشاد و تبلیغ با توجه روحیات مختلف افراد و موطن و آداب و رسوم اجتماعی که در آن زندگی می‌کند فرق می‌کند و به همین خاطر است که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم»(2) این کلام وحی بیانگر این واقعیت است که روش تبلیغ برای هر قومی اختصاصی است چرا که روحیات و آداب و رسوم آنها متفاوت است.
نکته دیگری که باید بدان توجه کرد این مطلب است که در تبلیغ نباید انتظار داشته باشیم که طرف مقابل حتماً صحبت و عقیده ما را قبول کند یا به عبارت دیگر عقیدة خود را بر دیگران تحمیل نکنیم و اجازه دهیم تا آنها خود انتخاب کنند.

پس چگونه باید به تبلیغ دین پرداخت؟بهترین استاد و الگوی ما در طریق و روش هدایت انسانها آیات قرآن‌کریم و سیرة پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ می‌باشد.
قرآن کریم برای هدایت انسانها چهار دستورالعمل مهم برای ما ارائه کرده است که با عمل به آنها می‌‌توان سریع‌تر و صحیح‌تر و بی‌دردسرتر به مقصد برسیم.
و اما آن دستورات عبارتند از:

اول آنکه: رفتارمان با مردم سخت‌گیرانه نباشد و با آنها مدارا کنیم و عذرشان را بپذیریم و بیش از آنچه قدرت دارند از آنها چیزی نخواهیم.(3)
بدیهی است که اگر شخصی که می‌خواهد دیگران را هدایت کند، انسان سختگیری باشد به زودی جمعیت از اطراف او پراکنده می‌شوند و نفوذ خود را در قلوب از دست خواهد داد، همانطور که قرآن کریم خطاب به پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید:«اگر سختگیر و بداخلاق و سنگ‌دل بودی به طور مسلم از گرد تو پراکنده می‌شدند.»(4)

دوم آنکه: «مرم را به کارهای نیک و آنچه عقل و خرد شایسته می‌دانند و خداوند آنها را نیک معرفی کرده است دعوت کنیم و در گفتن حقایق کوتاهی نکنیم.»(5)

سوم آنکه: «در برابر جاهلان صبور و بردبار باشیم و با آنها ستیزه نکنیم یعنی با آنها به بحث و جدل بیهوده نپردازیم چرا که در هنگام مواجه با افراد لجوج و جاهل و بی‌خبر و افرادی که سطح اخلاقی پایینی دارند بهترین کار تحمل و حوصله به خرج دادن است نه گلاویز شدن با آنها و تجربه نشان داده که برای بیدار ساختن افراد لجوج و متعصب این بهترین کار می‌باشد.»(6)

چهارم آنکه: «پیش از آنکه بخواهیم مردم را با سخن گفتن و صحبت کردن راهنمایی کنیم، سعی کنیم آنها را با اعمال و رفتار خود به راه مستقیم و دین مبین اسلام هدایت کنیم همچنان که در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است مردم را با عمل خود، به نیکی‌ها دعوت کنید نه با زبان خود.
تأثیر عمیق دعوت عملی از اینجا سرچشمه می‌گیرد که هرگاه شنونده بداند گوینده از دل سخن می‌گوید و به گفته خویش ایمان صد در صد دارد، گوش جان خود را به روی سخنانش می‌گشاید و سخن که از دل برخیزد بر دل می‌نشیند و در جان اثر می‌گذارد. و بهترین نشانة ایمان گوینده به سخنش این است که خود قبل از دیگران عمل کند همان‌گونه که علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: ای مردم به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتی تشویق نمی‌کنم مگر آنکه قبلاً خودم آن را انجام می‌دهم و از هیچ کار خلافی باز نمی‌دارم مگر اینکه پیش از شما از آن دوری جسته‌ام.»(7)
هنگامی که این مواردرعایت شود ممکن است توجه یک مسیحی و یا هر کسی دیگر جلب گردیده و راه هدایت بر رویش باز شود.

 


پاورقی:

1. بقره، 272، لیس علیک هداهم و لکن الله یهدی من یشاء.
2. ابراهیم، 4.
3. برگرفته شده از تفسیر نمونه، ج 7، ص 62، ذیل آیات 203-199 سوره اعراف.
4. آل عمران، 159.
5. برگرفته شده از تفسیر نمونه، ج7، ص 62 و 63، ذیل آیات 203-199 اعراف.
6. همان.
7. برگرفته از تفسیر نمونه، ج 1، ص 215، ذیل آیات 44 تا 46 بقره.